برچسب ها بـ ‘مکزیک’

ایران و ایرانی 119

چهار شنبه, 4 ژانویه, 2017

پیشرفته‌ترین کشور در آمریکای‌لاتین از لحاظ قرارداد اجتماعی، شیلی است. مکزیک در 20سال گذشته، رشد غیرقابل تصوری در ایجاد یک قرارداد اجتماعی داشته ‌است و همین‌طور آرژانتین. وقتی قرارداد اجتماعی در داخل یک کشور شکل می‌گیرد، به همان تناسب تضادهای داخلی بسیار کم می‌شود و انرژی آن کشور صرف تولید قدرت می‌شود. هند و چین مدت‌هاست به این مرحله رسیده‌اند.
ژاپن بیش از یک قرن است که این حالت را به خود گرفته است. اما در خاورمیانه، به ندرت قرارداد اجتماعی داریم. به ندرت دولتی داریم که ظرفیت آن ‌را داشته باشد در چارچوب قرارداد اجتماعی مسائل خود را تعریف کند و منابع ملی را در چارچوب قرارداد اجتماعی به استخدام بگیرد. برای همین است که در خاورمیانه، ما این همه تضاد داریم؛ چراکه برای تحقق این مسئله، فرایندهای طولانی در پیش داریم؛ برای مثال، مصر باوجود اینکه کشور بسیار قدیمی و کهني است، اما مصری‌ها درباره مواردي از اين دست كه از مصر چه تعریفی دارند و چگونه می‌خواهند ثروت تولید کنند و ماهیت روابط خارجی آنها چیست و جایگاه مفاهیمی کلیدی مانند دولت، دین، زمان، آینده، حقوق مردم یا بخش خصوصی کجاست، به تعریف‌های مشترک نرسیده‌اند. انسان هم همین‌گونه رشد می‌کند: هر انسانی که تعاریف دقیقی از مسائل داشته باشد، انسان متعادل‌تری است. برای همین، هرچقدر تعاریف ما، چه فردی و چه اجتماعی، کلی‌تر باشد، تضاد خواهیم داشت.
هرچقدر جزئی‌تر باشد تضاد ما کمتر خواهد بود. شما اگر نصف روز با یک ژاپنی، معاشرت کنید، دقیقا می‌فهمید او چه رنگی را دوست دارد و تفریح برای او چه معنایی دارد، برای آینده خودش چه چارچوبی ترسیم کرده است و چه تناسبی بین خود، جامعه و کشورش وجود دارد. حتی اگر یک آدم معمولی باشد. چون او به این تعاریف رسیده‌ است، در درون خود به یک صلح درونی رسیده‌ است و در چارچوب آن تعاریف، زندگی می‌کند. در خاورمیانه به دلایل پیچیده تاریخی، ما انسان‌های کلی و داراي کشورهایی با تعاریف کلی هستیم. انسان‌ها و جوامعی که خیلی کلی حرف می‌زنند، در یک دایره بسته متوقف هستند.

ایران و ایرانی 112

چهار شنبه, 7 سپتامبر, 2016

فرهنگ سیاسی ما ایرانی‌ها به روسیه خیلی نزدیک است. آنها خودشان را خیلی بزرگ می‌دانند. حس همکاری‌شان با دنیا کم است. شما چین و روسیه را با هم مقایسه کنید. چین می‌گوید من با دنیا همکاری می‌کنم، ياد می‌گیرم و خودم را حفظ می‌کنم. الان چین با آمریکا نیم تریلیون دلار تجارت دارد. اما روس‌ها می‌گویند ملاک، اقتصاد نیست. ملاک، توانایی‌های دیگر است. ما ملت بزرگی هستیم. مساحت، منابع طبیعی و تاریخی طولانی داریم. خیلی به ما نزدیک هستند. چینی‌ها هم خیلی مثل ما بودند و زماني خودشان را مرکز ثقل جهان می‌دانستند. اما الان این‌گونه نیستند.
وقتی با دنیا کار کردند، متوجه شدند خیلی جاها ضعف دارند. الان در حال یادگیری در مدیریت، برنامه‌ریزی، بانکداری و صنعت از دنیا هستند. الان بسیاری از شرکت‌های دولتی چینی، مدیران‌شان را براي گذراندن دوره‌های عالی به انگلیس و آمریکا می‌فرستند. هندی‌ها هم خیلی این حالت را داشتند. اما اتفاق خیلی جالبی که در هند افتاد، این بود که هند تا دهه 70 میلادی خیلی تحت‌تأثیر نظامیان و امنیتی‌ها بود و اینها، شوروی را الگوی خود می‌دانستند. از اواخر دهه 70، هندی‌ها تعامل‌شان با نظامی‌های آلمان را آغاز کردند.

فهم جهان برایشان خیلی مهم بود. دیدند در دنیا اتفاقات بسیاری می‌افتد. گفتند ما چگونه می‌توانیم قدرت‌مان را افزایش دهیم و بهتر کنیم؟ چون برای خودشان جایگاه بزرگی قائل بودند. مساحت، تاریخ، جمعیت و قدرت هسته‌ای دارند، بنابراین با آلمان، فرانسه و انگلیس به لحاظ نظامی شروع به همکاری کردند. همکاری‌هایشان به‌تدریج ذهن‌شان را عوض کرد و اثرات مثبتش را روی غیرنظامیان درون حاکمیت گذاشت.

این نقطه حاکمیتی است. در نیمه دوم قرن بیستم به غیر از غرب اروپا و شمال آمریکا (که توسعه آنها به قرن 17 و 18 برمی‌گردد)، هر کشوری که پیشرفت کرده است، حاکمیت تصمیم گرفته که تغییر ایجاد کند و این‌ را به قرارداد اجتماعی تبدیل کرده است. شما 20 سال پیش ترکیه را با امروز مقایسه کنید. چه کسی باعث شد که ترکیه به شرایط امروز برسد؟ اولین فرد، تورگوت اوزال بود. با یک نگاه اقتصادی به ترکیه و سیاست خارجی ترکیه، آمد و این ادامه پیدا کرد. حتی وقتی اجویت که چپ است، در ترکیه به‌قدرت رسید، همان کار اوزال را ادامه داد. بعد ییلماز و بعد خانم چیللر آمد.
آقای اردوغان هم كه آمد از همه آنها جدی‌تر و عمیق‌تر تغییرات از نقطه حاکمیت را شروع کرد. اینها برایشان قدرت مالی ملی مهم بود. بعد آرژانتین، برزیل، شیلی، مکزیک و امارات، مثلا دوبی مدیون یک نفر بیشتر نیست؛ طرز تفکر یک نفر به نام شیخ‌محمد. شیخ‌محمد تصمیم گرفت دوبی را به یک مرکز تجاری‌، مالی و توریستی تبدیل کند. سؤال و مشورت کرد، شرکت‌ها و متخصصان را آورد و آرام‌آرام این کار را انجام داد.

ایران و ایرانی 107

چهار شنبه, 29 ژوئن, 2016

پیشرفته‌ترین کشور در آمریکای‌لاتین از لحاظ قرارداد اجتماعی، شیلی است. مکزیک در 20سال گذشته، رشد غیرقابل تصوری در ایجاد یک قرارداد اجتماعی داشته ‌است و همین‌طور آرژانتین. وقتی قرارداد اجتماعی در داخل یک کشور شکل می‌گیرد، به همان تناسب تضادهای داخلی بسیار کم می‌شود و انرژی آن کشور صرف تولید قدرت می‌شود. هند و چین مدت‌هاست به این مرحله رسیده‌اند.

ژاپن بیش از یک قرن است که این حالت را به خود گرفته است. اما در خاورمیانه، به ندرت قرارداد اجتماعی داریم. به ندرت دولتی داریم که ظرفیت آن ‌را داشته باشد در چارچوب قرارداد اجتماعی مسائل خود را تعریف کند و منابع ملی را در چارچوب قرارداد اجتماعی به استخدام بگیرد. برای همین است که در خاورمیانه، ما این همه تضاد داریم؛ چراکه برای تحقق این مسئله، فرایندهای طولانی در پیش داریم؛ برای مثال، مصر باوجود اینکه کشور بسیار قدیمی و کهني است، اما مصری‌ها درباره مواردي از اين دست كه از مصر چه تعریفی دارند و چگونه می‌خواهند ثروت تولید کنند و ماهیت روابط خارجی آنها چیست و جایگاه مفاهیمی کلیدی مانند دولت، دین، زمان، آینده، حقوق مردم یا بخش خصوصی کجاست، به تعریف‌های مشترک نرسیده‌اند. انسان هم همین‌گونه رشد می‌کند: هر انسانی که تعاریف دقیقی از مسائل داشته باشد، انسان متعادل‌تری است. برای همین، هرچقدر تعاریف ما، چه فردی و چه اجتماعی، کلی‌تر باشد، تضاد خواهیم داشت.

هرچقدر جزئی‌تر باشد تضاد ما کمتر خواهد بود. شما اگر نصف روز با یک ژاپنی، معاشرت کنید، دقیقا می‌فهمید او چه رنگی را دوست دارد و تفریح برای او چه معنایی دارد، برای آینده خودش چه چارچوبی ترسیم کرده است و چه تناسبی بین خود، جامعه و کشورش وجود دارد. حتی اگر یک آدم معمولی باشد. چون او به این تعاریف رسیده‌ است، در درون خود به یک صلح درونی رسیده‌ است و در چارچوب آن تعاریف، زندگی می‌کند. در خاورمیانه به دلایل پیچیده تاریخی، ما انسان‌های کلی و داراي کشورهایی با تعاریف کلی هستیم. انسان‌ها و جوامعی که خیلی کلی حرف می‌زنند، در یک دایره بسته متوقف هستند.

ایران و ایرانی 101

چهار شنبه, 17 فوریه, 2016

كانون استراتژي ملي امريكا هدفي را كه براي قرن 21 اعلام كرده تسلط بر موضوع ‌آي‌تي در سطح جهاني است و به همين دليل در حال حاضر بهترين‌هاي چين، هند و ايران در امريكا جمع شده‌اند تا اين امر محقق شود.

موفقيت زماني حاصل مي‌شود كه در يك رشته و زمينه، تخصص و مهارت كامل وجود داشته باشد، بنابراين همين امر در ابعاد يك كشور نيز صادق است يعني هيچ كشوري بدون تمركز در يك حوزه نمي‌تواند در توليد ثروت ملي موفق باشد. عدم‌تمركز در يك حوزه موجب پراكنده‌شدن بودجه و منابع شده و توسعه با كندي اتفاق مي‌افتد.

ما كشوري هستيم كه با همسايگان جنوبي خود رابطه خوبي نداريم اما در امريكاي مركزي سرمايه‌گذاري مي‌كنيم و اين اتلاف منابع ملي است.

با ذكر اين پرسش كه آيا از انسان و شهروند، ايران، سياست خارجي، نقش منطقه‌يي ايران، واژه زندگي و جامعه به تعريف واحد رسيده‌ايم، باید پرسید: آيا به فهم مشترك رسيده‌ايم، ما در سياست‌گذاري مي‌توانيم تضاد و اختلاف داشته باشيم اما نبايد در بيان مفاهيم اختلاف داشته باشيم.

بدون قفل شدن به كشورهاي ديگر پيشرفت نخواهيم كرد؛ اگر اقتصاد ما به عراق و عربستان قفل نشود مسايل سياسي و امنيتي حل نمي‌شود و توسعه كشورهايي آسيايي اين را نشان مي‌دهد. اكنون كشورهاي مختلف جهان تلاش دارند تا به يكديگر نزديك شوند.

وقتي دو كشور از لحاظ اقتصادي به يكديگر قفل شوند توسعه‌يافتگي رخ مي‌دهد. به عنوان مثال اين مورد در مكزيك رخ داد زيرا در 70سال گذشته 75درصد صادرات مكزيك، نفت بوده اما امروز كالا و خدمات صادر مي‌كند.

ایران و ایرانی 89

چهار شنبه, 19 آگوست, 2015

کاهش اتصالات سیاسی ،یکی از مهم‌ترین فرصت‌هایی که ایجاد می‌کند تامین استقلال و امنیت ملی است. امروز کشورهایی مانند آرژانتین، شیلی، برزیل، مکزیک و حدود هفت، هشت کشور کوچک و متوسط آمریکای مرکزی وقتی با همدیگر همکاری می‌کنند، بین آنها ماجراجویی‌های امنیتی دیگر وجود ندارد و کسی به دنبال برتری‌طلبی به دیگری نیست. توانمندی‌های نظامی و سرزمینی و ژئوپلیتیکی این کشورها نسبتاً نزدیک به هم است و قفل شدن اقتصادی باعث می‌شود که سیاستمداران را به سمت نوعی همکاری و هماهنگی سوق دهد.
اتصالات به قدرت‌های بزرگ به لحاظ وابستگی‌های سیاسی و امنیتی کم می‌شود وگرنه از نظر اقتصادی و ورود بازار، قدرت‌های بزرگ همچنان اهمیت دارند مثلاً الان بازار کفش آمریکا در اختیار برزیل است یا نیروی کار مکزیک در آمریکا نقش دارد و در معرض یادگیری‌های گسترده قرار گرفته و تا اندازه‌ای هم با فناوری آشنا شده است. مکزیک کشور نفتی غیراوپک است؛ 20 سال پیش 75 درصد صادرات مکزیک نفت بود اما امروز 75 درصد صادرات آن، کالا و خدمات است. مکزیک یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های مخابراتی را در آمریکای لاتین دارد و سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در مخابرات کرده است. من فکر می‌کنم آشنایی با تحولات آسیا و آمریکای لاتین در کشور ما به شدت اندک است؛ ما تلقیاتی از آسیا و آمریکای لاتین داریم که از واقعیات بسیار دور هستند. به همین دلیل بسیار مفید است که ما بتوانیم این داده‌ها و تحولات جدید را مطالعه کنیم.

خاور میانه در دنیا از نظر مفهوم کشور – ملت ،ضعیف‌ترین منطقه است و اینکه اکثر درگیری‌های نظامی و قومی و جریانات افراطی در این منطقه رخ می‌دهد به این خاطر است که هنوز در بخش‌های مهمی از خاورمیانه حکومت‌های ملی شکل نگرفته است. در سال 2007، 28 گروه جهادی در منطقه خاورمیانه وجود داشت اما الان این رقم به 49 گروه رسیده است. در سال 2006، این گروه‌ها 100 حمله انجام دادند که در سال گذشته به 950 حمله افزایش یافت. در مجموع سال گذشته 18 هزار نفر در اثر حملات تروریستی جان خود را از دست دادند. اتفاقاً تعداد کشته‌شدگان غربی به شدت در حال کاهش است و بیشتر تلفات از مردم منطقه است.
هنوز برای کشورهای خاورمیانه موضوع نفوذ و حضور در سطح منطقه اولویت دارد و بازی سیاسی در منطقه، بازی با حاصل‌جمع صفر است. واژگانی مانند ائتلاف، همکاری، هماهنگی، نزدیک شدن اهداف به همدیگر در این منطقه بسیار غریب هستند و به همین دلیل حتی اگر به صورت صوری سازمان‌ها و اتحادیه‌ها یا روابط عادی دیپلماتیک وجود دارد اما تقریباً می‌شود گفت که کشورهای مهم منطقه به دنبال دستور کار مستقل خودشان هستند که در بسیاری موارد با همدیگر تضاد و درگیری پیدا می‌کند. کشورهای منطقه به دنبال ایجاد حریم هستند تا نفوذ خودشان را تثبیت کنند و انواع جریان‌ها به وجود می‌آید تا این شأن و جایگاه کشورها در منطقه حفظ شود.

سلسله مباحث مدیریتی 6

سه شنبه, 22 جولای, 2014

دكتر سريع القلم در ادامه بر اهميت كار اقتصادي چند جانبه و منطقه يي و بيرون آمدن از الگوهاي صرفا داخلي تاكيد كرد و گفت: منطقه نفتا در شمال امريكا (كشورهاي كانادا، امريكا، مكزيك) نشان مي دهد كه در سال 1993 تجارت ميان اين كشورها 290 ميليارد دلار بوده است، در حالي كه در سال 2012 به 1/1 تريليون دلار رسيده است.
اين پيشرفت چشمگير به دليل قفل شدن اين كشورها و يادگيري متقابل است.
کشور مکزیک که ما آشنایی بسیار کمی در باره آن در حوزه علمي و اجرايي داريم، با كيفيت، رقابت و سرمايه گذاري آشنايي بسيار نزديكي دارد. 20 سال گذشته 75 درصد صادرات كشور مكزيك را نفت تشكيل مي داد، در حالي كه امروز 75 درصد صادرات اين كشور كالاست. درآمد سرانه اين كشور در سال 1994، 4500 دلار بوده است، در حالي كه امروز به 9700 دلار رسيده است.
دكتر سريع القلم در حالي كه اين اعداد و ارقام را درباره شاخص هاي توسعه كشورهاي مختلف بيان مي كرد، بر اهميت ذهن كمي و رقمي و آماري در سياستگذاري ها تاكيد كرد و گفت: طي 20 سال آينده 35 هزار هواپيماي ايرباس در دوبي بايد ساخته شود، اين امر به دليل تقاضاي بالايي است كه در دنيا وجود دارد. ارزش اين تعداد هواپيما 8/4 تريليون دلار است كه 35 درصد تقاضاي اين هواپيماها در منطقه آسيا خواهد بود. حدود 35 كشور در دنيا براي توليد اين هواپيماها با يكديگر همكاري مشترك خواهند داشت.
دكتر سريع القلم در ادامه با اشاره به كهنه بودن متوني كه در علم سياست در ايران آموزش داده مي شود، گفت: متوني كه ما در ايران مي خوانيم و مورد بحث قرار مي دهيم، تقريبا به 55 سال گذشته برمي گردد، يعني در كشور ما هنوز صحبت از غرب است، در حالي كه ديگر غربي در كار نيست.

نرخ رشد از كل جهان در مورد چين 35 سال گذشته 9/9 درصد بوده، اما امروز به 6/33 درصد رسيده است. اين رقم در مورد چين از 8/3 درصد به 4/9 درصد رسيده است و در مورد ژاپن از 3/10 به 4/1 درصد رسيده است.
مدیریت درآمد نفت در نروژ نشان مي دهد كه اين كشور 720 ميليارد دلار در صندوق ذخيره ملي اش اندوخته دارد. طبق قانون اين كشور تنها 4 درصد از اين رقم را مي تواند در بودجه جاري مورد مصرف قرار دهد، يعني طبق مقررات نروژ 96 درصد از درآمد نفتي اين كشور بايد بيرون از اين كشور سرمايه گذاري شود و 5/2 درصد مالكيت هر شركتي كه در اتحاديه اروپا ثبت شده متعلق به ذخاير نفتي كشور نروژ است. امروز تمامي احزاب و پارلمان در نروژ با يكديگر براي توافق بر سر اجماع جهت بهره برداري بيشتر از اين درآمد نفت با يكديگر بحث مي كنند، تا به توليد علم، فناوري و ايجاد ساختار عمراني وسيع تر در اين كشور بپردازند