برچسب ها بـ ‘نجات’

ایران و ایرانی 65

چهار شنبه, 2 جولای, 2014

همین وضعیت را در دولت هایی هم که روی کار می آیند می بینیم.هریک قبلی ها را مسئول تمام گرفتاری های کشور می داند و خود را مسئول پایان دادن به نابسامانی هایی می داند که قبلی ها ایجاد کرده اند و در این راه همه کسانی که در سال های گذشته شب و روز خود را وقف خدمت کرده اند برکنار می کنیم و افرادی جدید را به کار می گمارند واین چرخه تا کی قرار است ادامه داشته باشد کسی نمی داند.
زنده بودن چنین روحیه ای در مردم یک کشور باعث می گردد تا همیشه امکان متهم ساختن دیگران به هر دلیلی برای افراد حسود و تنبل وجود داشته باشد و یک راست را با ده دروغ بیامیزند و محرمانه گزارش نمایند تا فردی موفق را تبدیل به آدمی ضعیف و زبون سازند و در نتیجه اجتماع که جمع جبری همین افراد است از اعضایی برخوردار می گردد که همه ضعیف و بدبین به یکدیگرند.طبیعی است که در چنین شرایطی هرکس سعی می نماید آنچه در دل و در سر دارد از دیگران پنهان ساخته تا گزندی بر او نرسد و این در تضاد کامل با نوآوری و خلاقیت است چرا که فرد خلاق و نوآور ده بار خطا می کند تا یک بار تیرش به هدف برسد .حال اگر قرار است با اولین خطا یا حتی بدون خطا با نسبت دادن خطایی به ما رسوای خاص و عام شویم که هرگز چنین نخواهیم کرد.
راه نجات حتما در این است که نه تنها خطای کسی را بزرگ نکنیم و سرزنشش ننماییم بلکه با پوشش دادن و دلگرم کردنش وی را به حرکتی دوباره واداریم.بدیهی است که منظور من خطاهای خلاف قانونی نمی باشد که در آن مورد هم بر حسب شدت و ضعف خطا و آگاهی از نیت خطا کننده باید تا حد مقدور با ملاطفت و همراه با روحیه سازندگی فرد برخورد نمود.
متاسفانه در میان ما بدگویی از یکدیگر نیز رواج دارد و هرچه مقام و عنوان کسی بالاتر باشد بدگویی و تهمت و افترا به او از شدت بیشتری برخوردار است و در این زمینه آنقدر نسبت به یکدیگر بی رحمیم که حتی از ساختن جوک و لطیفه برای پایین آوردن شان و جایگاه اجتماعی شخص مورد نظر نیز دریغ نمی کنیم و بدون ذره ای ترس از خدا و وجدان بدترین نسبت ها را به خادمین کشور فقط به این خاطر که ما نمی پسندیمشان روا می داریم و چقدر نیز به این خاطر از خود ممنونین و ایرانی را آدمی اهل ذوق و اهل طنز نیز می دانیم و بی خبریم که داریم شیپور را از سر گشادش می نوازیم.
متاسفانه همه کم و بیش به این درد مبتلاییم.کمی فشار به ذهن خود که بیاوریم به راحتی هر یک از ما چند جوک در مورد مسئولین رده بالای حال و گذشته کشور به خاطر می آوریم که هر یک را جناح رقیب برای دیگری ساخته است.
این بیرحمی بی دلیل و غیر منطقی باعث دوری آحاد تشکیل دهنده جامعه از یکدیگر می گردد و وحدت اجتماعی و ملی را با خطر مواجه می سازد تا بدانجا که در بحران های ملی و اجتماعی به شدت ضربه پذیر و ضعیف خواهیم شد که هرگز چنین مباد.

ایران و ایرانی 42

یکشنبه, 24 فوریه, 2013

مرحوم دکتر بازرگان می گفت:

حقیقت هرقدر هم که تلخ باشد باید با آن روبرو شد.ملتی که بخواهد برای نجات و سعادت خود قیام کند، باید ظرفیت کافی برای درک معایب ومشکلات را دارا باشد.

انسان درست نشده است که در گذشته زندگی کند و راجع به گذشته حرف بزند.مگر اینکه شناسایی صحیح گذشته برای کمک به حال و به پیشروی در زمان و برای شناختن آینده باشد.

پس باید به نکات زیر توجه داشته باشیم:

الف- طبیعت چه از طریق محیط و چه از طریق قیاس چنان دست قاهر و عامل قاطعی نیست که بشر در برابرش مغلوب مطلق باشد.

ب- وضع معیشت زراعتی ما و شرایط جغرافیایی ایران و دنیا،مدتهاست که تغییر کرده است.علاوه بر ورود صنعت و تجارت و مشاغل فکری و فنی و تغییر روال زندگی،روابط دیرینه ما با دنیای خارج ،جامعه را خواه ناخواه در مسیری دیگر انداخته است

ج- با هوش سرشار و قدرت ابتکار و انطباقی که داریم،توجه صحیح به مسائل و مواریث و معایب ملی و اتخاذ تصمیم به چاره جویی و اقدامات اصلاحی که به دست خودمان انجام شود،عامل جهش قوی و سازنده بزرگ خواهد بود.

 

از دكتر شريعتي

دوشنبه, 7 فوریه, 2011

 

همه در هم گم شده اند؛…

اما چه باک ؟ که راه استوار و مطمئن است.

خود را یافتن و راه را گم کردن، ” فاجعه ” است؛

خود را در راه گم کردن ، ” نجات ” است ؛

و بالاتر از آن، خود را راه کردن ” عبادت ” است.

که عبادت یعنی : ای سنگلاخ خشن، ای مرداب عفن، ای بلندی غرور و ای پستی ذلت، خود را بکوب. راهی هموار شو در زیر پای اراده خداوند؛ تا بر تو نرم و زیبا بگذرد. در تو-همچنان که در جوهر حیات و در فطرت جهان- جریان یابد