برچسب ها بـ ‘میکده’

تصویر نوشته 200

سه شنبه, 9 فوریه, 2021

تصویر نوشته 173

سه شنبه, 11 آگوست, 2020

از شفیعی کدکنی

دوشنبه, 24 جولای, 2017

شهر خاموش من! آن روح بهارانت کو؟

شور و شیدایی انبوه هزارانت کو؟

میخزد در رگ هر برگ تو خوناب خزان

نکهت صبحدم و بوی بهارانت کو؟

کوی و بازار تو ، میدان سپاه دشمن

شیهه اسب و هیاهوی سوارانت کو؟

گرد غم ریخته سرتاسر بام و در تو

تا بشوید ز رخت ، نم نم بارانت کو؟

سوت و کورست شب و میکده ها خاموشند

نعره و عربده باده گسارانت کو؟

چهره ها در هم و دلها همه بیگانه ز هم

روز و پیوند و صفای دل یارانت کو؟

آسمانت ، همه جا ؛ سقف یکی زندان است

روشنای سحر این شب تارانت کو؟

سلام

دوشنبه, 5 سپتامبر, 2016

اول سلام و بعد سلام و سپس سلام
با هر نفس ارادت و با هر نفس سلام

باید سلام کرد و جواب سلام شد
بر هر کسی که هست از این هیچ کس سلام

فرقی نمی کند که کجایی ست لهجه ات
اترک سلام ، کرخه سلام و ارس سلام

ظهر بلوچ ، نیمه شب کُرد و ترکمن
صبح خلیج فارس، غروب طبس سلام

بازارگان درد! اگر می روی به هند
از ما به طوطیان رها از قفس سلام

“دیشب به کوی میکده راهم عسس ببست”
گفتم به جام و باده و مست و عسس سلام

معنای عشق غیر سلام و علیک نیست
وقتی سلام رکن نماز است، پس سلام!

قبل از سلام جام تشهد گرفته ایم
ما کشتگان مسلخ عشقیم، والسلام

علیرضا قزوه

از مهدی اخوان ثالث

دوشنبه, 21 ژانویه, 2013

در میکده ام

دگر کسی اینجا نیست

و اندر جامم دگرمی “صهبا”نیست

مجروحم و مستم و عسس می بردم

مردی

مددی

اهل دلی آیا نیست

 

“مهدی اخوان ثالث”

عاشقانه ها 12

یکشنبه, 8 جولای, 2012

مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد               نقش هر پرده که زد راه به جایی دارد

عالم از ناله عشاق مبادا خالی                     که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد

**********

مستم ز می عشق،چنان کز پس مرگم          صد میکده از خاک من آباد توان کرد

انصاف کجا رفت ببین مدرسه کردند          جایی که در آن میکده بنیاد توان کرد

کیستم من؟

دوشنبه, 28 می, 2012

 

کیستم من؟

غرق در هوس ها

دربند لحظه ها و قفس ها

کیستم من؟

یک پاره پوش تندخوی

آواره ویرانه گرد زشت روی؟

کیستم جز بیکران خستگی؟

شرمنده در دامان رنج بندگی

کیستم من؟

هردم گناه و معصیت

از مردمی تنها نشانی عاریت

کیستم من؟

خجلت ز من خجلت زده

افتاده ام در بتکده

سجده میان میکده

بیچاره ام،بیچاره ام

هستم اگر برپا شوم

مستم اگر رسوا شوم

امید ما را ماندنی است

پیمانه های هردمی است

باید شوم یک بی بدیل

مشتاق بر من سلسبیل

این خاک بر ما تنگ بود

ماندن درونش ننگ بود

ما را کشانید بر زمین

سودای لذت در کمین

هان کیستم؟

در جان و تن روح خدا

مشتاقی از ماده جدا

مست اهورایی نشان

شهره به نیکی در جهان

 

سهراب ربیعی