برچسب ها بـ ‘هماغوشی’

ماجرای پایان ناپذیر حافظ 12

سه شنبه, 25 آگوست, 2015

نخستین کاری که حافظ در سرودن اشعارش می کرد،”گزینش”بود.گزینش لفظ و معنی،و این شناخت لازم دارد.کلمات حافظ همه دستچین شده اند،باید هم خوش آهنگ باشند و هم ظرفیت کشیدن بیشترین بار مقصود را داشته باشند.گذشته از آن،خاصیت هماغوشی در آنها قوی باشد.منظور از هماغوشی، استعداد ترکیب است.
کلمات نیز مانند انسانها گاهی همدیگر را رد می کنند،گاهی می ربایند.کلمه شبیه انسان است،نسب و اصلیت دارد،دوران کودکی و بلوغ را گذرانده،از سر آبهای روزگار گذشته و سرد و گرم چشیده،بعضی بدقلق اند و بعضی خوش گوشت،بعضی سرد مزاج و بعضی خواهشناک،بعضی پرخون و جوان و بعضی فرسوده و پیر.از همه مهمتر آن که بعضی سبکبارند و بر عکس،بعضی بار گران تاریخ بر پشت خود دارند،بار فکر،غوغای زندگی،صدای درای کاروان بشریت.
معانی نیز باید از خلال انبوه رویدادها بیرون کشیده شوند:سبک سنگین کردن در میان اندیشه های فاتح و شکست خورده،کاویدن وجدان آگاه و ناآگاه جامعه بشری،باریک شدن در سرگذشت سرزمین شگفت انگیزی که ایران نام گرفته است.
اندیشه های اصلی در حافظ بیش از هفت هشت نیستند،ولی آنها قافله سالارند،مانند لوکهای پیر که هریک کاروانی را به دنبال خود می کشند.