برچسب ها بـ ‘هراسان’

قسمت ما

شنبه, 26 ژانویه, 2013

چون به خود آمدم از عمر نبودش باقی

خسته و با کوله ای از رنج بی پایان به دوشم

در پی جبران ماضی و هراسان زمان پر شتاب

لحظه ها را در کمین و هر نوایی را به گوشم

شاید از این لحظه های اندک در پیش رو

آید اندک فرصتی تا در پی جبران بکوشم

در غم یاران رفته،در عزا و سوگ آنان

همچو آبی روی آتش در خروش آیم،به جوشم

می رسد ما را خبر،از رفتن یاری ز دنیا

از درون چشمه پر آب هستی،جز رنج دوری من ننوشم

گناه من چه بود؟

سه شنبه, 21 دسامبر, 2010

آن روز که از خانه برونم کردند

سرگشته در این خاک رهایم کردند

شوریده و حیران و هراسان و نهان

بی توشه و نادان،به راهم کردند

کس بر من تنها،پناهی ننمود

پیوسته زهر سو،خرابم کردند

ما را به امید عدن اینجا راندند

لیک دوزخ و آتش،به کامم کردند

حالی زچه رو،از من بی مقدار

کردند سوالی و به دارم کردند