برچسب ها بـ ‘نانوا’

کلید توسعه ایران 18

چهار شنبه, 1 ژانویه, 2020

بعد فرهنگی رفتارهای توسعه در دوره کودکی شکل می گیرد. در واقع،سرمایه گذاری برای تولید رضایت،باید در کودکی و بر روی کودکان ما انجام شود و سرمایه گذاری برای تولید رفاه،باید بر روی نوجوانان و جوانان ما انجام شود.
دبستان،پیش دبستان و خانواده،محل سرمایه گذاری بر روی بعد فرهنگی و رفتاری توسعه است که به معنای سرمایه گذاری برای تولید رضایت در نسل بعدی است. در همان دوران کودکی است که احترام به قانون،رعایت قوانین رانندگی،مدارا،توانایی نقد عقلایی و توانایی گفتگوی اخلاقی و عقلانی شکل می گیرد و اینها همان مولفه هایی هستند که موجب رضایت می شوند.
دقت کنیم که اگر در مدیریت ها به بن بست می رسیم به خاطر این است که هرکس در موضع شغلی خود دیکتاتورمابانه عمل می کند.از نانوا گرفته تا رییس بانک و نظائر آن. در واقع چون ما در نسل قبل،انسانهایی پرسشگر و عقلانی و دارای توانایی نقد کنندگی م نقد شوندگی بار نیاورده ایم،کم کم عادت کرده ایم در موضع ضعف،سکوت و کرنش و در موضع قدرت،دیکتاتوری کنیم. ما هنوز یاد نگرفته ایم که اگر کسی در جمع،ما را نقد کند به معنای توهین و اهانت نیست.

اگر من …….بودم

یکشنبه, 25 سپتامبر, 2011

اگر من یک نانوا بودم

شب ها و پس از تهیه خمیر با عشق به بیداری سحر و روشن کردن تنور محبت به مردم می خوابیدم

و صبح زود با موسیقی زیبای تنور نانی از خمیر و عشق به مردم آماده می کردم با سلامی گرم و لبخندی سرشار از محبت تقدیمشان می کردم.

فقیران را به رایگان به لقمه هایی از نان گرم مهمان می کردم و با آنها حرف می زدم و به درد دل هایشان گوش فرا می دادم.

نان خود را با کیفیتی هرچه بهتر به دست مشتریانم می سپردم و برایشان روزی خوش آرزو می کردم.

در حال آماده کردن خمیر اشعار حافظ را می خواندم و همکارانم را به وجد می آوردم.

با مردم از تقدس گندم و برکت نان سخن می گفتم و از آنها درخواست می کردم،حرامش نکنند.

برای بچه ها نان شیر مال درست می کردم و کلوچه ،که نگاه مشتاق آنها و لبخند رضایتشان پس از دریافت این نانها،تمام خستگی ام را در می کرد.

روایت هفتم

یکشنبه, 28 نوامبر, 2010

شیخ ما می گوید:

شراره ای بر جامه مرد نانوا افتاده بود.بی تاب شده بود و تقلا می کرد تا خاموشش کند.

جوانمردی از آن حوالی می گذشت.نانوا و تقلایش را دید.آهی کشید و ایستاد و به درد گفت:

افسوس!سالهاست که آتش خودخواهی و آتش حسد و آتش ریا در دلمان افتاده است و هیچ تقلا نمی کنیم که خاموشش کنیم.

این شراره جامه مان را خواهد سوخت.

آن آتش اما جانمان را می سوزاند،جانمان را و ایمانمان را.