برچسب ها بـ ‘نوآوری’

دیکتاتوری قیمت ها 1

سه شنبه, 23 ژوئن, 2015

پس از پایان مقاله “چرا سازمان برنامه؟”آقای محمود آجرلو،اکنون به ارائه یکی دیگر از مطالب ارزشمند اقتصادی ایشان می پردازیم:

اﻣﺮوزه ﺳﺎزﻧﺪﮔﯽ و ﺳﻮدﻣﻨﺪي اﺻﻞ ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ در اﻗﺘﺼﺎد ﻫﺎي آزاد ﻃﺮﻓﺪاران ﺑﺴﯿﺎري دارد و اﯾﻦ ﮔﺮوه از اﻗﺘﺼـﺎدداﻧﺎن آﻓﺮﯾﻨﻨـﺪﮔﯽ و ﻧﻮآوري را ﺑﻪ ﮐﺎرﮐﺮد ﻫﻤﯿﻦ اﺻﻞ ﻧﺴﺒﺖ ﻣﯽ دﻫﻨﺪ . ﺑﺮاﺑﺮ اﯾﻦ اﺻﻞ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻﻫﺎ و ﺧﺪﻣﺎت در روﯾـﺎروﺋﯽ ﻧﯿﺮوﻫـﺎي ﻋﺮﺿـﻪ و ﺗﻘﺎﺿـﺎ در ﺑـﺎزار ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﻮد. و از آﻧﺠﺎﺋﯽ ﮐﻪ ﺧﺮﯾﺪاران و ﻓﺮوﺷﻨﺪﮔﺎن زﯾﺎدي در ﺑﺎزار ﺣﻀﻮر دارﻧﺪ و ﻫﺮ ﮐﺪام ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺑﺎزار ﮐﻮﭼﮏ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻟﺬا ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﺮ ﺳﻄﺢ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ اﺛﺮﮔﺬار ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻋﺮﺿﻪ و ﯾﺎ ﺗﻘﺎﺿﺎﯾﺸﺎن ﺑﻪ ﻃﻮر ﮐﻠﯽ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﺗﻌﺎدل ﺑﺎزار ﻣﻨﺘﻬﯽ ﻣـﯽ ﺷـ ﻮد. در ﺳـﻮيِ دﯾﮕـﺮ اﯾـﻦ ﮔﺮوه از ﻃﺮﻓﺪاران ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ اﻧﺘﻈﺎر دارﻧﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ اﺻﻞ ﻣﺎﻧﻨﺪ اﺻﻮل ﻋﻠﻮم دﯾﮕﺮ ﮐﻪ در ﻫﻤﻪ ﺟﺎي ﮐﺮه يِ زﻣـﯿﻦ ﯾﮑﺴـﺎن ﻫﺴـﺘﻨﺪ ، ﺑـﻪ ﮐﺎرﮔﯿﺮي اﯾﻦ اﺻﻞ ﻫﻢ در ﻫﻤﻪ اﻗﺘﺼﺎدﻫﺎ اﯾﻦ ﻧﻘﺶ را از ﺧﻮد ﻧﺸﺎن دﻫﺪ اﻣﺎ ﺑﻪ ﭘﯿﺶ ﻧﯿﺎزﻫﺎي اﯾﻦ اﺻـﻞ ﺗﻮﺟـﻪ ﮐـﺎﻓﯽ ﻧﻤـﯽ ﺷـﻮد ، ﮐـﻪ حداقل ﺳﻪ ﺷﺮط ، دوﻟﺖ اﻧﺪازه و ﭘﺎﺳﺨﮕﻮ، اﻗﺘﺼﺎد ﺧﺼﻮﺻﯽ و ﺳﻮم ﻧﺮخ ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮل ﻣﺮدم در اﻗﺘﺼﺎد ﺑﺮاي ﻧﻘﺶ آﻓﺮﯾﻨـﯽ اﯾـﻦ اﺻـﻞ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻤﺰﻣﺎن ﻓﺮاﻫﻢ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ در اﻗﺘﺼﺎد ﻫﺎﺋﯽ ﮐﻪ ﮐﻤﯿﻨﻪ ﺳﻪ ﺷﺮط ﭘﯿﺶ ﮔﻔﺘﻪ را ﻧﺪارﻧﺪ ، ﻗﯿﻤﺖ ﮔﺬاري ﺑـﻪ روش ﺣﺴـﺎﺑﺪاري و ﺑﺮﭘﺎﯾـﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺗﻤﺎم ﺷﺪه ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﺮدد ، ﮐﻪ در ﺑﯿﺶ از ﺳﻪ دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ در اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان ادﺑﯿﺎت ﻏﺎﻟﺒﯽ ﺑـﻮده اﺳـﺖ ، درﭼﻨـﯿﻦ اﻗﺘﺼﺎدي ﮐﺸﻤﮑﺶ ﻧﯿﺮوﻫﺎي ﻋﺮﺿﻪ و ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪه “ﻗﯿﻤﺖ” و “اﻣﺮ ارزﯾﺪن” ﻧﯿﺴﺖ.
در ﺑﯿﺎن دﯾﮕﺮ ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺎ ﮐﺎرﮐﺮد ﭘﻮل ، ارزش ﻣﺒﺎدﻟﻪ و ارزش ﻣﺼﺮﻓﯽ “اﻣﺮ ارزﯾﺪن” ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﺗﺒـﺎدل ﻧﯿﺮوﻫـﺎ ﺑـﺮاي ﺗﻌـﺎدل را ﺑـﻪ ﻧﺤـﻮ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ اي آﺷﮑﺎر ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ. در واﻗﻊ ﭘﻮل در ﮐﺎرﮐﺮد ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ، ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻧﻤﺎد “ارزش” ﻗـﺮار ﻣـﯽ ﮔﯿـﺮد و ﺗﻌﯿـﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪﮔﯽ و ﻋﺎﻣﻠﯿﺖ در ارزش ﻧﺪارد .ﺧﻮب در اﻗﺘﺼﺎدي ﮐﻪ دوﻟﺖ ﺑﺰرگ و ﻧﺎﭘﺎﺳﺨﮕﻮ اﺳﺖ ، ﻋﻤﺪه ﺑﻨﮕﺎه ﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي ﻫـﻢ ﻣﺴـﺘﻘﯿﻤﺎ ﺗﻮﺳـﻂ دوﻟﺖ و ﯾﺎ ﻧﯿﻤﻪ دوﻟﺘﯽ اداره ﻣﯽ ﮔﺮدد و ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮر ﻧﺮخ ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻣﺮدم ﻫﻢ در اﻗﺘﺼﺎد ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﻮده و ﻣﻮﺛﺮ ﻧﯿﺴـﺖ ، اﻧﺘﻈـﺎر ﮐـﺎرﮐﺮد ﻣﮑـﺎﻧﯿﺰم ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ، اﻧﺘﻈﺎر ﺑﯿﻬﻮده اي اﺳﺖ.در اﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ اﻗﺘﺼﺎد “اﻣﺮ ارزﯾﺪن” در ﺗﺒﺎدل ﻧﯿﺮوﻫﺎيِ ﺧﺮﯾﺪار و ﻓﺮوﺷﻨﺪه ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻧﻤﯽ ﮔﺮدد و ﭘﻮل از ﭘﯿـﺮو “ارزش ﺑﻮدن” و ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮي ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﯽ ﻣﯽ رﺳﺪ و دﯾﮑﺘﺎﺗﻮري ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ آﻏﺎز ﻣﯽ ﮔﺮدد. ﺷﺎﯾﺪ ﻣﺜﺎﻟﯽ ﻣﻮﺿﻮع را ﺑﻬﺘﺮ روﺷﻦ ﮐﻨﺪ ، اﻗﺘﺼـﺎدي را در ﻧﻈﺮ آورﯾﺪ ﮐﻪ ﮐﺸﻤﮑﺸﯽ از ﺳﻮي ﺧﺮﯾﺪاران و ﻓﺮوﺷﻨﺪﮔﺎن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان “ﻟﺸﮕﺮ ارزش” در ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﯿﻔﯿﺖ و ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻗﯿﻤـﺖ ﺟﺮﯾـﺎن دارد ﺑـﺎ اﻗﺘﺼﺎدي ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﯿﺎﻧﺪاريِ ﺣﺠﻢ ﭘﻮل( ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺮاﺑﺮي ) در واﻗﻊ ﻓﺮﺻﺖ ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮي را ﺑﺮاي ﺑﺮﺧﻮرداري از اﻓـﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤـﺖ ﺑـﺮاي ﺗﻤـﺎم ﮐﺎﻻﻫـﺎ وﺧﺪﻣﺎت ﻓﺮاﻫﻢ و ﻣﺠﺎز ﻣﯽ ﺷﻤﺎرد . روﺷﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﭼﻨﯿﻦ اﻗﺘﺼﺎدﻫﺎﺋﯽ ﺑﻬﺎي ﻋﻮاﻣﻞ ﺗﻮﻟﯿﺪ و ﻗﯿﻤﺖ ﺣﺴﺎﺑﺪاري ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪه اﺳﺖ .اﻗﺘﺼﺎد اول ﺑﺎ ﻧﻮآوري و ﻧﻮآوري ، ﮐﺎرآﺋﯽ در ﭘﯽ ﮐﺎرآﺋﯽ، ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺑﻬﺘﺮوﺑﻬﺘﺮ ، آﺳﯿﺐ ﮐﻤﺘﺮ و ﮐﻤﺘﺮﺑﻪ دﺳﺘﺎوردﻫﺎي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ زﻧﺪه اﺳﺖ واﻗﺘﺼـﺎد دوم ﺑﺮﻋﮑﺲ .ﭘﺲ آﻧﭽﻪ ﺑﺎ ﻧﺎم اﺻﻞ ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ و اﻣﯿﺪ ﺑﻪ ﮐﺎرﮐﺮد آن در ﭼﻨﯿﻦ اﻗﺘﺼﺎدﻫﺎﺋﯽ ﺑﻪ اﻧﺘﻈﺎر ﻧﺸﺴﺘﻪ اﯾﻢ ، ﺑﯿﻬـﻮده اﺳـﺖ.ﭘﺲ ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﯿﻦ اﻓﺰاﯾﺶ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ و اﺻﻞ ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﺗﻔﺎوت ﻗﺎﯾﻞ ﮔﺮدد.و آﻧﭽﻪ در اﻗﺘﺼﺎد ﮐﺸﻮر اﯾﺮان در ﭼﻨﺪ دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ رواج داﺷﺘﻪ و ﻣﻮرد اﻧﺘﻘﺎد اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ اﺳﺖ ، ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﺑﻮده اﺳﺖ و ﻫﯿﭽﮕﻮﻧﻪ ارﺗﺒﺎﻃﯽ ﺑﻪ ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ﻗﯿﻤﺖ ﻫـﺎ در اﻗﺘﺼـﺎدﻫﺎي آزاد ﻧﺪارد ، ﺑﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﭘﺎﯾﻪ اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان دﯾﮑﺘﺎﺗﻮري ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﻗﻠﻤﺪاد ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ. و ﺑﺎ ﺟﺮﺋـﺖ ﻣـﯽ ﺗـﻮان ادﻋـﺎ ﮐـﻪ ﻫﻤﺎن ﻗﺪر ﮐﻪ ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ﻗﯿﻤﺖ در ﭘﯽ ﻧﻮآوري اﺳﺖ ، ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﯾﺎ ﻫﻤﺎن دﯾﮑﺘﺎﺗﻮري ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ، در ﭘﯽ ﻓﺮوﮐﺎﺳﺘﻦ ﻧﻮآوري اﺳﺖ.

ایران و ایرانی 85

چهار شنبه, 17 ژوئن, 2015

آمارهایی که توزیع ثروت جهانی در سال 2015 نشان می‌دهد کماکان همان روند ادامه دارد. استنباط یکسان سریع‌القلم از دو اجلاس اخیر داووس این است که منطقه‌‌گرایی در حال جایگزینی با جهانی شدن است. سریع‌القلم از قفل‌شدگی کشورهای منطقه به هم گفت که اتصالات به قدرت‌های بزرگ را به لحاظ وابستگی‌های سیاسی و امنیتی کم می‌کند. نویسنده کتاب «عقلانیت و توسعه‌یافتگی ایران»، جهت‌گیری‌ها، چالش‌ها، مخاطرات و پیشنهاد‌ها را برشمرد و گفت اولین چالش مهم جهانی مساله لیدرشیپ است؛ کسی که قدرت اجماع داشته باشد و اگر حتی با مسائل امنیتی روبه‌روست اما باید بتواند هنرمندانه نرخ رشد اقتصادی را حفظ کند. داووس 2015 به روایت سریع‌القلم، تصویری است از جهانی که از 3 تا 9 دهه آینده با آن مواجهیم؛ جهانی که باید از توزیع ناعادلانه ثروت تا کمبود آب را تاب بیاورد.
امسال اجلاس داووس حول چهار محور طراحی و برنامه‌ریزی شده بود:
1- تداوم رشد و ایجاد ثبات در اقتصادهای ملی و منطقه‌ای،
2- افزایش همکاری در سایه بحران‌های متعدد منطقه‌ای و بین‌المللی،
3-افزایش امنیت در جوامع
4- روش‌های افزایش نوآوری در صنعت.

طیف مسائلی که در داووس مطرح می‌شود بسیار گسترده است، ضمن اینکه تمرکز بر مسائل اقتصادی است اما مباحثی درباره محیط زیست،‌ وضعیت آب و هوا، مشکل آب، رقابت ژئوپلیتیک، آینده روابط ژاپن و چین، وضعیت آمریکای لاتین، افراطی‌گری، نقش سازمان‌های غیردولتی در سیاست‌های منطقه‌ای و بین‌المللی هم از جمله عناوینی هستند که در نشست‌ها مطرح شد. اما در اجلاس امسال یک موضوع بسیار برجسته بود و آن اینکه همه کشورها به درجات بسیار بالاتری از همکاری و هماهنگی نیاز دارند و گفته می‌شد که بعد از سال‌ها گفت‌وگو و مذاکره و هماهنگی، چین و آمریکا موافقت کردند تا سال 2030، معادل 30 درصد از میزان گازهای گلخانه‌ای را در جو زمین کاهش دهند و این نشان‌دهنده همکاری دو قدرت صنعتی جهان است.

تبریک به سبک آقای آجرلو!

دوشنبه, 16 مارس, 2015

دوست عزیز و فرزانه من ،آقای محمود آجرلو که با او از طریق انتشار سلسله مطالب اقتصادی اش آشنا شده اید،سال نو را به سبک خود خدمت شما عزیزان ساکن معبد نوعدوستی تبریک گفته است.لطفا با دقت مطالعه فرمایید:

ﭘﯿﺎم ﻧﻮروزي ﻣﻦ

ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﻣﺤﺘﺮم ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ، ﭼﻪ ﺑﺰرگ و ﭼﻪ ﮐﻮﭼﮏ و ﮐﺴﺒﻪ يِ ارﺟﻤﻨﺪ و زﺣﻤﺖ ﮐﺶ ﺧﺮد و ﮐﻼن  :

اﻧﮕﯿﺰه يِ ﺳﻮدﻣﻨﺪ و ﺳﺎزﻧﺪه يِ ﺳﻮد ﺟﻮﺋﯽ ﺧﻮدﺗﺎن را ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎن “ارزش” ﺑﺎ ﻧﻮآوري ﺳﯿﺮاب ﮐﻨﯿﺪ و ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ي ِاﯾﻦ اﻧﮕﯿﺰه يِ آﻓﺮﯾﻨﺸﮕﺮ را ﺑﺎ اداﻣﻪ يِ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ و اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ آﻧﻬﺎ ،ﮐﻪ ﻓﻘﻂ و ﻓﻘﻂ ﯾﺎري رﺳﺎن دوﻟﺖ ﻫﺎيِ ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪ اﺳﺖ ﮐﻮر ﻧﮑﻨﯿﺪ.اﺟﺎزه ﻧﺪﻫﯿﺪ درﺳﺎل ﻧﻮ ﮐﺎرﻧﺎوال اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﭼﻮن ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺷﻤﺎ را ﺑﻔﺮﯾﺒﺪ . افزایش قیمت ، بدون ﻧﻮآوري و ﯾﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﻬﯿﻨﻪ درﮐﯿﻔﯿﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت روح آفرینشگری شما را تخدیر می کند ضمن آن که نفی خواست “ارزش” است ،ﮔﯿﺮﻧﺪه ﻫﺎي ﺣﺴﯽ را آرام آرام از ﮐﺎر ﻣﯽ اﻧﺪازد و ﺷﻤﺎ را ﺑﻪ ﻣﻌﺘﺎدي ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ آﻣﺪنِ ﻣﻮاد ﻣﺨﺪر ﮐﻪ ﻫﻤﺎن اﻓﺰاﯾﺶ ﭘﯿﺎﭘﯽ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺎﺷﺪ دوﺧﺘﻪ اﺳﺖ ، ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ .ﻓﻬﻢ اﯾﻦ ﭘﯿﺎم ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ در دل و ﺟﺎﻧﻤﺎن ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﺪ ﮐﻪ در ﻧﻈﺮ آورﯾﻢ ﮐﻪ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ ﺑﻪ ﭼﻨﺎن ﺑﻠﻮﻏﯽ  ، رﺳﯿﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﻮل را زﻣﺎﻧﯽ اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺑﻪ ازايِ آن ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺟﺪﯾﺪي ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺑﻪ ﺑﯿﺎن دﯾﮕﺮ ﺗﻮﻟﯿﺪ اﺻﺎﻟﺖ دارد ﻧﻪ ﭘﻮل ، ﭘﻮل ﻓﻘﻂ ﺷﮑﻞِ   ﺑﻪ ﻣﯿﺪان آﻣﺪن ﺗﻮﻟﯿﺪ اﺳﺖ .و ﺑﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﭘﺎﯾﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﺑﺮاي ﺑﻪ دﺳﺖ آوردن ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺑﺮاي اﻧﺠﺎم ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﺎ ﻓﺮاﻣﻮﺷﯽ اﺻﺎﻟﺖ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﭘﻮل اﻗﺪام ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﭘﻮلِ ﺑﺪون ﻣﺎ ﺑﻪ ازاي ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺟﺰ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﻗﯿﻤت کالاهای موجود یعنی همان ادامه سیاست افزایش قیمت ها  و ﯾﺎ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮐﺸﺎﻧﺪن زﻣﯿﻦ ﻫﺎيِ زراﻋﯽ ، ﻧﺎﺑﻮد ﮐﺮدن ﺟﻨﮕﻞ ﻫﺎ ، رودﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ، ﻣﻮاد ﻣﺨﺪر ، ﻗﺎﭼﺎق ، رﺷﻮه ، ﺳﻮداﮔﺮي ﻫﺎي ﺑﯽ ﺛﻤﺮ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺎﻓﯿﺎي دﻻﻟﯽ در ﻣﯿﻮه و ﻣﺤﺼﻮﻻت ﮐﺸﺎورزي و… ﭼﺎره يِ دﯾﮕﺮي ﻧﺪارد.

ﺳﺎل ﻧﻮ را ﺑﺎ ﺗﺮك اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ آﻏﺎز ﮐﻨﯿﺪ اﯾﻦ آﻏﺎز ﺳﺮ ﺑﻠﻨﺪي ﺷﻤﺎﺳﺖ.  ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ :

– اﮔﺮ دوﻟﺘﯽ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ، ﻫﻮﺷﯿﺎراﻧﻪ از اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎﺗﯽ ﮐﻪ در ﺳﺎل ﮔﺬﺷﺘﻪ و ﯾﺎ ﺳﺎل ﻫﺎي ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ کرده اید و در سال 94  ﻫﻢ ﻗﺮار اﺳﺖ ﻋﯿﻨﺎَ ﺑﺪون ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﯿﻔﯿﺖ و ﻧﻮآوري ، اداﻣﻪ دﻫﯿﺪ ، اﻧﺼﺮاف دﻫﯿﺪ .

– اﮔﺮ دوﻟﺖ را اﻧﺪازه ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ، ﯾﻌﻨﯽ دوﻟﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺰرﮔﯽ و ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺧﻮد را ﺑﺎ ﻗﺪرت واﻗﻌﯽ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ اﻧﺪازه ﮐﻨﺪ و ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ اﻓﺰاﯾﺶ ﭘﻮل ﺑﺮاي ﭘﺮداﺧﺖ ﻫﺮﯾﻨﻪ ﻫﺎي ﺑﯽ وﺟﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ ، از اﯾﻦ ﺳﺮﮔﺮﻣﯽ ﺑﺎﺧﺖ ﺑﺎﺧﺖ ﮐﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﻫﻤﻮاره در ﭘﺎﯾﺎن ﺳﺎل ﻫﺎ راه ﻣﯽ اﻧﺪازﻧﺪ، ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﯾﺪ. ﻣﺮاد از دوﻟﺖ اﻧﺪازه دوﻟﺘﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺑﻮدﺟﻪ يِ ﺧﻮد را ﺑﺮاي ﺑﻪ ﮐﺎرﮔﯿﺮي ﺗﻤﺎم اﺳﺘﻌﺪادﻫﺎي ﮐﺸﻮر ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر اﻓﺰاﯾﺶ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﻧﻤﺎﯾﺪ ، در اﯾﻦ ﻧﮕﺎه اﺻﺎﻟﺖ در ﺗﻨﻈﯿﻢ ﺑﻮدﺟﻪ ﺑﺎ درآﻣﺪ اﺳﺖ ﻧﻪ ﺑﺎ ﻫﺰﯾﻨﻪ . ﺑﻪ ﺑﯿﺎن دیگر دولتی که توان درآمد مالیاتی آن 90هزار میلیارد تومان است نباید هزینه 260 ﻫﺰار ﻣﯿﻠﯿﺎرد ﺗﻮﻣﺎﻧﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ، و ﮐﺴﺮيِ آن را ﺑﻪ ﻫﺮ ﻗﯿﻤﯿﺘﯽ ﺷﺪه ﺑﺎ رﯾﺎل ﻧﻔﺘﯽ ، اﺳﺘﻘﺮاض ، ﻓﺮوش داراﺋﯽ ﻫﺎي ﻣﻠﯽ و… ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻧﻤﺎﯾﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت اﯾﺮاﻧﯽ ﻫﻤﺘﺮاز ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺑﻠﮑﻪ ﻫﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺎ ﮐﺎرﻧﺎوال اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ دوﻟﺖ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻫﻤﺮاﻫﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ در ﺟﺎﻣﻌﻪ از آﺳﯿﺐ ﻫﺎيِ ارﺗﺶ ﺑﯿﮑﺎران ﮐﻪ ﺗﻌﺪاد واﻗﻌﯽ آﻧﻬﺎ ﺑﯿﺶ از 30میلیون نفر (تعداد جمعیت در سن کار ایران را معادل 70%کل جمعیت اعلام می کنند و کارشناسان این رشته معتقد هستند که کشور ایران در موقعیت پنجره جمعیتی قرار دارد  ،به هرروی با توجه به جمعیت اشتغال ایران،نیروی حاضر برای مشارکت در اقتصاد ایران 56 میلیون نفر است) می باشد در امان باشید،بلکه از مشارکت آنها در امر تولید بهره ببرید از ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ دوﻟﺖ ﺧﻮاﺳﺘﻪ ، دوري ﮐﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ دوﻟﺖ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﮐﻪ در ﭘﯽ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎي ﭘﯿﺎﭘﯽ در ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ ﭼﻬﺎر دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻮﺟﻮد آﻣﺪه وامروز مبلغ آن بیش از 700 ﻫﺰار ﻣﯿﻠﯿﺎرد ﺗﻮﻣﺎن ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ، در ﺧﺪﻣﺖ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﻪ در ﺧﺪﻣﺖ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺳﯿﺎه ، از ﺳﯿﺎﺳﺖ  اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﻨﺎره ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﭘﻠﺸﺘﯽ ﻫﺎيِ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﺰه ﻫﺎي ﮐﻮﭼﮏ و ﺑﺰرگ ، ﮐﻮدﮐﺎن ﮐﺎر ، ﺧﯿﻞ ﮔﺪاﯾﺎن ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ، اﻣﻨﯿﺖ ، ﺑﻬﺪاﺷﺖ ، ﺳﻼﻣﺖ ، آﺳﯿﺐ ﻫﺎي ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻣﻌﺘﺎدان ، ﻗﺎﭼﺎق و… را ﮐﺎﻫﺶ دﻫﯿﺪ ، و دﯾﺪن اﯾﻦ ﭘﻠﺸﺘﯽ ﻫﺎ ﺷﻤﺎ را آزار ﻧﺪﻫﺪ ، ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﻤﺮاﻫﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ..

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﺧﯿﻞ ﻋﻈﯿﻢ داﻧﺶ آﻣﻮﺧﺘﮕﺎن ﮐﺸﻮر در ﺧﺪﻣﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻧﻪ در ﺧﺪﻣﺖ ﮐﻨﺪي و ﮐﻢ ﮐﯿﻔﯿﺘﯽ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ آن ﻫﻢ ﺑﺎ ﻣﺼﺮف اﻧﺮژي ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺎﻻ ، ﺗﺨﺮﯾﺐ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ، ﺑﻪ ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ، ﻧﻪ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ، دﻏﺪﻏﻪ يِ ﺗﻼﺷﮕﺮان اﻗﺘﺼﺎدي اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژي ﺑﺮﺗﺮ در ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ آن ﺟﻨﺒﺶِ ارﺟﻤﻨﺪ دﺳﺖ ﻧﺨﻮاﻫﯿﺪ ﯾﺎﻓﺖ ، ﭘﺲ ﺑﺎ ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻣﺒﺎرزه ﮐﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺳﺎﻟﻢ و ﺷﺎداب ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺮاي ﺧﻮد ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺮاي ﻫﻤﻪ يِ ﻧﯿﺎﻣﺪﮔﺎن  ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ، اداﻣﻪ يِ روﯾﻪ يِ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ و ﺷﺎداﺑﯽ ﺷﻤﺎ را ﻧﺸﺎﻧﻪ رﻓﺘﻪ اﺳﺖ و اﻣﺮوز ﮐﻤﺘﺮ ﮐﺴﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ آﺳﯿﺐ ﺑﺰرگ و دﺳﺘﺎورد ﮐﻢ را در ﻧﯿﺎﺑﺪ ، ﭘﺲ ﺑﺮاي داﺷﺘﻦ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺳﺎﻟﻢ ) ﺑﺮاي اﯾﻦ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺪاﻗﻞ رودﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ، ﺟﻨﮕﻞ ﻫﺎ ، ﮐﻨﺎره يِ ﺳﻮاﺣﻞ ، زﻣﯿﻦ ﻫﺎي زراﻋﯽ ، ﺑﺎﻏﺎت و ﻏﯿﺮه ﺑﻪ ﺑﺮج ﻫﺎ ، ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﻫﺎ ، ﺑﺎغ وﯾﻼﻫﺎ و … ﮐﻪ در اﯾﺮان ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﺮخ ﺗﻮرم آﻧﻬﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﺳﻄﺢ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﺑﻮده  ،  ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ دوﻟﺖ ﺧﻮاه و دوﻟﺖ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻫﻤﺮاﻫﯽ و ﻫﻤﺪﻟﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ.

–  اﮔﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ يِ ﮐﺎرﮔﺮي و ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﺎن آﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﭼﺎﻧﻪ زﻧﯽ ﻫﺮ ﺳﺎﻟﻪ ﺑﺎ دوﻟﺖ ﺑﺮاي اﻓﺰاﯾﺶ دﺳﺘﻤﺰد در ﭘﯽ اﻓﺰاﯾﺶ و ﺑﺎ ﺣﺪاﻗﻞ ﻧﮕﻬﺪاﺷﺖ ﻗﺪرت ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺎرﮔﺮان و ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﻋﺰﯾﺰ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﺑﺪاﻧﻨﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﻓﺪرت ﺧﺮﯾﺪ آﻧﻬﺎ را اﻓﺰاﯾﺶ ﻧﻤﯽ دﻫﺪ. ﮐﻤﺎ اﯾﻦ ﮐﻪ دراﻣﺪ ﺳﺮاﻧﻪ در ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ ﭼﻬﺎر دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻫﻤﻮاره رو ﺑﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﻮده و اﯾﻦ در ﺣﺎﻟﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻬﺎر دﻫﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ دﺳﺘﻤﺰدﻫﺎ ، ﻫﻤﻪ ﺳﺎﻟﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﯾﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﭘﺲ روﺷﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ اﻓﺰاﯾﺶ دﺳﺘﻤﺰد در ﭘﯽِِ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﺪرت ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺎرﮔﺮان و ﯾﺎ ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﻧﺒﻮده اﺳﺖ ، ﺑﻠﮑﻪ ﻓﻘﻂ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي دوﻟﺖ و ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪي در ﺷﺮﮐﺖ داري ﺑﻮده اﺳﺖ. ﭘﺲ ﺗﺎ دﯾﺮ ﻧﺸﺪه ﻣﯿﺰ ﻣﺬاﮐﺮه را با این شرط که دولت هم ،قیمت کالا و خدمات را افزایش ندهد ﺗﺮك ﮐﻨﯿﺪ و ﺑﺪﯾﻦ وﺳﯿﻠﻪ دوﻟﺖ را در اﯾﻦ ﺳﯿﺎﺳﺖ آسیب زا تنها بگذارید.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﻫﺮ روز ﺷﺎﻫﺪ ﺗﻌﻮﯾﺾ ﺟﺪول ﺧﯿﺎﺑﺎن ﻫﺎ ، ﺗﻌﻮﯾﺾ آﺳﻔﺎﻟﺖ ، ﺧﯿﺎﺑﺎن ﻫﺎي ﭘﺮ ﺗﺮاﻓﯿﮏ ، ﻫﻮاي آﻟﻮده ، ﺑﻨﺎ ﻫﺎي ﮐﻢ دوام ، ﻋﻤﻮدي ﺳﺎزي ﻫﺎي ﻏﯿﺮ ﻣﺴﺌﻮﻻﻧﻪ و ﻫﺰاران ﻣﺸﮑﻞ رﯾﺰ و درﺷﺖ ﮐﻪ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﻓﺮﺳﻮده و ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽ دﻫﺪ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ ، ﻓﻘﻂ ﯾﮏ راه ﺣﻞ دارد ، ﮔﻮش ﺳﭙﺮدن ﺑﻪ ﻧﺪايِ ارزش و ﺗﺮك ﮐﺮدن اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ . راﻫﮑﺎرِ دﯾﮕﺮي وﺟﻮد ﻧﺪارد ، ﮔﺸﺘﻪ اﯾﻢ ﻣﺎ ! اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺮاي اداﻣﻪ يِ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﻧﻔﯽ ارزش ﺑﻠﮑﻪ ﻏﯿﺮ اﺧﻼﻗﯽ اﺳﺖ ، ﭘﺲ در اﯾﻦ اﻣﺮ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﻫﻤﯿﺎري ﻧﮑﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ در ﭘﯽ ﺗﻮﺳﻌﻪ يِ ﺷﻬﺮي ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮاي ﮐﺸﻮر ﻫﺴﺘﯿﺪ ﺑﻪ ﻃﻮري ﮐﻪ ﺳﺮ ﺟﻤﻊِ ﺗﻮﺳﻌﻪ يِ ﻫﺮ ﺷﻬﺮ و ﻓﺮاﺧﻮاﻧﯽ ﺟﻤﻌﯿﺖ ، آب ، ﺟﺎده و ﺳﺎﯾﺮ ﻣﻨﺎﺑﻊ از دﯾﮕﺮ ﻧﻘﺎط ﺑﻪ آن ﺷﻬﺮﻫﺎ اﻓﺰاﯾﻨﺪه يِ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ آن ﺷﻬﺮ ﯾﺎ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﻞ ﮐﺸﻮر ﺑﺎﺷﺪ ﻧﻪ ﭘﯽ ﮔﯿﺮي  اهداف دﯾﮕﺮي، ﺑﺎ ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ ﮐﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ در ﭘﯽ آن ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻫﻤﺮاﻫﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ ﻧﻘﺪ را ﺳﺎزﻧﺪه ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﮐﻪ در ﭘﯽِ آن ﮐﺎﺳﺘﯽ ﻫﺎ دﯾﺪه و ﻣﻮرد ارزﯾﺎﺑﯽ ﻗﺮار ﮔﯿﺮد و ﺳﺮاﻧﺠﺎمِ آن اﻓﺰاﯾﻨﺪه يِ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺎﺷﺪ و ﻧﻪ آﻧﭽﻪ ﮐﻪ اﻣﺮوز ﺟﻨﺒﺶ ﻧﻘﺪ از دﺳﺖ ﻣﺮدم ﺧﺎرج و در اﺧﺘﯿﺎر دوﻟﺖ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ و ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎي ﭘﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﮐﺎﺳﺘﯽ ﻫﺎي ﺧﻮد را ﻣﯽ ﭘﻮﺷﺎﻧﺪ.اﻣﺮوز دوﻟﺖ ﻫﺎ ﺑﺎ در اﺧﺘﯿﺎر داﺷﺘﻦِ رﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ وﯾﮋه ﺻﺪا و ﺳﯿﻤﺎيِ ﺑﺴﯿﺎر ﭘﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ و ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮر ﺑﺴﯿﺎر ﮐﻢ اﺛﺮ در ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ اﻣﮑﺎن ﺣﻀﻮر ﻧﻘﺪ را ﮐﻢ ﻓﺮوغ ﮐﺮده اﺳﺖ. و ﭼﻨﺎن ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ روز ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ در ﺻﺪا و ﺳﯿﻤﺎ از ﺗﺤﻘﻖ ﻧﯿﺎﻓﺘﻦ و ﯾﺎ در آرزويِ ﺗﺤﻘﻖ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﭘﺮوژه ﻫﺎ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ يِ ﺧﻮد ﻓﻘﻂ ﮔﺰارش ﻫﺎيِ ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ و ﺗﻮﺟﯿﻬﯽ اراﺋﻪ ﻣﯽ دﻫﻨﺪ.ﭘﺲ اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ آﺛﺎر ﺳﺎزﻧﺪه يِ ﺟﻨﺒﺶِ ﻧﻘﺪ را در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺒﻨﯿﺪ از اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﮐﻨﺎره ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.

– اﮔﺮ از ﻓﺮاواﻧﯽ ﭘﺮوژه ﻫﺎي اﺟﺮا ﻧﺸﺪه ، ﻧﺎﺗﻤﺎم رﻫﺎ ﺷﺪه در ﻫﺮ ﮔﻮﺷﻪ و ﮐﻨﺎر و ﯾﺎ از ﺳﻮﻟﻪ ﻫﺎي ﺧﺎﻟﯽ در ﺷﻬﺮك ﻫﺎي ﮐﻮﭼﮏ و ﺑﺰرگ رﻧﺞ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﺪ ، ﺑﺎ روﻧﺪ ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎنِ و ﺑﯽ ﺛﻤﺮِ روﯾﻪ يِ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﮐﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ در ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪي ﺧﻮد ﺑﻪ آن ﻣﺘﻮﺳﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ، ﻫﻤﺮاﻫﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ از دﺳﺖ ﻧﻈﺎم ﺑﺎﻧﮑﯽ ﮐﺸﻮر ﮐﻪ ﺑﺎ داﯾﺮ ﮐﺮدن ﭼﻨﺪ ده ﻫﺰار ﺷﻌﺒﻪ و ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ ﻧﯿﻢ ﻣﯿﻠﯿﻮن ﮐﺎرﻣﻨﺪ ﮐﻪ ﭘﺲ اﻧﺪاز ﻣﻠﯽ را ﺟﻤﻊ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ وﻟﯿﮑﻦ از ﺗﺒﺪﯾﻞ آن ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاري ﻧﺎﺗﻮان ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻧﺎﺧﺸﻨﻮد ﻫﺴﺘﯿﺪ. و از اﯾﻦ ﮐﻪ ﭼﺮا ﺑﺎﻧﮏ ﻫﺎ ﻧﯿﻤﯽ از ﻣﺎﻣﻮرﯾﺖ را ﺧﻮب اﻧﺠﺎم ﻣﯽ دﻫﻨﺪ اﻣﺎ ﻧﯿﻢِ دﯾﮕﺮ را ﻧﻪ و ﯾﺎ ﭼﺮا ﭘﺲ اﻧﺪاز ﻣﻠﯽ را در ﭘﺎﯾﺪاري ﺗﻮرم ﺻﺮف ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ، ﻧﺎراﺿﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ ، از ﺑﻪ ﮐﺎرﮔﯿﺮي راﻫﮑﺎِر ﺿﺪ ارزِش اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ ﮐﻨﺎره ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.

– اﮔﺮ از دﯾﺪن و ﯾﺎ ﺷﻨﯿﺪن اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﮐﻪ فقط بیست و پنج درصد از آب ﻫﺎي زﯾﺮزﻣﯿﻨﯽ اﯾﺮان ﮐﻪ در ﻣﯿﻠﯿﻮن ﻫﺎ ﺳﺎل ﺟﻤﻊ ﺷﺪه ﺑﻮد ، ﺑﺎﻗﯿﻤﺎﻧﺪه و آب ﻫﺎي ﺳﻄﺤﯽ و ﺟﺎري ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮر و ﻫﻤﻪ يِ اﯾﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ ، ﭘﯿﺮو روﯾﻪ يِ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﺗﺒﺎه ﺷﺪه ، ﻧﺎراﺣﺖ و ﻧﮕﺮان ﻫﺴﺘﯿﺪ و اﯾﺮان را ﮐﻮﯾﺮ ﻧﻤﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ از ﻫﻤﺪاﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﺎ دوﻟﺖ در ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺧﻮدداري ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ.

– اﮔﺮ از دﯾﺪن ﻣﺪﯾﺮان دوﻟﺘﯽ در ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎ و ﮐﺎرﺧﺎﻧﺠﺎت دوﻟﺘﯽ ﮐﻪ ﺣﺎﺻﻞ ﮐﺎرﮐﺮد آﻧﻬﺎ ﻧﺎﺗﻮاﻧﯽ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ ﺑﻮده ﻧﺎراﺿﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ ،از عملکرد ﻣﺪﯾﺮاﻧﯽ ﮐﻪ ﻋﻤﺪه دﻏﺪﻏﻪ يِ آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻓﻘﺪان ﺣﺲ ﻣﺎﻟﮑﺎﻧﻪ و ﺑﻼﺗﮑﻠﯿﻔﯽ ﻋﻨﺼﺮ “ﮐﻨﺘﺮل” در ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎي ﻫﻠﺪﯾﻨﮓ و ﻣﺎدر ﻧﺎﺧﺸﻨﻮدﯾﺪ ، ﺑﺎ ﺧﻮدداري از ﺳﯿﺎﺳﺖ افزایش قیمت کالاهای قدیمی ، آنها  را از اﯾﻦ اﺳﺐ زﯾﻦ ﮐﺮده ﭘﯿﺎده ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ.

– اﮔﺮ از اﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﺼﺮف اﻧﺮژي ﮐﺸﻮرﻣﺎن از اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﻫﺎي ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ اﺳﺖ و ﺷﻤﺎ از ﺷﻨﯿﺪن اﯾﻦ آﻣﺎر رﻧﺞ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﺪ ، ﺑﺪاﻧﯿﻢ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎي ﻫﺮ ﺳﺎﻟﻪ ﺑﺮ روي ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎي اﻧﺮژي ، ﮐﺎﻫﻨﺪه يِ ﻣﻘﺪار ﻣﺼﺮف ﻧﺒﻮده و ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮد ، ﭼﻮن در اﯾﻦ ﮐﺎرﻧﺎوال اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ در ﭘﺎﯾﺎن ﺳﺎل راه ﻣﯽ اﻧﺪازﻧﺪ ، ﺗﻤﺎم ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت اﻗﺘﺼﺎد ﻣﺸﺎرﮐﺖ دارﻧﺪ ، ﭘﺲ ﻋﻤﻼ ﺑﺎ ﻋﺪد ﺑﺎزي ﻣﯽ ﺷﻮد و اﯾﻦ ﻣﺜﺎﺑﻪ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺻﻮرت و ﻣﺨﺮج ﮐﺴﺮي ﺑﻪ ﯾﮏ اﻧﺪازه اﻓﺰاﯾﺶ ﯾﺎ ﮐﺎﻫﺶ ﯾﺎﺑﺪ ، ﺣﺎﺻﻞ ﮐﺴﺮ ﻫﻤﺎن ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.ﭘﺲ ﺑﺎ ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻧﮑﺮدن دراﻓﺮاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺎ ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ.

– اﮔﺮ از اﻓﻮل اﺧﻼق ، اﻓﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ رﻓﺘﺎري ، ﻧﺎوﻓﺎداري در ﻋﻬﺪﻫﺎ ، آﯾﻨﺪه ﻫﺮاﺳﯽ ﮔﺴﺘﺮده ، ﺑﯽ اﻋﺘﻨﺎﺋﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺟﻤﻌﯽ و… ﻧﺎﺧﻮﺷﻨﻮد ﻫﺴﺘﯿﺪ و اﯾﻦ وﺿﻊ را ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﺎرﯾﺦ زﯾﺴﺘﻪ يِ اﯾﺮاﻧﯿﺎن ، ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ وﺳﺰاوار ﮐﺸﻮرﻣﺎن ارزﯾﺎﺑﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ ، ﺑﺪاﻧﯿﻢ ﺳﯿﺎﺳﺖ افزایش قیمت کالاها و خدمات قدیمی ،اخلال در پول یعنی اخلال در نیروی مردم می باشد و فرصت برابر را از مردم دریغ می کند  و راﻧﺖ ﺟﻮﺋﯽ ، ﺗﻤﻠﻖ و ﭼﺎﭘﻠﻮﺳﯽ ، ﻣﯿﻞ ﺑﻪ واﺑﺴﺘﮕﯽ ﺑﻪ ﻣﺼﺎدر راﻧﺖ و ﺳﺮ آﺧﺮ واﮔﺮاﺋﯽ ﻓﺮد و ﺟﺎﻣﻌﻪ و اﻓﻮل اﺧﻼق را در پی دارد.

 

سلسله مباحث مدیریتی 10

سه شنبه, 2 سپتامبر, 2014

در اینجا قصد این است که رابطه بین ذهن و عمل را در خصوص سبک زندگی مورد بررسی قرار دهیم. تحقیقاً هیچ ملتی در دنیا به اندازه ایرانی‌ها از اخلاق و معنویت و انسانیت صحبت نمی‌کنند، اما انعکاس این در زندگی و عمل ما بسیار محدود است. این اولین نقدی است که به زندگی ایرانی وارد است که چرا اینقدر ظاهر اخلاقی و معنوی دارد، ولی باطن مادی. بعضی رسانه‌ها که به اروپایی‌ها حمله می‌کنند و می‌گویند آنها مادی هستند، مفید خواهد بود اگر بروند در میان آنها زندگی کنند و بعد منصفانه قضاوت کنند که ما مصرف‌گراتر هستیم یا آنها. ما به پول و جمع کردن مال دنیا و مقام و منصب وابسته‌تر هستیم یا آنها؟ بنابراین، اینگونه باید تبیین کنیم که مادیات در سبک زندگی ایرانی جایگاه بسیار کانونی دارد. جمع کردن پول و امکانات و داشتن سمت و منصب برای میانگین ایرانی بسیار مهم و بلکه تمام زندگی است.
کم می‌شناسم افرادی را که حتی اگر به پول و امکانات هم می‌رسند از آن برای بهره‌برداری بهینه از زندگی استفاده بکنند. به جای ارتقاء کیفیت زندگی، مصرف‌گراتر می شوند. به نظر می‌رسد بسیاری از ما، خوشبختی را با راحتی اشتباه گرفته‌ایم و فکر می کنیم تجملات یعنی ایده‌آلهای زندگی. بسیاری از ما، هدفی بالاتر از تأمین غرایز اولیه نداریم. خلق کنیم؛ تولید کنیم؛ کار به جا ماندنی انجام دهیم؛ چنین افرادی در اقلیت محض هستند.
یک دلیل مهم علاقه ما به دارایی و مادیات برای نمایش به دیگران و فخرفروشی است. از یک نفر که مدتی قبل در منطقه فرشته تهران قتلی را مرتکب شده بود پرسیدند که چرا این کار را انجام دادید گفته بود که مقتول پولش را خیلی به رخ من می‌کشید. شاید فرهنگی که 45 سال پیش در مناطق فرودست تهران حاکم بود الان در منطقه فرشته تهران می‌بینید. یعنی قتل، درگیری‌ها و نزاعهای خیابانی در تهران به خاطر فخرفروشی و مسائل غریزی و مادیات است.
از اینرو، این سبک زندگی ایرانی که به شدت علاقمند است پول جمع کند و به خصوص در این هشت سال گذشته از هر وسیله‌ای استفاده کند تا به امکانات و مال برسد زندگی را بسیار دچار تنش می‌کند و اضطراب‌آور است. بعد افراد دنبال این هستند که آنچه را که به دست آورده‌اند حالا چگونه باید حفظ کنند.
این نکات را نمی شد بیان کرد اگر وجه مقایسه‌ای وجود نداشت. یعنی اگر یک نفر صرفاً از دریچه فرهنگ داخلی ایران به این مسائل نگاه کند ممکن است آنها را روندهای طبیعی و عادی در جامعه ایرانی تلقی کند. اما در کشوری مثل ترکیه و مالزی دیده می شود که بخش مهمی از رسیدن به ثروت برای این است که افراد هدفی در زندگی دارند و می‌خواهند کالایی را خلق و خط تولیدی را راه‌اندازی کنند و می خواهند چه به صورت محلی و چه بین المللی رقابت کنند و به طور خلاصه می خواهند کار مفیدی انجام دهند. یعنی فضای جامعه برای تولید ثروت و پول و برای یک نوع خلاقیت و نوآوری و افزایش ثروت ملی است. در این بحث مثال آلمان را نمی‌زنم بلکه مثال ترکیه و مالزی را می‌زنم. الان خانواده‌هایی که در ترکیه صاحب ثروت شده‌اند بعضاً نزدیک یک قرن کار و تلاش و فعالیت کرده‌اند و با فکر و زحمت به این جایگاه رسیده‌اند و در سطح ملی و بین‌المللی رقابت کرده‌اند تا توانسته‌اند به این سطح از ثروت برسند

ایران و ایرانی 65

چهار شنبه, 2 جولای, 2014

همین وضعیت را در دولت هایی هم که روی کار می آیند می بینیم.هریک قبلی ها را مسئول تمام گرفتاری های کشور می داند و خود را مسئول پایان دادن به نابسامانی هایی می داند که قبلی ها ایجاد کرده اند و در این راه همه کسانی که در سال های گذشته شب و روز خود را وقف خدمت کرده اند برکنار می کنیم و افرادی جدید را به کار می گمارند واین چرخه تا کی قرار است ادامه داشته باشد کسی نمی داند.
زنده بودن چنین روحیه ای در مردم یک کشور باعث می گردد تا همیشه امکان متهم ساختن دیگران به هر دلیلی برای افراد حسود و تنبل وجود داشته باشد و یک راست را با ده دروغ بیامیزند و محرمانه گزارش نمایند تا فردی موفق را تبدیل به آدمی ضعیف و زبون سازند و در نتیجه اجتماع که جمع جبری همین افراد است از اعضایی برخوردار می گردد که همه ضعیف و بدبین به یکدیگرند.طبیعی است که در چنین شرایطی هرکس سعی می نماید آنچه در دل و در سر دارد از دیگران پنهان ساخته تا گزندی بر او نرسد و این در تضاد کامل با نوآوری و خلاقیت است چرا که فرد خلاق و نوآور ده بار خطا می کند تا یک بار تیرش به هدف برسد .حال اگر قرار است با اولین خطا یا حتی بدون خطا با نسبت دادن خطایی به ما رسوای خاص و عام شویم که هرگز چنین نخواهیم کرد.
راه نجات حتما در این است که نه تنها خطای کسی را بزرگ نکنیم و سرزنشش ننماییم بلکه با پوشش دادن و دلگرم کردنش وی را به حرکتی دوباره واداریم.بدیهی است که منظور من خطاهای خلاف قانونی نمی باشد که در آن مورد هم بر حسب شدت و ضعف خطا و آگاهی از نیت خطا کننده باید تا حد مقدور با ملاطفت و همراه با روحیه سازندگی فرد برخورد نمود.
متاسفانه در میان ما بدگویی از یکدیگر نیز رواج دارد و هرچه مقام و عنوان کسی بالاتر باشد بدگویی و تهمت و افترا به او از شدت بیشتری برخوردار است و در این زمینه آنقدر نسبت به یکدیگر بی رحمیم که حتی از ساختن جوک و لطیفه برای پایین آوردن شان و جایگاه اجتماعی شخص مورد نظر نیز دریغ نمی کنیم و بدون ذره ای ترس از خدا و وجدان بدترین نسبت ها را به خادمین کشور فقط به این خاطر که ما نمی پسندیمشان روا می داریم و چقدر نیز به این خاطر از خود ممنونین و ایرانی را آدمی اهل ذوق و اهل طنز نیز می دانیم و بی خبریم که داریم شیپور را از سر گشادش می نوازیم.
متاسفانه همه کم و بیش به این درد مبتلاییم.کمی فشار به ذهن خود که بیاوریم به راحتی هر یک از ما چند جوک در مورد مسئولین رده بالای حال و گذشته کشور به خاطر می آوریم که هر یک را جناح رقیب برای دیگری ساخته است.
این بیرحمی بی دلیل و غیر منطقی باعث دوری آحاد تشکیل دهنده جامعه از یکدیگر می گردد و وحدت اجتماعی و ملی را با خطر مواجه می سازد تا بدانجا که در بحران های ملی و اجتماعی به شدت ضربه پذیر و ضعیف خواهیم شد که هرگز چنین مباد.

ایران و ایرانی 35

یکشنبه, 30 دسامبر, 2012

 

خوب ،حالا بیایید نگاهی به خودمان بیاندازیم.ما در کجا قرار داریم؟

واقعیت این است که ما نه اینیم و نه آن!

ما تاریخ و تمدن گذشته داریم اما به روزش نمی کنیم.

خلاقیت و نوآوری هم نداریم.

پس فرهنگمان می شود،هرچه کمتر کار کن،سریعا خود را ببند و بقیه عمر را خوش بگذران.

البته در کارهم با توجه به موارد فوق بهیچ وجه به امور سخت اما پایدار نمی اندیشیم و ترجیح می دهیم با کمترین زحمت بیشترین سودها را در کوتاهترین زمان کسب کنیم.(بدیهی است که در بعضی امور کلان و منطبق با سیاستهای ملی و کشوری کارهای با ارزشی هم گاها صورت می گیرد اما تمرکز بحث من روی فرهنگ و نگاه غالب ما ایرانیان،بخصوص نگاه بخش خصوصی است.)پس اکثر قریب به اتفاق فعالیتهای ما می شود واسطه گری و دلالی و از این دست به آن دست کردن کالای دیگران.

در پذیرش افراد متقاضی زندگی در ایران به طور طبیعی به دنبال کارگر هستیم تا آنها کارکنند و ما بیاساییم!؟

اگر هم قادر به این کار هم نباشیم ،سعی می کنیم که در جایی کارمند باشیم و به اصطلاح”آب باریکه ای” اگر چه کم اما همیشه جاری برای خود و خانواده مان دست و پا کنیم و دردآور اینکه اگر هیچ کار دیگری پیدا نکردیم ،می رویم و به ناچار معلم می شویم!!

در صحبت ها و بحث های خود هم دائما می گوییم:”انشالله” یا “توکل به خدا” تا اگر هم کارمان نگرفت به گردن خداوند بیاندازیم.

شاید بهترین مثالی که در جامعه اروپا زد که نزدیک به ما هستند “یونان” است.

آنها نیز تمدنی چند هزار ساله دارند و خلاقیت و نوآوری در فرهنگشان وجود ندارد و به این ترتیب بلافاصله با عضویت در اتحادیه ثروتمند اروپا به بهانه ساخت زیرساخت های صنعتی و کشوری دست به استقراض های کلانی زدند که خرج سر و وضع ظاهری و خوشگذرانی خود کردند و حالا با بدهی های عظیم و عدم توان پرداخت بصورت مشکلی بزرگ برای اتحادیه و کل اروپا درآمده اند.خدا را شکر که ما به برکت وجود نفت،نیازی به استقراض های اینچنینی نداریم و آن را می فروشیم و بین هم تقسیم می کنیم ،تا بعدا چه پیش آید!؟

اما یقینا این راه به رستگاری ملی ختم نخواهد شد.

پس چه باید کرد؟

برای جواب به این سوال ابتدا باید بررسی کرد که چگونه این عیوب فرهنگی در وجود جامعه نهادینه شده اند تا بتوان راه برگشت و معالجه را یافت.