برچسب ها بـ ‘هاله’

نقد و تحلیل جباریت 30

یکشنبه, 9 فوریه, 2020

اگرچه قدرت طلب خودكامه در تبرئة خود و براي توجيه امور درخصوص خطرات احتمالي مبالغه مي كند، اما كاملاً روشن است كه انگيزة اصلي او در آنجام آن اعمال “هراس پرخاشگرایانه” بوده است، چرا كه واقعاً ممكن است در ناخودآگاهش خطر و تهديدات را خيلي بزرگ تر از آنچه بيان مي كند، تجربه كرده و رفتار و عملش نيز متناسب با تجربه و احساس درونيش بوده باشد . بدين دليل است كه برداشت هاي رايج در خصوص حاكمان خودكامه و ديكتاتورها را كه معتقدند آن ها به خاطر لذّت ناشي ازتخريب و شرارت دست به اعمال بزهكارانه مي زنند، نادرست مي دانيم. فردخودكامه به هيچ وجه نيت و غرض شرارت ندار د و برخلاف آنچه شاعران اخلاقي دربارة آنان مي گويند، دچار احساس گنا هكاري و عذاب وجدان هم نيست. او همواره در ترس و نگراني به سر برده و به همين دليل سپري ازدليل تراشي و بهانه هاي متعدد در مقابل ترس عميق خود مي سازد تا در پناه آن ايستاده و مجبور نباشد به چيزي اعتراف كند فرد خودكامه در مبارزه براي دست يابي به مقام اول، گستاخ وسرسخت است و اعمال و رفتار خود را درست و به جا مي داند. آيا مي توان ازاو پرسيد كه چرا خودش را شايسته تر از فردي مي داند كه اكنون در مقام اول قرار گرفته است؟ و چرا فكر مي كند كه هستي و بقاي حركت به اين بستگي دارد كه او در مقام نخست نهضت قرار گيرد؟ از همة اين ها كه بگذريم در نهايت اين موفقيتهاي اوست كه نظر او را تأييد خواهند كرد.
فرد خودكامه پس از دست يابي به مقام اول شديداً تلاش مي كند تا موضع و پايگاهش را استحكام بخشد . از اين رو لازم مي بيند كه عده اي را به دور خود جمع كند كه به او محتاج و وابسته باشند . عواملي كه بدون او كارواني گم گسته و بي قافله سالار مي نمايند و تنها در صورت وفاداري به او مقام و مرتبتي عظيم مي يابند كه حتي در خواب نيز قابل دست يابي نبوده است. اما براي اين كه اطرافيان به اين شرايط تن دردهند، قدرت طلب خودكامه بايستي يكسري موفقيت هاي پي درپي كسب كند . ميزان اقبال اطرافيانش در گرو موفقيت هاي اوست . بنابراين گروهي كه دور او جمع مي شوند، وظيفه دارند به هر قيمتي كه شده پيروزي و موفقيت براي او فراهم سازند . بدين منظور آن ها مجبورند پيرامون خودكامه “هاله ای افسانه ای” بكشند، چرا كه در غير اين صورت كار خودشان زار است.
اما افسانه سازي براي آدمي كه زنده است و از آن مهم تر، بهره برداري از اين داستان پردازي ها به عنوان ابزار مبارزه كار مشكلي است . نكتة اصلي در اينجا درگيري با حقايق است كه نتيجة كار مي تواند شكست هاي شديدي را در برداشته باشد . از اين روست كه رسيدن به موفقيت نبردي سبعانه و خالي از هر نوع ترحم مي طلبد. بدين خاطر اظهار وفاداري به فرد خودكامه و حفظ شهرت و تبليغ افسانة او گاهي اوقات بهاي زيادي چون ظلم به برادر و خيانت به دوست ديرين و زير پا گذاشتن حقيقت در بر دارد.
بدين ترتيب مقدمات گونه اي وفاداري غيرعادي فراهم مي شود كه ويژگي بارز خودكامگي است و مشروعيت خود را از خيانت و ستم كاري به دست مي آورد. عاملي كه باعث تداوم رابطة بين قدرت طلب خودكامه واعوان و انصارش مي شود، معمولاً در رابطه انسان هاي طبيعي باعث ازهم گسستگي پيوندها و اشتراك در خلاف كاري ها و دغل بازي ها و صفات ناپسند اخلاقي و به طور كلي تشريك مساعي فزاينده و گسترده در امورخلاف مي شود.

مقالات 104

یکشنبه, 6 آگوست, 2017

دکتر محمود سریع القلم 3

آیا می‌توان استراتژی امنیت ملی را از استراتژی توسعه اقتصادی کشور تفکیک کرد؟ تا چه زمانی نفت و گاز بفروشیم و زندگی کنیم؟ استراتژی امنیت ملی کشور، شرکای منطقه‌ای ندارد. اقتصاد در ریل مستقل خود حرکت می‌کند اما بعضی اوقات دچار بحران جدی می‌شود و به عنوان مثال به‌خاطر تحریم‌های گسترده، به برجام منجر می‌گردد.

برخلاف کسانی که مشکل را در افراد یا دولت‌ها جستجو می‌کنند، این نویسنده گره اصلی را در فکر و اندیشه می‌داند: تا زمانی که ما امنیت ملی و توسعه اقتصادی را از یک جنس و مقوله ندانیم و این دو اصل حکمرانی را بر یک ریل واحد قرار ندهیم، در هاله‌ای از سختی‌ها بلکه بحران‌ها، بنیه‌های عظیم انسانی و طبیعی خود را هدر خواهیم داد. کانون نظری استراتژی منطقه‌ای ضد ایرانی بر پایۀ ضعیف نگاه داشتن کشور استوار است.

چالش‌های ما در ارتباط با افراد و جریان‌ها نیست بلکه در اندیشه‌ها و رهیافت‌هاست. فهم غیراقتصادی ما از نظام بین‌الملل باعث شده‌است که به ادبیات عدالت محور، مهر محور و احترام محور با قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی متوسل شویم و از آن‌ها خواهش کنیم تا با ما درست رفتار کنند و احترام بگذارند.

آمریکا 99 نیروگاه هسته‌ای دارد و در عین حال در مساحتی حدود 4800 کیلومتر مربع با جمعیتی حدود سه میلیون نفر و 250 هزار متخصص. IT، کانونی بنام سی‌لی‌کان ولی با ارزشی در حدود 3 تریلیون دلار ایجاد کرده‌است. شرکت اپل حدود دو میلیارد کامپیوتر و آی‌فون فروخته است. عموم شرکت‌های فن‌آوری آمریکا به حکم محدودیت مهاجرت دولت جدید آمریکا اعتراض کردند زیرا فقط در شهر سیاتل آمریکا، دویست هزار متخصص خارجی کار می‌کند. کشور ما بدون بنیان‌های داخلی اقتصادی، مالی و فن‌آوری نمی‌تواند در منطقه و نظام بین‌الملل قدرتمند تلقی شود. قدرت کشور در فروش نفت و گاز نیست بلکه در بهره‌برداری از هزاران مهندس و متخصص است که ارزش افزوده ایجاد کنند.

زندگی باید کرد

دوشنبه, 9 جولای, 2012

 

 

 

زندگی باید کرد

گاه با یک گل سرخ

گاه با یک دل تنگ

گاه با سوسوی امیدی کمرنگ

زندگی باید کرد

گاه با غزلی از احساس

گاه با خوشه ای از عطر گل یاس

زندگی باید کرد

گاه با ناب ترین شعر زمان

گاه با ساده ترین قصه یک انسان

زندگی باید کرد

 گاه با سایه ابری  سرگردان

گاه با هاله ای از سوز پنهان

گاه باید روئید

از پس آن باران

گاه باید خندید

بر غمی بی پایان

لحظه هایت بی غم

روزگارت آرام

عاشقانه ها(2)

یکشنبه, 15 آوریل, 2012

 

زندگی باید کرد !

گاه با یک گل سرخ

گاه با یک دل تنگ

گاه با سوسوی امیدی کمرنگ

زندگی باید کرد !

گاه با غزلی از احساس

گاه با خوشه ای از عطر گل یاس

زندگی باید کرد !

گاه با ناب ترین شعر زمان

گاه با ساده ترین قصه یک انسان

زندگی باید کرد !

گاه با سایه ابری  سرگردان

گاه با هاله ای از سوز پنهان

گاه باید روئید

از پس آن باران

گاه باید خندید

بر غمی بی پایان

لحظه هایت بی غم …………

روزگارت آرام ……..

به که دل بندم؟

یکشنبه, 1 می, 2011

سينه ها جاي محبت، همه از كينه پر است .

هيچكس نيست كه فرياد پر از مهر تو را

 گرم، پاسخ گويد

 نيست يكتن كه در اين راه غم آلوده عمر

 قدمي، راه محبت پويد

 خط پيشاني هر جمع، خط تنهائيست

 همه گلچين گل امروزند

 در نگاه من و تو حسرت بيفردائيست .

به كه بايد دل بست ؟

 به كه شايد دل بست ؟

 نقش هر خنده كه بر روي لبي ميشكفد

نقشه يي شيطانيست

 در نگاهي كه تو را وسوسه عشق دهد

 حيله پنهانيست .

زير لب زمزمه شادي مردم برخاست

 هر كجا مرد توانائي بر خاك نشست

 پرچم فتح بر افرازد در خاطر خلق

 هر زمان بر رخ تو هاله زند گرد شكست

 به كه بايد دل بست؟

 به كه شايد دل بست؟

خنده ها ميشكفد بر لبها

تا كه اشكي شكفد بر سر مژگان كسي

 همه بر درد كسان مينگرند

ليك دستي نبرند از پي درمان كسي

  از وفا نام مبر، آنكه وفاخوست، كجاست ؟

 ريشه عشق، فسرد واژه دوست، گريخت

 سخن از دوست مگو، عشق كجا ؟ دوست كجاست ؟

دست گرمي كه زمهر

بفشارد دستت

در همه شهر مجوي گل اگر در دل باغ

بر تو لبخند زند بنگرش، ليك مبوي

 لب گرمي كه ز عشق

ننشيند به لبت

به همه عمر، مخواه

 سخني كز سر راز

 زده در جانت چنگ

بلبت نيز، مگو

  چاه هم با من و تو بيگانه است

 ني صد بند برون آيد از آن

 راز تو فاش كند

 درد دل گر بسر چاه كني

 خنده ها بر غم تو دختر مهتاب زند

 گر شبي از سر غم آه كني

درد اگر سينه شكافد، نفسي بانگ مزن

 درد خود را به دل چاه مگو

 استخوان تو اگر آب كند آتش غم

آب شو، « آه » مگو

ديده بر دوز بدين بام بلند

 مهر و مه را بنگر

 سكه زرد و سپيدي كه به سقف فلك است

 سكه نيرنگ است

 سكه اي بهر فريب من و تست

 سكه صد رنگ است

 ما همه كودك خرديم و همين زال فلك

 با چنين سكه زرد

و همين سكه سيمين سپيد

ميفريبد ما را

 هر زمان ديده ام اين گنبد خضراي بلند

گفته ام با دل خويش: مزرع سبز فلك ديدم و بس نيرنگش

 نتوانم كه گريزم نفسي از چنگش

 آسمان با من و ما بيگانه

 زن و فرزند و در و بام و هوا بيگانه

 « خويش » در راه نفاق

« دوست » در كار فريب

« آشنا » بيگانه

 شاخه عشق، شكست

 آهوي مهر، گريخت

 تار پيوند، گسست

 به كه بايد دل بست ؟

 به كه شايد دل بست ؟

  ازکتاب طلوع محمد مهدی سهیلی