برچسب ها بـ ‘نظام’

کلید توسعه ایران 31

چهار شنبه, 20 می, 2020

تا کی می توان به روند کنونی ادامه داد؟ مسلما تا زمانی که پول نفت هست،اما زمانی که اقتصاد ما وابسته به نفت نباشد و به عملکرد تولیدی شهروندان نیازمند شود،مجبوریم به عاملیت و خلاقیت جوانانی که به دبیرستان می آیند توجه جدی کنیم.
در یک دهه آینده ما نفتی برای صادرات نخواهیم داشت و فقط می توانیم نفت موردنیاز داخلی خودمان را تهیه کنیم. در آن صورت ما با یک نظام اقتصادی جدیدی مواجه می شویم،نظامی متفاوت از آنچه در صد سال گذشته داشتیم.در این نظام جدید اقتصادی ،مهمترین منبع ثروت آفرین،تولیدات مادی و معنوی مردم است. از این رو،در آینده به جای نفت،سرمایه فکری اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. سرمایه فکری ،مجموعه قابلیت ها،مهارت ها،ارزش های اخلاقی،حالات،روحیات و توانایی های افراد یک ملت و یک سازمان است.
در آینده نزدیک ،اهمیت سرمایه های پولی و مادی کم می شود و به جایش سرمایه فکری می آید.

کوچه مردها 152

چهار شنبه, 31 دسامبر, 2014

اگر اشتباه نکنم سال 1349 بود که دولت هویدا و شهرداری تهران تصمیم به گران کردن بلیط اتوبوس از دو ریال به پنج ریال گرفتند و این بهانه ای شد برای مردمی که به شدت از نظام وقت کینه داشتند.
ابتدا داد و بیداد در ایستگاه های اتوبوس و باجه های بلیط فروشی آغاز شد و به فاصله چند روز یک حرکت سازماندهی شده از طرف دانشجویان دانشگاه ها شروع شد که به خوبی ضعف ساواک و نظام شاهی را نمایان کرد.
ترتیب کار به این صورت بود که اتوبوسی در ایستگاهی برای پیاده و سوار کردن مسافرین می ایستاد و در همین حال ناگهان از گوشه ای ،یکی دو نفر که پنهان شده بودند فریاد کنان شروع به پرتاب سنگ به شیشه های جلوی اتوبوس می کردند.راننده اتوبوس هم سرش را روی فرمان اتوبوس خم می کرد و سرش را بوسیله دستهایش می پوشاند و مسافران جلو هم خود را خم می کردند تا سنگ ها و خرده شیشه ها به آنها برخورد نکند.
پس از شکسته شدن شیشیه ها و با یکی دو شعار، دانشجویان به سرعت پابه فرار می گذاشتند و راننده سرش را بلند می کرد و با کمک مسافران جلوی اتوبوس را تمیز می کردند و همه شاد و خندان به طرف ایستگاه بعدی حرکت می کردند!
حتی یک مورد موفق به دستگیر کردن دانشجوها نشدند،چون کسی با ایشان همکاری نمی کرد. بعد از حدود یک هفته بهای بلیط اتوبوس به همان دو ریال برگشت و اوضاع آرام شد و مردم حرف خود را به کرسی نشاندند،اگرچه بعد از یک ماه ،مسیر های هر خط اتوبوس را نصف کردند و هر خط سابق را به دو خط جدید تقسیم کردند و عملا مردم برای رفت و آمد سابق به جای دو ریال،چهار ریال پرداخت کردند!

برای او که ادعایی ندارد

سه شنبه, 17 ژانویه, 2012

زمانی نه چندان دور ،گرد هم جمع شدند.

به عشق و نیت خدمت به رزمندگان و دفاع از کشور.

حماسه ها آفریدند و نور امید در دل رزمندگان و اطمینان خاطر از رسیدن مهمات حاصل شد.

مبارزینی گم نام بودند که به هیچ چیز جز دفاع از کیان نظام و کشور خود نمی اندیشیدند.

وچون پیروزی حاصل شد،غریبانه جشن گرفتند و گریستند از شوق و گریستند برای شهدای جنگ .

اما ،امروز کجایند؟

سراغ بعضی هایشان را دارم.

بعد از جنگ،تعدادی که نمی دانم کجا بودند،آمدند و با تعریف داستانهایی از فداکاری ها و از خود گذشتگی هایشان (که امیدوارم راست گفته باشند!)کم کم جای این مردان بی ادعا و پرهیز کننده از بیان خدمات خود گرفتند.

و بتدریج و در طول زمان ،این مردان بی ادعا را به گوشه ای راندند و کنارشان گذاشتند.

من یقین دارم اگر خدای ناکرده دوباره تهدیدی به این نظام و کشور برسد،دوباره آنها با عجله خود را خواهند رساند.

هریک از گوشه ای،رنج روزگار را کنار خواهد گذاشت و دوباره خود را فدای ما خواهد کرد.

اما اکنون………..؟!

کجایند مردان بی ادعا؟

چند روز پیش خبر کنار گذاشتن یکی دیگر از آنها را شنیدم.

چه خندان بود و فارغ و آسوده خیال!

راستی از آنها خبر دارید؟

چند جمله از علامه جعفری

سه شنبه, 4 ژانویه, 2011

**********

زندگی باید پیوسته در حال به وجود آمدن و به وجود آوردن باشد،وگرنه باری است بر دوش انسان

**********

اینجانب در سیر مطالعات محدود وبررسی هایی که تاکنون در بعد نظام و قانونگرایی انسان ها داشته ام،به این نتیجه رسیده ام که ضرورت و عظمت نظم و قانونگرایی و احساس جدی تکلیف و انجام آن به حدی است که می تواند یک زندگی بی هویت و بدون مبنا و فلسفه و هدف را قابل تحمل و رضایت بسازد،چنانکه در مقداری قابل توجه از جوامع مغرب زمین می بینیم.و در صورت بی اعتنایی به نظم و قانونگرایی در زندگی،با داشتن هویت و مبنای حقیقی برای زندگی و فلسفه و هدف قابل قبول برای آن،حیات آدمی هویت و مبنای خود را از دست داده و سایه شوم پوچی بر آن زندگی گسترده می شود.

**********

اساسی ترین عامل شکست انسانیت در دوران ما،به شوخی گرفتن و بی اعتنایی به موضوع تعهد است

**********