برچسب ها بـ ‘همدردی’

آتش بدون دود 19

یکشنبه, 7 دسامبر, 2014

ارزش درد،هزاران بار بیش از ارزش همدردی است
درد حالتی است مردمی،اما همدردی،خصلتی است اشرافی و بزرگ منشانه
درد را هرگز همسنگ همدردی ندان!
***********************************
ما هرگز به خاطر عاشقان نجنگیدیم،به خاطر عشق جنگیدیم
ما هرگز به خاطر خوبان روزگار نجنگیدیم،به خاطر نفس خوبی جنگیدیم
ما به خاطر آرمان خواهان نجنگیدیم،به خاطر ذات آرمان جنگیدیم
*************************************
عزیز من
نترس
با صدای بلند گریه کن
شاید همسایه ات با صدای گریه تو،از خواب بیدار شود

به کجا برم غم خود؟

شنبه, 28 جولای, 2012

دیروز برای گرفتن یک گواهی به سازمان بازنشستگی مراجعه کردم.

هنگامه ای بود.شماره های نوبت را می خواندند و یکی یکی به کیوسک های مربوطه مراجعه می کردیم.ناگهان صدای جیغ وحشتناک خانمی بلند شد که پی در پی فریاد می زد: به من دست نزن و باز جیغ می کشید.

همه به آن سمت هجوم بردیم.خانمی سخت پیر و فرتوت در حال فریاد زدن بود.اصرار داشتند بیرونش کنند و او مقاومت می کرد.

کسی از من پرسید:چی شده؟

گفتم: این خانم برای گرفتن حق خود”کولی بازی”درآورده!

جوانکی بیست و یکی دوساله(هم سن پسر کوچک من)بر سرم فریاد کشید که:آقا درست صحبت کن.مادر منه!

بسیار عصبانی وناراحت بود.

گفتم:پسرم قصد توهین نداشتم،قصد همدردی داشتم.

گفت:اصلا به شما ربطی نداره.

گفتم:باشه،عذر می خوام ولی برو به مادرت دلداری بده.از این راه به جایی نمی رسه.

کمی نگاهم کرد و برخلاف جهت به سمت حیاط رفت و از آب سرد کن آبی نوشید و ناراحت و نگران کنار در حیاط ساختمان به دیوار تکیه داد و چشمانش را بست.

مادر هنوز در حال جیغ کشیدن بود و مردم از سرو کول هم بالا می رفتند.

تمام راه برگشت را می گریستم.نمی دانم برای خودم یا برای پیرزن یا برای جوان عاصی و درمانده.

قرار نبود اینگونه باشیم.چه بر سر ما آمده؟