برچسب ها بـ ‘نطفه’

کوچه مردها 198

چهار شنبه, 11 ژانویه, 2017

تقریبا سقوط این رژیم قطعی شده بود،بخصوص بعد از اینکه شاه در پیامی خطاب به مردم گفت:صدای انقلاب شما را شنیدم! و تعهد داد تا در آینده به همه خواسته های ایشان عمل کند.
با شناختی که مردم از بی رحمی و سفاکی رژیم شاه داشتند،این سخنرانی را نشانه عجز و بیچارگی او دانستند و جسارتشان برای یکسره کردن کار این حکومت دوچندان شد.
گردانندگان و کارگردانان معتراضات احساس کردند که باید برای به دست گرفتن حکومت آماده شوند و به همین خاطر به امامان جماعت مساجد دستور سازماندهی جوانان انقلابی را دادند.
مسجد علی اکبر هم به یکباره در این راه قدم گذاشت که با طراحی و مدیریت حاج آقا رضوی بچه های مورد اطمینان و امتحان پس داده را در زمینه هایی مثل:آشنایی با سلاح و مواد منفجره ، ورزش های رزمی، تشکیل کمیته های رسیدگی به امور محله ،برخورد با افراد ناباب و ساواکی های هر محل و…. سازماندهی نمود. مثلا به علت اعتصابات شرکت نفت و کمبود شدید مواد نفتی،گروهی از بچه ها نفت پمپ بنزین ها را به نام مسجد می گرفتند و آنها در در ظروف چهار لیتری می ریختند و با چهارچرخه در محله توزیع می کردند،جالب اینکه اکثر خانواده ها از گرفتن سهمیه خود امتناع می کردند و مثلا می گفتند ما مشکل گرمایش خود را با کرسی حل کرده ایم و درخواست می کردند سهمیه ایشان به خانواده های دیگر داده شود.همدلی و نوعدوستی در آن روزها بیداد می کرد و جامعه را گرم!
این ها نطفه همان کمیته هایی بودند که پس از پیروزی انقلاب در هر محله نقش نیروی انتظامی را بازی کرد و بعد از چند سال هم با نیروی انتظامی ادغام شدند و در حقیقت امور انتظامات شهرها را به دست گرفتند.

مقالات 79

یکشنبه, 1 ژانویه, 2017

انسان و تنهاییش 1

آدم شدن چه آسان،انسان شدن چه سخت است!؟
به نظر من ،همه ما” آدم” به دنیا می آییم.کافی است آمیزشی صورت پذیرد و نطفه ای بسته شود.چندی بعد آدمی به جمع آدمیان جهان اضافه می گردد.
از طرفی دیگر باز معتقدم ، تکلیف آدمی در طول زندگی بر اساس مشیت الهی حرکت به سمت انسان شدن در شاهراه تکامل است.به عبارت دیگر:”انسان شدن”سرنوشت محتوم هر “آدم”است.
من در مقاله “از آدم تا انسان” مفصلا در این مورد توضیح داده و عقاید و نقطه نظرات خود را بیان نموده ام.در این بحث قصد دارم تا به تبعات انسان شدن بپردازم.مگر نه اینکه برای حرکت در یک راه باید مقصد را شناخت و شوق رسیدن به آن در دل آدمی پدید آید؟
انسان شدن فرایند سهل و ممتنعی است و بزرگترین سوال بشر از ابتدای خلقتش تا بحال این بوده است که:برای چه به دنیا آمده ایم و رسالت و وظیفه ما در زندگی چیست؟صاحبان اندیشه و خردمندان بسیاری در پی یافتن پاسخ این سوال در طول حیات بشریت برخاسته اند و بسیاری با تصور یافتن جواب،به راهی که درست می دانستند ،پای گذاشتند. راه های مختلفی که یکی را “عالم”کرد و دیگری را”عارف”،یکی را “متشرع”نمود و دیگری را “کافر”،یکی اصالت را به آزادی انتخاب انسان می دهد و دیگر معتقد به جبر آدمی است و این داستان تا بشریت وجود دارد،ادامه خواهد داشت. تفاوت ها بسیار است و هر یک مدعی یافتن کلید رستگاری بشر،اما ما در این مقاله با اختلافات کاری نداریم بلکه به پدیده مشترکی در همه جویندگان حقیقت و سالکان راه انسانیت خواهیم پرداخت.پدیده ای به نام “تنهایی انسان”.

ایران و ایرانی 40

یکشنبه, 3 فوریه, 2013

آندره زیگفرید در باب انگلیسیها چنین می نویسد:در نظر ایشان تنها راه حل های که می توان به آنها رسید،جنبه موقتی دارد و باید پیوسته در آنها دستکاری شود.هنگامی که مسافرت با کشتی های بادی صورت می گرفت،وضع کشتی و جهت آن و شکل بستن بادبانها را ،با جهت بادها و جریانهایی که دائما در حال تغییر بود ،منظم می کردند و این کار پیوسته ادامه داشت،یعنی همیشه با وضع موجود،منطبق و سازگار می کردند.فرد انگلیسی در زندگی،و بالخاصه در زندگی سیاسی همچون دریانوردی عمل می کند و در محیط ناپایداری رشد می کند.این ناپایداری را همچون واقعیتی می پذیرد که تغییر آن ممکن نیست و اعتراض کردن به آن کار بیحاصلی است.در این طرز تفکر انگلیسی تنها نیست،چینیان از مدتها پیش چنین درسی را آموخته بودند،و ایتالیاییها نیز اینچنیند.

بنابراین کشف مسئله روحیه ایرانی ها یا حل معادله روح ملی ،منتهی و منجر به جواب یابی برای دو سوال یا دو فتح باب زیر می شود:

1-اجداد اولیه ما که پا به سرزمین ایران گذاشتند و نطفه های ما را منعقد ساختند ،چگونه مردمی بودند؟

2-اجداد بعدی ما تا برسد به پدر مادر و به خود ما ،از چه راه نان می خورده اند و در این محیط و اجتماع،زندگی را چگونه می توانسته اند بگذرانند و بالاخره روزگار چه بر سرشان آورده است؟

در سوال اول مواریث طبیعی و پایه های اساسی ساختمان ملی را جستجو باید کرد و در سوال دوم می خواهیم طریقه یا طرق ارتزاق ملی را کشف کنیم.بدیهی است که ارتزاق یا اشتغال ملی،ترکیبی از ممکنات و تولیدات جغرافیایی کشور با واردات خارجی و شرایط محیطی و اجتماعی است.ارتزاق و اشتغالی که جوابگوی تقاضاها و متناسب با شرایط حاکم نباشد،نمی تواند سودآور و با دوام و اثر باشد. منظور آن که با مبنا قرار دادن سیستم معاش ،ما معتقد و منحصر به یک عامل جامعه شناسی نمی شویم،بلکه طریقه ارتزاق را به نوبه خود،تحت تاثیر سایر عوامل جغرافیایی و انسانی و اجتماعی دانسته،آن را به عنوان واسط و حاصل معرفی می نماییم.

 

رسالت بشرچيست؟(24)

چهار شنبه, 9 فوریه, 2011

مرتضي مطهري

مرتضی مطهری (۱۳ بهمن، ۱۲۹۸ فریمان۱۱ اردیبهشت، ۱۳۵۸ تهران) مفسر قرآن، فیلسوف، متکلم، عضو هیئت موتلفه اسلامی و از نظریه‌پردازان نظام جمهوری اسلامی ایران بود.

وی قبل از انقلاب ۵۷ عضو انجمن سلطنتی فلسفه و استاد دانشگاه تهران بود. بعد از انقلاب به ریاست شورای انقلاب منصوب شد. سید روح‌الله خمینی علاقه زیادی به وی داشت، تا بدانجا که بعد از مرگش گفت: «مطهری پاره تن اسلام بود.» در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی از وی با عنوان «معلم شهید» یاد می‌گردد.

(بیشتر…)