برچسب ها بـ ‘نخبگان’

نقد و تحلیل جباریت 43

یکشنبه, 28 ژوئن, 2020

انديشمنداني كه تودة مردم را معمولاً حقير و پست مي شمارند، آن چه را كه در بالا ذكر شد، بخشي از ويژگي هاي تودة مردم دانسته و تنها شخصيت هاي ممتاز را خارج از اين قاعده مي دانند. اين نگرش هيچ پايه واساسي ندارد چرا كه ترس و هراس در اختيار هيچكس نيست . به ندرت پيش مي آيد آناني كه از دانش و آگاهي بهتري برخوردارند . در برابررژيم هاي خودكامه و مستبد بهتر از مردم ديگر مقاومت كنند . در هر قشر وطبقه اي افرادي وجود دارند كه شديداً مي ترسند و از طرفي دوست دارند كه در هر شرايطي (حتي به قيمت تحمل بدترين بي حرمتي ها) به زندگي ادامه
دهند و بالعكس اگر كمي درنگ كنيم مي توانيم ببينيم كه در اين “تحقیر زمانه”اكثر كساني كه رفتاري نسبتاً شرافتمندانه از خو د نشان مي دهند از متن همين تودة مردم گمنام برخاسته اند و نه از جرگه نخبگان زمانه وشخصيت هاي برجسته!
شأن و اعتباري كه حاكم خودكامه به دست مي آورد، براي مدتي طولاني دوام مي يابد، چرا كه از بين رفتن يا تنزل مقبوليت آن در پيشگاه عامه مدت ها طول خواهد كشيد . حتي جادوگري كه در اجراي تردستي خود موفق نيست، تا مدت ها مردم به او و كارهايش اعتماد دارند . از طرف ديگراگر شرايط را از ديدگاه افرادي كه افكارشان به طور كلي متأثر از توجيهات و تفسيرهاي جبري نظام تبليغاتي حكومت است بررسي كنيم، مي توان تأييد كرد كه يك رشته پيش رفت و تحولات فوق العاده انجام گرفته است . حتي وقتي كه حاكم خودكامه نهايت استفاده را از امكانات كرده باشد، باز هم به
اين زودي ها دستش خالي نمي شود. او (برخلاف كساني كه با مسائل مربوط به قدرت هيچ گونه آشنايي ندارند ) با جسارت و پررویي تمام به مانور و قدرت نمايي مي پردازد. علاوه بر آن هر چه پايگاه مردمي حاكم خودكامه كمتر شود، دستگاه حكومتش گسترده تر مي شود و به اين ترتيب وجود همين ماشين عريض و طويل و پيچيده و خشن باعث مي شود كه شالودة زندگي ميليون ها نفر به او وابسته شود . اين تودة عظيم مردمي به اجبار با اوهمانندسازي كرده و با تب او تب مي كنند و هزاران خانواده رشد و ترقي وبرخورداري خود را مديون او مي دانند و هرگاه نگران حفظ پست و مقام خود شوند، نگراني و اضطرابشان را به سرنوشت رژيم متصل مي كنند. به غير ازاين گروه افراد ديگري نيز هستند كه با ديدن خوشبختي و شانس و اقبال تازه يافتة برخي تطميع شده و به تدريج به اين فكر مي افتند كه به نوعي به نظام حاكم نزديك شوند تا بدين وسيله آنان نيز بتوانند از نعمت خوان جديد برخوردار شوند.

کلید توسعه ایران 4

چهار شنبه, 18 سپتامبر, 2019

در حال حاضر، جریانی در تمدن غربی در حال شدت گیری است که از آن به عنوان تجاری کردن دانش یاد می شود. نخبگان ما این را دارند جذب می کنند و یکی از ارتزاق های ما از فرهنگ کنونی غربی همین است.
اصطلاح اقتصاد دانش بنیان یا بازاری کردن دانش، در اسناد دولتی ما آمده و دارد اجرا می شود. ولی جالب این است که در خود تمدن غربی، اندیشمندان بزرگی وجود دارند که این جریان را مورد انتقاد قرار می دهند و می گویند که ما اگر بخواهیم منطق بازار را بر کل جامعه و فرهنگ سرایت بدهیم، خطرناک است و حیات و تمدن غرب را مورد تهدید قرار می دهد.

نسبت ما با توسعه 4

شنبه, 2 ژوئن, 2018

اقتصاد ایران حتی پیش از رونق گرفتن فروش نفت و افزایش قیمت در سال 1973 – در اثر جنگ اکتبر اعراب و اسراییل و تحریم نفتی غرب از سوی کشورهای عربی فروشنده نفت- از سال‌های میانی دهه 1960 رشد شتابان و دورقمی خود را آغاز کرده بود و چرخ‌های توسعه اقتصادی کشور با سرعتی بی‌سابقه به حرکت افتاده بود.
پس از افزایش حدود چهار برابری قیمت نفت از بجران نفتی 1973 به بعد، انحرافی جدی در برنامه توسعه‌ای مورد نظر شاه اتفاق افتاد به نحوی که به گمان راقم این سطور همین دلارهای نفتی توازن روند توسعه را برهم زد؛ چون شاه گمان می‌کرد با بیبشتر شدن دلار و تزریق بیشتر آن به اقتصاد و جامعه ایرانی می‌تواند سرعت توسعه کشور را هم بیشتر کند و همین ولخرجی‌ها و دستکاری در اهداف برنامه توسعه، او را به قدری مغرور کرد که مدام از رسیدن به “دروازه‌های تمدن” سخن می‌گفت؛ بدون توجه به اینکه تکرار مدام این شعار هم حساسیت‌های بین‌المللی را تحریک می‌کند و هم میلیون‌ها توده جامعه ایرانی را که هنوز محروم از رسیدن نسیم توسعه به مناطق دورافتاده خود بودند،افسرده و خشمگین شدند و انگیزه‌ای شد برای مهاجرت انبوه آنها به شهرهای بزرگ برای عقب نماندن از جمع کردن اسکناس های شهری و این مهاجرت منجر به شکل گیری یک جمعیت گسترده حاشیه‌نشین در کنار و حتی داخل شهرهای بزرگ کشور و حتی پایتخت کشور شد که مشکلات جدی خاص خود را هم از منظر اجتماعی و هم از منظر اقتصادی برجای گذاشت که در نهایت نیروی سیاسی ناشی از بسیج همین طبقه در ماه‌های پایانی حکومت شاه، کار او و نخبگان حکومتی سابق را برای کنترل و مهار شعله‌های انقلاب بسیار مشکل کرد.

ایران و ایرانی 99

چهار شنبه, 20 ژانویه, 2016

توسعه در كانون اهداف كشور نيست و هنوز اجماعي در اين خصوص وجود ندارد. شايد بحران هسته‌يي ما را به اين سمت ببرد. اما در حال حاضر به‌دليل فقدان اتاق فكر متمركزي براي طراحي اولويت‌هاي كشور، تغيير دولت موجب كنار گذاشتن برنامه توسعه شده و در نتيجه اهداف سيستم قرباني تصميمات و علايق فردي مي‌شود.

توسعه‌يافتگي امري جهان‌شمول است كه تصميم‌گيري در مورد آن در سطح نخبگان ابزاري صورت مي‌گيرد و قابليت گوگل‌شدن و فرمول‌بندي دارد.

در غرب و شمال امريكا طي چند قرن گذشته توسعه‌يافتگي يك پديده خطي و ترتيبي بوده است يعني وقتي به قرن16 برمي‌گرديم مشاهده مي‌كنيم فردي به نام ژان بودن تمام عمر خود را صرف اين مي‌كند كه حكومت‌ها حق تعيين ماليات ندارند بلكه نمايندگان مردم بايد نرخ ماليات را مشخص كنند. به اين ترتيب ليبراليسم سياسي و اقتصادي قبل از اروپا در امريكا مطرح شده بود.

زماني كه تاريخ امريكاي لاتين را مطالعه مي‌كنيم نقش جامعه در توسعه‌يافتگي محدود است اما در اروپا جامعه نقش كليدي در توسعه‌يافتگي ايفا كرد و حاكميت را وادار به توسعه كرده در صورتي كه در آسيا و امريكاي لاتين، خاورميانه و آفريقا توسعه‌يافتگي محصول نخبگان جامعه و به‌ويژه نخبگان سياسي است.

با توجه به اينكه افراد و نخبگان سياسي در فرآيند توسعه در خارج از غرب، نقش اساسي دارند و ماهيت فكري و طبقاتي آنها بسيار تعيين‌كننده است زيرا براي توسعه يافتگي يا بايد از طريق جامعه يا از راه نخبگان برويم. البته رسيدن به توسعه از راه جامعه، راهي طولاني است اما در سطح نخبگي توسعه‌يافتگي سريع‌تر حاصل مي‌شود.

كشوري مانند چين خيلي سريع به توسعه‌يافتگي رسيد زيرا در حزب كمونيسم چين تحول رخ داد. آنها دريافتند كه در كنفرانس بين‌المللي رهبري جهان سوم هيچ فايده‌يي ندارد. بنابراين چيني‌ها به اين نتيجه رسيدند كه بايد به سمت توليد بروند لذا اجماع‌سازي در درون نخبگان صورت گرفت و توسعه خيلي سريع رخ داد.

هيچ جامعه جهان‌سومي را سراغ ندارم كه علاقه به توسعه داشته باشد زيرا در اين كشورها توسعه توسط نخبگان جامعه رخ مي‌دهد امارات، تركيه و چين نمونه‌هايي از اين كشورها هستند.

ماجرای پایان ناپذیر حافظ 8

سه شنبه, 30 ژوئن, 2015

“رندی” حافظ که درست نمی گذارد ضمیرش خوانده شود،همان رندی ملت ایران است،که در طی تاریخ خود بخصوص در دوران بعد از اسلام،آن را با خود همراه داشته است. این خصیصه،برانگیخته شده از هوش تیز،سرزمین نا امن و لرزندگی رشته ای عقیدتی و شخصیتی است.
بر سر این کلمه باید اندکی درنگ کرد.یکی از مفاهیمی است که در پیرامون آن بحث و حرف زیاد می تواند پیش آید.با این حال،حالت و ماهیتش طوری است که بخشی از آن غیر قابل تحلیل می ماند،کمی شبیه “آن” در زیبایی.
همه ایرانیان اصیل،حتی کودنها،از جزئی از آن نصیب دارند،ولی نخبگانی بوده اند که نمونه تام و پالوده شده آن را در خود متجلی کرده اند.یکی از خصوصیات رند آن است که ظاهرش با باطنش فرق دارد.یعنی در باطن به عمق چیزهایی می رود که در ظاهر از بیرون ریختنش ابا می ورزد.لابد همه توجه کرده اند که حافظ چقدر از “راز” و “محرم” حرف می زند،این سری به مسئله رندی می یابد،ولی عالمش از عالم ریا یا تقلید جداست.ریا کار برای به دام انداختن دیگران و کسب منفعت ریا می ورزد.رند،ظاهر و باطنش را متفاوت نگاه می دارد،برای آنکه دنیا امن نیست،برای آنکه نامحرمان در گوشه و کنار هستند،و برای انکه”راز”جنبه خطیر دارد و نزد هرکس نمی توان برملایش کرد.