برچسب ها بـ ‘میراث’

مقالات 26

یکشنبه, 8 نوامبر, 2015

عرفان غربی و عرفان شرقی 6
ایشان معتقدند که انسان در هر وضعیت و توانمندی،می تواند دسترسی به لایه های بالاتری از توان روحی و برخورداری از مواهب بیشتری از زندگی را کسب کند که این بستگی به باور ما از خودمان دارد.در جایی دیگر ایشان می نویسد:افکار ما،سرنوشت ما را و سرنوشت ما میراث ما را تعیین می کنند،از این رو به روشنی می توان دید و نتیجه گرفت که:امروز هرکس در مکانی قرار دارد که افکارش او را به آنجا آورده است و فردا در جایی خواهد بود که افکارش او را به آنجا می برد. لازم است که باور کنیم که:
1 – تغییر امری کاملا شخصی است.
2 – تغییر امری است ممکن.
3 – تغییر امری است واجب و سودمند.
در نتیجه می توان نتیجه گیری کرد که هرکس و هر گروهی که انسان را به سکون و ماندن در یک وضعیت ثابت دعوت می نماید،دوست بشر نمی باشد.
و برای تغییرات و پیشرفت به سوی پیشرفت مداوم،آدمی چاره ای جز پناه به درون خود و تفکر دائم با رعایت موارد زیر ندارد:
1 – بزرگ فکر کنید،این امر باعث می شود فراتر از آنچه هستید ببینید.
2 – متمرکز فکر کنید،این باعث می شود عوامل مزاحم و پرت کننده حواس را دفع نمایید.
3 – خلاق فکر کنید،این باعث می شود از قفس محدودیت ها و موانع آزاد شوید.
4 – واقع گرایانه و منطقی فکر کنید،این باعث می شود اساس و شالوده تغییر را در خود بنا بگذارید.
5 – منظم و با حوصله فکر کنید،این عمل به شما اجازه می دهد برای تغییر،طرح و برنامه ریزی داشته باشید.
6 – به احتمالات و امکانات فکر کنید،این باعث می شود به دنبال بهترین ها باشید و به برترین ها دست یابید.
7 – متفکرانه و مدبرانه(عمیق)فکر کنید،این باعث می شود چشم انداز درستی نسبت به خود و مسائل پیدا کنید.

ایران و ایرانی(3)

یکشنبه, 22 آوریل, 2012

اما این “فرهنگ” چیست؟

ترجیح می دهم برای تبیین این موضوع از سخنرانی ها و نظرات دکتر شریعتی استفاده نمایم.

ایشان در گفته ها و نوشته های مختلفی ،اینگونه تعریف خود را بیان می نماید که:

تمدن از ریشه مدن و خویشاوند مدینه است و چون مدینه به معنای شهر است و تمدن به معنای انتساب،استناد،وابستگی نمودن به آن معنایی است که در این باب آمده است،بنابراین تمدن یعنی احساس وابستگی به مدینه(شهر) و نمایش آن.

شهری یعنی متمدن،در برابر چادر نشین و صحرانشین.

تمدن به معنای کلی عبارت است از مجموع ساخته ها و اندوخته های معنوی در جامعه انسانی.وقتی می گوییم ساخته های انسانی،مقصود آن چیزی است که در طبیعت در حالت عادی وجود ندارد و انسان آن را می سازد.

انسان دوجور چیز می سازد:معنوی و مادی،یکی صندلی می سازد که مادی است و دیگری شعر می سازد که معنوی است.مجموعه علوم،از ساخته های معنوی انسان است.بنابراین مجموع تمدن بشری عبارت است از میراث گذشته،تقلید از دیگران و ساخت اکنون خود است و وجوه مادی و معنوی دارد.وجه معنوی تمدن را “فرهنگ” گویند.

شعر و مذهب جزئ فرهنگ است و ساخت معنوی انسان است ،خط و ادبیات،تمام رشته های علمی و مجموعه علوم انسانی و هنر و علوم مربوط به آن جزئ ساخته های معنوی و بنابراین جزئ فرهنگ است.

پس جامعه تمدن و فرهنگ را می سازد نه افراد.خیام و ابوعلی سینا ساخت معنوی جامعه اند.ارزش جامعه به آدمهایش است،آنچه معنوی است،فرهنگ و آنچه مادی است،تمدن می نامیم.

جوامع باید فرهنگ منطبق با روحیات و شاخص های خاص خود را داشته باشند و از تعامل با فرهنگ های دیگر در جهت تکامل و بهبود فرهنگ خودشان استفاده نمایند ،نه اینکه فرهنگ خود را رها کرده و تحت سیطره فرهنگ دیگری قرار گیرند که این را استعمار فکری می نامند.شناختن وجه فرهنگی استعمار در دنیای امروز پدیده تازه ای است و بزرگترین مبارزه،برخورد با این پدیده است.

در زمان ما مبارزه با استعمارگران نوین،فحش دادن یا بد گفتن یا مبارزه سیاسی است،در صورتی که امروزه قبل از اینکه استعمار یک وجه اجتماعی،اقتصادی،سیاسی و یا نظامی داشته باشد،وجه فرهنگی دارد .بزرگترین وظیفه روشنفکران در دنیای امروز،شناختن وجه فرهنگی استعمار است و بالاترین مبارزه،مبارزه فرهنگی است.

علم بهتر است یا ثروت؟

دوشنبه, 26 دسامبر, 2011

  اولي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ علي (ع) فرمودند: علم بهتر است. گفت :چرا؟

   فرمودند: براي اين‌که علم، ميراث پيامبران است. ولي مال ميراث قارون و هامان و فرعون است.  

                                                   دومي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ علي (ع) فرمودند: علم بهتر است. پرسیدند:چرا؟

  فرمودند: براي اين که مال را تو بايد حفظ‌کني. ولي علم تورا حفظ مي کند.

    سومي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ علي عليه السلام فرمودند: علم بهتر است.  پرسيد: چرا؟ فرمودند: براي‌اينکه صاحب  ثروت، دشمنان بسيار دارد، ولي صاحب علم دوستان بسیار دارد.

چهارمي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ اميرالمومنين (ع) فرمودند: “علم بهتر است”. پرسيد: چرا؟  

علی (ع)فرمودند:”برای اینکه هرگاه از مال استفاده کنی،از آن کاسته مي‌شود، ولي اگر از علم استفاده‌کني، برآن افزوده‌مي‌شود”    

 پنجمي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ علي (ع) فرمودند: علم بهتر است. پرسيد:  چرا؟ فرمودند: “براي‌اينکه صاحب‌مال با صفاتي مانند بخيل و لئيم، خوانده مي‌شود، ولي از صاحب‌علم با احترام و تجليل، نام برده‌مي‌شود.  

ششمي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ اميرالمومنين (ع) فرمودند: علم بهتر است. پرسيد: چرا؟  

 فرمودند: “براي‌اينکه در مورد مال، از دزد ترسيده مي‌شود که مبادا به آن دستبرد بزندوببرد، ولي در مورد علم چنين ترسي نيست” 

      هفتمي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ علي (ع) فرمودند: علم بهتر است. پرسيد: چرا؟ علي (ع) فرمودند: “براي‌اينکه مال با گذشت زمان، کهنه‌مي‌شود. ولي علم با مرور زمان، کهنه نمي‌شود و هميشه تازه است”

    هشتمي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ علي (ع) فرمودند: علم بهتر است. پرسيد:  چرا؟ علي (ع) فرمودند: “براي‌اينکه مال، قلب صاحبش را سخت مي‌کند، ولي علم قلب صاحبش را نوراني مي‌نمايد”    

 نهمي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ اميرالمومنين (ع) فرمودند: علم بهتر است. پرسيد: چرا؟

علي (ع) فرمودند: “براي‌اينکه صاحب مال، تکبر مي‌ورزد و خودبيني مي‌کند، ولي صاحب علم، خاشع و متواضع است.