برچسب ها بـ ‘نوحه سرا’

از مهدی اخوان ثالث

دوشنبه, 21 دسامبر, 2015

شاعر نی ام و شعر ندانم که چه باشد
من مرثیه خوان دل دیوانه ی خویشم
از بس که ملول از دلمرده ی خویشم
هم خسته ی بیگانه ، هم آزرده ی خویشم
این گریه ی مستانه ی من بی سببی نیست
ابر چمن تشنه و پژمرده ی خویشم
گلبانگ ز شوق گل شاداب توان داشت
من نوحه سرای گل افسرده ی خویشم
شادم که دگر دل نگراید سوی شادی
تا داد غمش ره به سراپرده ی خویشم
پی کرد فلک مرکب آمالم و در دل
خون موج زد از بخت بدآورده ی خویشم
ای قافله ! بدرود ، سفر خوش ، به سلامت
من همسفر مرکب پی کرده ی خویشم
بینم چو به تاراج رود کوه زر از خلق
دل خوش نشود همچو گل از خرده ی خویشم
گویند که ( امید و چه نومید ! ) ندانند
من مرثیه گوی وطن مرده ی خویشم
مسکین چه کند حنظل اگر تلخ نگوید ؟
پرورده ی این باغ ، نه پرورده ی خویشم

مهدی اخوان ثالث