برچسب ها بـ ‘نشیب’

از هوشنگ ابتهاج

چهار شنبه, 8 نوامبر, 2017

به سان رود
که در نشیب دره سر به سنگ می‌زند رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست
زنده باش

مقالات 5

یکشنبه, 24 می, 2015

از آدم تا انسان 5

– دومین مطلبی که به ذهن خواننده ممکن است برسد،این است که :چرا بدون رضایت من نوعی،به این دنیا آورده و برده می شوم؟
خلقت من از ازل یک وصله ناجور بود
من که خود راضی به این خلقت نبودم،زور بود
و باز پاسخی که می توانم به خود دهم این است که:هنوز راه بسیار درازی مانده تا آدمی به حکمت خلقت خود ،پی برد.ما تازه در مرحله ای از مراحل متعدد سیر انسان به سوی تکامل و پیوستن به خالق هستیم. در حالی که خرده دانشی داریم و اندک اطلاعاتی،چگونه می توانیم به این سوال مهم پاسخ دهیم؟
آیا بهتر نیست حال که به خالق قادر و بی نقص این جهان(با تدبر در تمامی پدیده های خلقت همچون بدن خود آدمی،یا ترتیب سیارات و کهکشان ها و…….)ایمان آورده ایم و او را خرد و عقل مطلق می دانیم،در این مورد نیز به او اطمینان کرده و این راه پرفراز و نشیب را با تکیه به عقل و ایمان خویش ادامه دهیم و امیدوار باشیم که در این راه از کمک ها،راهنمایی ها و بخشش ها و رحمت او در مقابل اشتباهات خود،برخوردار خواهیم شد؟
من در ادامه این مراحل به اینگونه نگاه خالق هستی به خود، اشاراتی خواهم داشت.
به هر حال و پس از رسیدن به قدرت تفکر،وجود آدمی انباشته می گردد از بسیاری از سوالات بی پایان که پاسخ آن سوالات، تعیین کننده راه آینده هرکس است.این همان اولین مرحله شناخت است که عرفا به آن نام “شهر شک” نیز داده اند.انتخاب یک “راهنما” یا “مربی” یا “پیر” یا “هادی” و …….در این مرحله ،بسیار حساس و سرنوشت ساز و رهگشاست.اما بسیاری بدون راهنما و در دایره حدس و خطا و آزمایش به ادامه راه می پردازند که احتمال گمراهی و انحراف در این حال،بیشتر از رستگاری و رسیدن به مقصد مطلوب است.
در هر صورت و با راهنما یا بی راهنما،من چنین می اندیشم که محوری ترین و بهترین توصیه خداوند سبحان به بشر،توصیه به تعادل و میانه روی در امور است.به نظر این بنده حقیر خدا،این اصلی ترین توقع خداوند از آدمی است. در سوره بقره ،آیه 143 چنین آمده است:”و کذالک جعلناکم امتا وسطا لتکونوا شهدائ علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا” یعنی: و اینچنین شما را – تربیت یافتگان واقعی اسلام را – جماعت وسط و معتدل و متعادل قرار دادیم تا حجت و شاهد بر مردم دیگر باشید و پیغمبر حجت و شاهد بر شما باشد.

ما چه هستیم؟

دوشنبه, 27 فوریه, 2012

من ذات اعتراضم،فرزند اضطرابم

من عاصی از درونم،همزاد درد و رازم

من در میان اوهام،تن دردهم چه آسان

گه خسته و گهی تند،سوی اجل بتازم

دل را دهم به بازی،در سرزمین غفلت

چون لعبتی بیابم،بر برد خود بنازم

چندی کنم تلاشی،در هر نشیب و بالا

چون درهمی بیابم،قصر امل بسازم

غافل ز درد یاران،در فکر شادی خود

حیران ز درد این دل،دیگر چه چاره سازم؟

روحم شده بیابان،حسرت برد به باران

گر رحمتی ببارد،بر گل برم نمازم