برچسب ها بـ ‘هو’

از میر رضی الدین آرتیمانی

دوشنبه, 6 نوامبر, 2017

خدایا به جان خراباتیان ،
کزین تهمت هستی ام وارهان
به میخانه ی وحدتم راه ده ،
دل زنده و جان آگاه ده
که از کثرت خلق تنگ آمدم ،
به هر سو شدم سر به سنگ آمدم
میی ده که چون ریزی اش در سبو ،
بر آرد سبو از دل آواز هو
از آن می که در دل چو منزل کند ،
بدن را فروزان تر از دل کند
از آن می که چون چشمت افتد بر آن ،
توانی در آن دید حق را عیان
از آن می که چون عکسش افتد به باغ ،
کند غنچه را گوهر شب چراغ
به انگور میخانه ره پوی آه ،
چه می خواهی از مسجد و خانقاه
سحر چون نبردی به میخانه راه ،
چراغی به مسجد ببر شامگاه
نیاری چو تو تاب دیدار او ،
ز دیدار رو کن به دیوار او
نبرده است گویا به میخانه راه ،
که مسجد بنا کرده و خانقاه

عارفانه ها(8)

چهار شنبه, 30 می, 2012

تا اینجا نشسته ام هیچکس را ندیده ام که از در این مسجد درآمده است،از خویشتن کمتر،الا بیشتر دیده ام.

******

از کسانی باش که اندوه از دل برگیری و از کسان مباش که اندوه به دل هو نهی،

از کسانی باش که مشغول دلی را فارغ کنی و از کسان مباش که فارغ دلی را مشغول کنی.