برچسب ها بـ ‘نکته’

تصویر نوشته 136

سه شنبه, 8 اکتبر, 2019

نقد و تحلیل جباریت 6

یکشنبه, 18 آگوست, 2019

نكته اين جاست كه انسان وقايع و حوادث نيك و بد را مشاهده مي كند و از كنارشان ميگذرد. اما تجربة يك امر، چيز ديگري است، چرا كه انسان آن را به طور شخصي انجام مي دهد و از آن درس مي گيرد. وانگهي مشاهدات هرگز به طور قطعي بر چيزي دلالت نمي كنند. چرا كه مشاهدة يك امر يكسان، در آدم هاي مختلف، تجارب مختلفي را شكل مي دهد. حالا مي توان به روشني فهميد كه چرا تأثير برخي تجارب ومشاهدات متحول كننده مانند جنبش هایي كه به خون ميليون ها نفرآغشته اند، اين قدر زودگذر است.
اكنون بهتر مي توان اين نكته را درك كرد كه چرا موارد هشداردهندة خاطرات و مشاهدات تاريخي، فقط براي كساني هشداردهنده بوده است كه في نفسه به چنين اخطارهايي نياز چنداني نداشته اند. به قول پاسكال آناني كه به دنبال درس و عبرت اند، مدت هاست كه آن را يافته اند. اما اكثر مردم به دنبال آموختن نيستند، چون طلسم شدة حقيتِ شخصي يا به قول آدلر “سبك زندگي” خويش اند.طلسمی که سایه شومش را بر “سبک زندگی” آنها گسترده و تعیین کننده ضمیر هشیار نظام ارزشها و ریشه روانی (طرح واره) تمامی ادراکاتشان – به معنای همان حقیقت شخصی شان – است. این تنها تغییرات زیربنایی اجتماعی است که می تواند تجربه خاصی را به اذهان تحمیل کند،از آن دست تجاربی که نه تنها ساختگی نیستند ،بلکه خود سازنده انسان و تاریخ اند.

تکه های ناب 46

چهار شنبه, 1 می, 2019

سخت ترین نکته درباره ی مشهور بودن اینه که مردم همیشه با تو مهربان هستند و هر چه بگویی
نظرت را تایید می کنند حتی اگر کاملا احمقانه باشد!

رابرت دنیرو

سرزمین عجایب 8

دوشنبه, 19 می, 2014

دو نکته دیگر برای من در این سفر خیلی جالب بود:

اول برنامه ریزی دقیق شهری: در یک خیابان تجاری خیلی شلوغ و پر رفت و آمد که هم خودروها در تردد بودند و هم سیستم تراموای شهری ایشان،خودروی زباله هم طوری عمل می کرد که تقریبا هر نیم ساعت یک بار کنار هر سطل بزرگ زباله می ایستاد و با برداشتن کیسه پلاستیکی بزرگ زباله و گذاشتن یک کیسه خالی به جای آن،سراغ سطل زباله بعدی می رفت و همه این ها در حالی بود که هیچ خللی به کار بقیه وارد نمی کرد و مزاحم نبود.باید دقیقه ها و حتی ثانیه ها را در اینگونه کار کردن مراقب بود.

دوم وجود غیر محسوس پلیس بود.طی دو هفته ای که آنجا بودم تنها دوبار پلیس را دیدم.یک بار با ماشین و در حال گشت زنی و بار دوم با شنیدن سرو صدای زیادی در پشت سرم ،برگشتم و دو پلیس را دیدم که جوانی را به روی زمین خوابانده بودند و به شدت و محکم نگهش داشته بودند و پی در پی با فریاد می پرسیدند که:کیف کجاست؟

به صورت عادی اصلا آنها را نمی دیدی ،اما هرجا لازم بود فوری سر می رسیدند.

موسیقی

شنبه, 26 نوامبر, 2011

مهمانی در منزل داشتیم و پسرم ابتکاری به خرج داد و موزیک بسیار ملایمی را از دستگاه پخش کرد که در تمام طول زمان حضور میهمانان عزیزمان در حال پخش بود.بعد از ساعتی در کمال تعجب متوجه یکی دو نکته شدم که وقتی برای آنان گفتم،آن ها نیز با تعجب تایید کردند:

-ما خیلی شمرده و آرام صحبت می کردیم.

-از گفتن جوک و حرفهای سرو صدا آور و خنده بلند،اجتناب داشتیم.

-باهم خیلی صمیمی تر و مهربان تر شده بودیم.

-آرامش خوبی در وجود همه ما،حاکم شده بود.

به این نتیجه رسیدیم که این خاصیت موسیقی است و برای همین پیوندی ناگسستنی با روح انسان دارد.

شما نیز امتحان کنید.

آدم شویم(از جامی)

چهار شنبه, 5 ژانویه, 2011

پدري با پسري گفت به قهر
که تو آدم نشوي جان پدر

حيف از آن عمر که اي بي سروپا
در پي تربيتت کردم سر

دل فرزند از اين حرف شکست
بي خبر از پدرش کرد سفر

رنج بسيار کشيد و پس از آن
زندگي گشت به کامش چو شکر

عاقبت شوکت والايي يافت
حاکم شهر شد و صاحب زر

چند روزي بگذشت و پس از آن
امر فرمود به احضار پدر

پدرش آمد از راه دراز
نزد حاکم شد و بشناخت پسر

پسر از غايت خودخواهي و کبر
نظر افگند به سراپاي پدر

گفت گفتي که تو آدم نشوي
تو کنون حشمت و جاهم بنگر

پير خنديد و سرش داد تکان
گفت اين نکته برون شد از در

«من نگفتم که تو حاکم نشوي
گفتم آدم نشوي جان پدر»

باز هم از عشق بگوییم

یکشنبه, 26 دسامبر, 2010

سر دفتر عالم معانی عشق است
سر بیت قصیده جوانی عشق است
ای آنکه خبر نداری از عالم عشق
این نکته بدان که زندگانی عشق است