برچسب ها بـ ‘نگرش’

کلید توسعه ایران 19

چهار شنبه, 8 ژانویه, 2020

قبل از پرداختن به دوره کودکی،لازم است روی مادران هم سرمایه گذاری جدی انجام دهیم.مادران ویژگی های منحصر بفردی دارند از جمله اینکه پر از شفقتند.بر اساس آموخته های علمی و روان شناختی متاخر،شفقت درمانی،یکی از آخرین شیوه های درمانی روان شناسی امروز است. مادران در واقع کارخانه های شفقت درمانی هستند و شاید لازم باشد که قبل از کودکان،آموزش مادران شروع کنیم. اگر مادران بدانند که با روش های غلط خود چه بلایی بر سر ظرفیت های وجودی کودکان خود می آورند،آنگاه چون مخزن شفقت هستند حتما خود را اصلاح می کنند و برای آموزش خود همکاری می کنند. اگر مادر بداند که برای اینکه کودکش سالم و توسعه یافته تر وارد جامعه شود باید مراقب بیست ویژگی یا سرمایه در کودکش باشد،آنگاه تمام سعی خود را خواهد کرد که همه این سرمایه را تامین کند. در ایران امروز تعداد زیادی از مادران با سوادند،یا دیپلم دارند و بخش های زیادی هم دارای تحصیلات عالی هستند.باید برای آشنایی مادران با شیوه های توسعه کودکان،برنامه ریزی کنیم و آگاهی ها،نگرش ها و مهارت های لازم به آنها منتقل شود.در این مسیر و در شرایط منونی خیلی به دولت و حتی نظام سیاسی امیدی نیست.چرا که آنها درگیر الویت های دیگری مثل رکود یا مسائل خارجی هستند. به گمانم امروز نقش نهادهای مدنی،گروه های مرجع،نخبگان و سرمایه های نمادین محلی و منطقه ای می تواند خیلی برجسته باشد.بنابراین برای نجات آینده توسعه کشور،همه نهادهای مدنی باید باهم مشارکت کنند. قیامی برای حرکت به سوی آگاهی بخشی و توانمندسازی مادران در جهت پرورش کودکانی توسعه آفرین.

یادداشتی از نلسون ماندلا

سه شنبه, 18 ژانویه, 2011

من باور دارم
که زمان زیادى طول مى‌کشد تا من همان آدمی بشوم که مى‌خواه
م

من باور دارم…
که قهرمان کسى است که کارى که باید انجام دهد را در زمانى که باید انجام گیرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پیامدهاى آن

من باور دارم…
که بلوغ بیشتر به انواع تجربیاتى که داشته‌ایم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ایم بستگى دارد تا به این که چند بار جشن تولد گرفته‌ایم

من باور دارم…
که ما مسئول کارهایى هستیم که انجام مى‌دهیم، صرفنظر از اینکه چه احساسى داشته باشیم

من باور دارم…
که دو نفر ممکن است دقیقاً به یک چیز نگاه کنند و دو چیز کاملاً متفاوت را ببینند

من باور دارم…
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسیم تغییر یابد

من باور دارم…
که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست ندارند نیست
و دعوا نکردن دو نفر با هم نیز به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست دارند نمى‌باشد

من باور دارم…
که هر چقدر دوستمان خوب و صمیمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما باید بدین خاطر او را ببخشیم

من باور دارم…
که همیشه کافى نیست که توسط دیگران بخشیده شویم، گاهى باید یاد بگیریم که خودمان هم خودمان را ببخشیم

من باور دارم…
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم، او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد

من باور دارم…
که ما مى‌توانیم در یک لحظه کارى کنیم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد

من باور دارم…
که همیشه باید کسانى که صمیمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زیبا و دوستانه ترک گویم زیرا ممکن است آخرین بارى باشد که آن‌ها را مى‌بینم

من باور دارم…
که گاهى کسانى که انتظار داریم در مواقع پریشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آیند و ما را نجات مى‌دهند

من باور دارم…
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترین فاصله‌ها. عشق واقعى نیز همین طور است

من باور دارم…
که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا این به من این حق را نمى‌دهد که ظالم و بیرحم باشم

من باور دارم…
که صرفنظر از اینکه چقدر دلمان شکسته باشد دنیا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ایستاد

من باور دارم…
که زمینه‌ها و شرایط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثیرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم

من باور دارم…
که نباید خیلى براى کشف یک راز کند وکاو کنم، زیرا ممکن است براى همیشه زندگى مرا تغییر دهد

من باور دارم…
که گواهى‌نامه‌ها و تقدیرنامه‌هایى که بر روى دیوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد

من باور دارم…
شادترین مردم لزوماً کسى که بهترین چیزها را دارد نیست،
بلکه کسى است که از چیزهایى که دارد بهترین استفاده را مى‌کند