برچسب ها بـ ‘میزان’

مقالات 65

یکشنبه, 18 سپتامبر, 2016

4 – رشد تعقل و پیدایش عشق
ای عزیز بدان و آگاه باش که اکثریت آدمیان عالم،به این مرحله نمی رسند و اگر تو در طریق معنویت بدین درجه رسیده ای خوشا به سعادت و حال مطبوع تو!
چون به مرحله ای از رشد عقلی رسیدی که بدانی باید خالصانه و بی ریا به تربیت و اصلاح خود بپردازی،مانند این است که تازه جاده و طریق درست بندگی و رشد و تعالی و کمال را پیدا کرده ای.پیدا کردن آدرس درست دوست ،خود موفقیت بسیار بزرگی برای آدمی است. در این مرحله به نتایج و دستاوردهای زیر یقین پیدا می نمایی که:
– مال و ثروت و زن و فرزند و زندگی،منافی با انسانیت نیست.همه چیز بسته به دید و اندیشه توست.
چیست دنیا از خدا غافل بدن
نی قماش و نقره و میزان و زن
مال را کز بهر دین باشی حمول
نعم مال صالح ،خواندش رسول
آب در کشتی هلاک کشتی است
آب اندر زیر کشتی،پشتی است
چونک مال و ملک را از دل براند
زان سلیمان خویش جز مسکین نخواند
یاد درویشی چو در باطن بود
بر سر آب جهان ساکن بود
اگر تعلق از میان برخیزد،جاه و مقام و ثروت و زن و فرزند و امثال اینها نه تنها زیانی ندارد بلکه متضمن فواید بسیار هم هست.
– و چون بدین مقام رسیدی،وجودت مستعد پذیرای عشق به خداوند می شود.عشقی که تو را آماده مجاهده با نفس در راه وصال و دیدن او می نماید.
چون قلم اندر نوشتن می شتافت
چون به عشق آمد،قلم بر خود شکافت
مولانا در مقدمه دفتر پنجم می گوید:اگر کسی با نردبان به بام رسید،دیگر نگاهداشت نردبان بر او لازم نیست یا اگر کسی با قرع و انبیق طلا ساخت دیگر نیازی به قرع و انبیق ندارد.رهرو طریقت و راه نجات نیز چون به مدد عقل و خرد بدینجا رسید،دیگر به این وسیله نیاز ندارد و اکنون او را ابزاری دیگر باید که همان امانت الهی یا “عشق” است.محرکی که به او نیرویی لازم برای پیمودن راه پر سنگلاخ و فراز و نشیب دیدار دوست را می دهد.
علت عاشق ز علت ها جداست
عشق اصطرلاب اسرار خداست
باز تاکید می کنم که در وجود سالک راه خدا،عقل و عشق در مقابل و مخالف یکدیگر نیستند،بلکه عشق در امتداد عقل می آید و چون بنده با مدد عقل به وجود خالق و بی همتایی و خیرخواهی او نسبت به خود واقف شد،از این پس عاشق او می گردد و به مدد این عشق راه زندگی را ادمه می دهد و دیگر به اصطلاح از خود بیخود می شود.از این پس خودی نمی شناسد هرچه هست معشوق است و شوق دیدار و وصل او.
عشق اندر فضل و علم و دفتر و اوراق نیست
هرچه گفت و گوی خلق،آن ره ره عشاق نیست
شاخ عشق اندر ازل دان بیخ عشق اندر ابد
این شجر را تکیه بر عرش و ثری و ساق نیست
عشق را معزول کردیم و هوا را حد زدیم
کاین جلالت لایق این عقل و این اخلاق نیست
تا تو مشتاقی بدان کاین اشتیاق تو بتی است
چون شدی معشوق از آن پس هستی مشتاق نیست
اکنون آماده طی طریقی و باید اقدامات عملی خود را برای رسیدن به کوی دوست آغاز نمایی.مدد حق به همراهت!

مقالات 10

یکشنبه, 5 جولای, 2015

از آدم تا انسان 10

4 – رشد تعقل و پیدایش عشق 

ای عزیز بدان و آگاه باش که اکثریت آدمیان عالم،به این مرحله نمی رسند و اگر تو در طریق معنویت بدین درجه رسیده ای خوشا به سعادت و حال مطبوع تو!

چون به مرحله ای از رشد عقلی رسیدی که بدانی باید خالصانه و بی ریا به تربیت و اصلاح خود بپردازی،مانند این است که تازه جاده و طریق درست بندگی و رشد و تعالی و کمال را پیدا کرده ای.پیدا کردن آدرس درست دوست ،خود موفقیت بسیار بزرگی برای آدمی است. در این مرحله به نتایج و دستاوردهای زیر یقین پیدا می نمایی که:

– مال و ثروت و زن و فرزند و زندگی،منافی با انسانیت نیست.همه چیز بسته به دید و اندیشه توست.

 

چیست دنیا از خدا غافل بدن

نی قماش و نقره و میزان و زن

مال را کز بهر دین باشی حمول

نعم مال صالح ،خواندش رسول

آب در کشتی هلاک کشتی است

آب اندر زیر کشتی،پشتی است

چونک مال و ملک را از دل براند

زان سلیمان خویش جز مسکین نخواند

یاد درویشی چو در باطن بود

بر سر آب جهان ساکن بود

 

اگر تعلق از میان برخیزد،جاه و مقام و ثروت و زن و فرزند و امثال اینها نه تنها زیانی ندارد بلکه متضمن فواید بسیار هم هست.

– و چون بدین مقام رسیدی،وجودت مستعد پذیرای عشق به خداوند می شود.عشقی که تو را آماده مجاهده با نفس در راه وصال و دیدن او می نماید.

 

چون قلم اندر نوشتن می شتافت

چون به عشق آمد،قلم بر خود شکافت

جهانی باش!

شنبه, 16 آگوست, 2014

جهانی باش و جهانی فکر کن! راز جهانی شدن، گذشتن از روزمرگی هاست.
گذشتن از بیهوده ها و چیزهای بی ارزش است و اندیشیدن به افق های تازه.
راز جهانی شدن در این است که تو دنیایت را بزرگتر کنی… جهانی شدن یعنی که تو ، انسانی هستی فراتر از شغل و مقامت. فراتر از آدرس خانه و میزان دارایی هایت.
دنیا به خانه تو و همسایه دیوار به دیوارت خلاصه نمی شود. دنیا بزرگ تر و فراتر از این است که تاکنون می اندیشیدی. جهانی شدن را آغاز کن تا از پوچ نگری ها رها شوی! جهانی شدن یعنی که تو تنها نیستی . یعنی تو که به جهان هستی متصلی!
یعنی سلولهای بدن تو با همه جهان در ارتباط است!
به ستاره ها نگاه کن! و بزرگ بیاندیش! بگذار تا افکارت رشد کند.
اجازه نده انسان های حقیر و ناچیز تو را به سوی خشم بکشانند، ناچیزها را رها کن و بزرگ شو!
جهانی شو! آن گاه دیگر از غیبت و بدگویی لذت نمی بری! هرگز حسادت نمی کنی ، هیچ گاه کینه ای به دل نمی گیری!
هیج گاه در زندگی خصوصی مردم تجسس نمی کنی!
جهانی شو ! تا برای یک لقمه نان ، بیشتر، سر کسی کلاه نگذاری!
جهانی شو! تا بدون هیچ چشم داشتی به همه موجودات کمک کنی!
جهانی شو ! تا از یک بعدی بودن خارج شوی!
آن گاه در همه لحظات زندگی ات خدا را لمس می کنی !!