برچسب ها بـ ‘نهاد’

کلید توسعه ایران 47

چهار شنبه, 16 سپتامبر, 2020

توسعه با همراهی آموزش و پرورش ،انسانی می شود.آموزش و پرورش پیش از آنکه یک دستگاه اجرایی باشد،یک نهاد گسترده اجتماعی است که زیرساخت تربیتی توسعه را فراهم می آورد.
آموزش و پرورش برای همراهی با توسعه باید تن به چه تغییراتی در خود بدهد؟
مهم ترین تغییرات ضروری در نظام آموزشی را با نگاه توسعه ای،می توان در سه بخش و بیست محور دسته بندی کرد که عبارتند از:
– تغییرات نگرشی
– تغییرات ارتباطی و اجتماعی
– تغییرات ستادی – مدیریتی

کلید توسعه ایران 14

چهار شنبه, 4 دسامبر, 2019

همه شواهد حاکی از آن است که برای کودکان در دوره صفر تا هفت سالگی سه نهاد: خانواده،مدرسه و حکومت برنامه ای نداشته اند.یعنی ما به دلایل جهل والدین،غفلت معلمان و جاه طلبی سیاستمداران جامعه ای هستیم که هیچ افق،برنامه و راهبردی برای کودکانمان نداشته ایم و در واقع ما جامعه بی کودکی هستیم.
هیچیک از نظام های خانوادگی،آموزشی و سیاسی در ایران حداقل در 35 سال گذشته برای دوره صفر تا هفت سالگی که بذر توسعه شکل می گیرد،برنامه ای نداشته اند.
بذر توسعه یافتگی حداکثر تا سن 10 سالگی در درون شخص جوانه می زند.حتی برخی عقیده دارند بذر توسعه دقیقا از بعد از تشکیل نطفه در رحم مادر شروع به شکل گیری می کند.در این میان اختلاف نظر است،برخی عقیده دارند بذر توسعه تا 10سالگی قابل شکل گیری است و برخی زمان را حداکثر تا 7 سالگی می دانند.

چرا سازمان برنامه؟ 8

سه شنبه, 9 ژوئن, 2015

در اﯾﺮان ﭘﺲ از ﺷﺼﺖ ﺳﺎل، ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ از راس اﻣﻮر اﻗﺘﺼﺎدي و ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﯽ ﮐﺸﻮر ﺣﺬف ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻋﻤﻠﯽ ﮐﻪ در دﯾﮕﺮ ﮐﺸﻮرﻫﺎي داراي ﻧﻈﺎم اﻗﺘﺼﺎدي ﻣﺨﺘﻠﻂ (ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺑﺎزار) ﺑﻪ آراﻣﯽ و ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رخ داده، در اﯾﺮان ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ و ﺷﮏ، اﺗﻔﺎق اﻓﺘﺎده اﺳﺖ. ﻧﺒﺎﯾﺪ از ﻧﻈﺮ دور داﺷﺖ ﮐﻪ اﻓﻮل ﻧﺮخ رﺷﺪ و ﮐﻢ ﺗﺤﺮﮐﯽ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان در ﭼﻨﺪ دﻫﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﺑﻪ رﻏﻢ اﻧﺠﺎم ﺗﻼش ﻫﺎي ﻓﺮاوان آﺣﺎد اﻗﺘﺼﺎدي، ﺗﻤﺎﯾﻞ و ﺧﻮاﺳﺖ ﻣﻠﯽ و داﺷﺘﻦ ﻋﻮاﻣﻞ ﻻزم رﺷﺪ ﺑﺎﻻي اﻗﺘﺼﺎدي، ﺿﺮورت و ﻧﯿﺎز ﺑﻪ اﺻﻼح ﺳﺎﺧﺘﺎر و ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﻘﺶ ﺑﺎزﯾﮕﺮان اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان از ﺟﻤﻠﻪ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ را ﻃﻠﺐ ﻣﯽ ﮐﺮد. ﺗﻐﯿﯿﺮ و اﺻﻼح ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ از دﻫﻪ ﻫﺎي ﭘﯿﺶ در دﺳﺘﻮر ﮐﺎر دوﻟﺖ ﻗﺎﻧﻮن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﭼﻬﺎرم ﻧﯿﺰ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﺷﺪه ﺑﻮد، وﻟﯽ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ رﺳﺪ اراده و اﻧﺮژي ﻻزم ﺑﺮاي اﻧﺠﺎم آن ﺑﻪ ﺣﺪ ﮐﻔﺎﯾﺖ ﻧﺒﻮده اﺳﺖ ﺗﺎ ﺳﺮاﻧﺠﺎم اﯾﻦ اراده و اﻧﺮژي در دوﻟﺖ ﻧﻬﻢ ﺑﺮوز و ﻇﻬﻮر ﭘﯿﺪا ﮐﺮد. ﻧﺒﺎﯾﺪ از ﻧﻈﺮ دور داﺷﺖ ﮐﻪ اﺻﻼح و ﯾﺎ ﺣﺬف ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ در ﻃﯽ ﺳﺎﻟﯿﺎﻧﯽ ﻃﻮﻻﻧﯽ از ﯾﮏ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺑﺴﯿﺎر ﻣﻨﺴﺠﻢ و ﻧﯿﺮوﻫﺎي ﺑﺎ ﺗﺠﺮﺑﻪ، ﻣﺘﺨﺼﺺ و ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪ ﺑﺮﺧﻮردار ﺷﺪه و ﺑﺮ ﺗﻤﺎم اﺟﺰاي اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان اﺷﺮاف ﮐﺎﻣﻞ ﯾﺎﻓﺘﻪ و ﺗﺴﻠﻂ ﭘﯿﺪا ﮐﺮده اﺳﺖ و ﻫﻤﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺷﺮاﯾﻂ اﻗﺘﺼﺎدي را ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺮده و آﻣﺎدﮔﯽ ﮐﺎر در ﻓﻀﺎﻫﺎ و ﺷﺮاﯾﻂ ﻣﺨﺘﻠﻒ را دارد، ﯾﮏ ﻋﻤﻞ ﭼﺎﻟﺶ ﺑﺮاﻧﮕﯿﺰ و داراي رﯾﺴﮏ ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺰرگ اﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﻤﺘﺮ دوﻟﺘﯽﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﭘﺮداﺧﺖ ﻫﺰﯾﻨﻪ آن ﻣﯽ ﺷﻮد. آزاد ﺳﺎزي اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان از ﻗﻔﺲ ﺗﻨﮓ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﮐﻨﺘﺮل ﻣﻨﺴﺠﻢ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ، اﮔﺮﭼﻪ ﺷﺮاﯾﻂ ﺑﺮاي ﺟﻬﺶ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان را ﻣﻬﯿﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ وﻟﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻓﺮاﻣﻮش ﮐﺮد ﮐﻪ ﺧﻼ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ در راس اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان ﮐﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎر آن ﺑﺮ اﺳﺎس وﺟﻮد ﯾﮏ ﻧﻬﺎد ﻫﺪاﯾﺖ ﮔﺮ و ﮐﻨﺘﺮل ﮐﻨﻨﺪه ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ و ﺑﯿﺶ از ﻧﯿﻢ ﻗﺮن ﺑﻪ آن ﻋﺎدت ﮐﺮده، اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان ﺑﻪ ﺧﺼﻮص ﺑﺨﺶ دوﻟﺘﯽ آن را دﭼﺎر ﻣﺸﮑﻞ و ﺑﺤﺮان ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪي ﻧﻤﻮد. اﻣﺎ ﺳﻮال اﺳﺎﺳﯽ اﯾﻨﺠﺎ اﺳﺖ ﮐﻪ آﯾﺎ دوﻟﺖ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﮐﻨﺎر ﮔﺬاﺷﺘﻦ ﻣﮑﺎﻧﯿﺴﻢ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺑﺎز ﮐﺮدن ﻓﻀﺎي اﻗﺘﺼﺎد ﺑﺮاي ﺑﺨﺶ ﺧﺼﻮﺻﯽ و ﮔﺴﺘﺮش ﻧﻈﺎم ﺑﺎزار ﺑﺮ ﭘﻬﻨﻪ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﺟﺒﺮان ﻧﻘﺎط ﺿﻌﻒ آن ﺑﻮد؟ ﺳﺎزوﮐﺎري ﮐﻪ دﯾﮕﺮ ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺑﻪ آن روي آوردﻧﺪ ﯾﺎ آﻧﮑﻪ دوﻟﺖ ﺑﺎ ﮐﻨﺘﺮل ﻧﻈﺎم ﺑﺎزار ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﻫﺪاﯾﺖ اﻗﺘﺼﺎد ﺑﺎ ﺗﻬﯿﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎي ﺟﺪﯾﺪي ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﻧﻬﺎدﻫﺎي ﺑﺎزﺳﺎزي و اﺻﻼح ﺷﺪه ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ در ﺟﻬﺖ دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ اﯾﺪه ﻫﺎي ﻣﻄﻠﻮب ﺣﺎﮐﻤﯿﺘﯽ اﺳﺖ؟ ﯾﺎ آﻧﮑﻪ راه دﯾﮕﺮي در ﭘﯿﺶ ﺧﻮاﻫﺪ ﮔﺮﻓﺖ. ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎل ﺗﺪوﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﭘﻨﺠﻢ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺑﺎ ﻣﺤﻮرﯾﺖ ﻣﻌﺎوﻧﺖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي و ﻧﻈﺎرت راﻫﺒﺮدي رﯾﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮر ﻧﺸﺎن داد ﮐﻪ دوﻟﺖ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﺧﺮوج ﮐﺸﻮر از ﯾﮏ اﻗﺘﺼﺎد ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ اي ﺑﻪ ﯾﮏ اﻗﺘﺼﺎد آزاد و ﻓﻌﺎل ﻧﺒﻮده اﺳﺖ و ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ رﺳﺪ ارزﯾﺎﺑﯽ ﻣﺎ ﭘﺲ از ﺗﺠﺮﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﺳﺎل اﻧﺤﻼل ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ و ﯾﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ اﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺛﻤﺮه اﯾﻦ اﻗﺪام ﺑﺮاي ﮐﺸﻮر ﺗﻀﻌﯿﻒ ﮐﻨﺘﺮل و ﻧﻈﺎرت ﺑﺮ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺎﻟﯽ و اﺟﺮاﯾﯽ ﮐﺸﻮر و ﮐﺎﻫﺶ ﮐﺎراﯾﯽ ﻣﻨﺎﺑﻊ و ﮐﻞ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان ﺑﻮده اﺳﺖ. ﮐﺎﻫﺶ رﺷﺪ اﻗﺘﺼﺎدي ﻃﯽ ﭼﻨﺪ ﺳﺎل اﺧﯿﺮ ﺑﻪ رﻗﻢ ﺗﺰرﯾﻖ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺎﻟﯽ ﻓﺮاوان و ﮔﺴﺘﺮده ﺷﺎﻫﺪي ﺑﺮ اﯾﻦ ﻣﺪﻋﺎﺳﺖ.

سلسله مباحث مدیریتی 23

سه شنبه, 9 دسامبر, 2014

برای بومی کردن این تجربیات و استفاده از آن در ایران نیز برنامه ای وجود دارد و شما در این زمینه فعالیت هایی داشته اید ؟
شکی نیست که در ایران کارهای مثمر ثمر فراوانی در زمینه تربیت و آموزش نوجوانان و جوانان به انجام رسیده و می رسد ، اما یکی از تفاوت های ایران با کشوری چون دانمارک در این است که در دانمارک تنها 5 میلیون نفر زندگی می کنند در حالی که ایران بیش از 75 میلیون نفر جمعیت دارد . البته مسلم و واضح است که تجربیات و اطلاعات من از شیوه تربیت در کشورهای اسکاندیناوی باید بومی شده و سپس مورد استفاده قرار گیرد.
من در دانمارک بیش از 18 سال سابقه کار و بیش از 8 سال سابقه مدیریت باشگاه اوقات فراغت نوجوانان و جوانان با قریب به 300 عضو را داشته ام . در ایران نیز در همین راستا و با این امید که درآینده در هر محله ای و در کنار هر مسجدی زیر سایه مقامات مذهبی و مسئولان کشور امکان باز کردن چنین باشگاه هایی فراهم شود ، در جلساتی با مسئولان مرتبط کشور که از طریق سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران در دانمارک هماهنگ شده بود ، شرکت کرده و به نتایج خیلی مثبتی نیز رسیده ایم . یکی از مواردی که روی آن کار می شود افتتاح رشته تحصیلی ” پدگو ” در دانشگاه های ایران است که امیدوارم در آینده نزدیک به نتیجه برسد.
من در تمامی جلساتی که شرکت داشته ام با همکاری بی شائبه هر یک از مسئولین مواجه بوده ام و باید به عرض برسانم که این پروژه ان قدر بزرگ است که می باست برای اجرایی شدن زمان کافی طی شود.
چون من هم در ایران زندگی می کنم و هم در دانمارک و بیش از 30 سال است که در دانمارک مقیم هستم زمان هایی را که در ایران هستم با کمال میل حاضر به ارایه مشاوره به ارگان ها و نهادهای مختلف دولتی و خصوصی درباره تجربیات شخصی خود ،بدون یک ریال چشمداشت اقتصادی هستم

صبح غم انگیز

سه شنبه, 3 ژانویه, 2012

چند روز پیش برایتان از اولين برف امسال در روز هفدهم آبان و زیبایی هایش نوشتم.

اما امروز می نویسم که کاش این برف نمی آمد!؟

صبح روز بعدکه آمدم شرکت،

با کمال تعجب ديدم همه چیز از پنجره من پیداست ،جز درخت خرمالویي که در این مدت الفت زیادی با او پیدا کرده بودم!

باورم نمی شد.چشمها را چند بار مالیدم.نه نبود.با عجله به حیاط دویدم،

آه از نهادم برخاست،

دوست خوب من،درخت خرمالو،چون هنوز برگهایش ریخته نشده بود،برف زیادی روي برگها و خرمالوهای زیادش نشست و چون تحمل این وزن زیاد را نداشت از حدود نیم متر بالاتر از زمین،تنه بزرگش از جایی که به دو شاخه اصلی بزرگ تقسيم می شد،شکسته بود و شاخه ای که طرف پنجره من بود،روی زمین افتاده بود و قسمت دیگر هم که ایستاده بود،حتما درد زیادي می کشید.این یکی از طبعات ناهماهنگی هوا با طبیعت در زمان بندی ریزش برف بود.

و حالا من عزادار بهترین دوستم هستم!؟

از رنجی که می بریم

یکشنبه, 31 جولای, 2011

همراهان و همدلان عزیز و گرامی معبد نوعدوستی

از روز نخست راه اندازی این سایت ،خود را متعهد به میزبانی مناسب و تلاش در راستای ایجاد نظم و همدلی دانستم و در این راه تمامی تلاش خود را نموده ام و انشالله خواهم نمود.اما این شرط لازم است و ما نیاز به شرطی کافی نیز داریم و آن همراهی و نظم سایر نهادها و موارد مرتبط با این امر می باشد که در این زمینه جای افسوس فراوان است.

متاسفانه میزبان سایت ما ،بر خلاف تعهدات خود هنگام عقد قرار داد،در ده ماه گذشته چند بار بدون اطلاع قبلی ،امکان دسترسی من و شما را به سایت قطع نموده و بعد از کلی جستجو و سوال نهایتا اعلام می نماید که بخاطر الزامات فنی مثلا یک یا دوروز این قطعی ادامه خواهد داشت!

این یکی از نقص های اصلی فرهنگی ما ایرانیان در زمان معاصر است.بدون احساس نیاز به اطلاع قبلی هرکار خلاف قاعده و استاندارد را انجام می دهیم و جالب اینکه حتی بعد از این عمل هم هیچ لزومی به عذر خواهی و دلجویی نمی بینیم!

سی و چند سال از انقلاب ما می گذرد و یک شاه خود مختار و ناپاسخگو را بیرون کردیم و هفتاد میلیون شاه کوچک به جای او نشسته ایم!تا کی این روحیه مخرب را در خود حفظ خواهیم کرد،نمی دانم اما غزض از این نوشته این بود که:

اول-دلیل این قطعی ناخواسته را بدانید.

دوم-من به جای آنان که باید،از تک تک شما عزیزان عذر خواهی نمایم.

امید آنکه بتوانم دوباره با نظمی بهتر از گذشته پذیرای جمع شما همدلان عزیزم در معبد نوعدوستی باشم.