برچسب ها بـ ‘مکر و دغل’

وای بر ما

یکشنبه, 22 می, 2011

وای بر من،وای بر تو،وای بر ما

این همه مکر و دغل در کار یکدیگر چرا؟

آدمیت ،کمترین تکلیف بر انسان بود

پس گریز از این امانت،با دلی سنگین چرا؟

جان من،یاران ما در عسرت و درد و غمند

این همه بی دردی و دوری از یاران،چرا؟

گر خدا در روح ما از نفس خود سهمی گذاشت

پس فروش گنج روحت با ید شیطان چرا؟

این جهان جز معبد غم خوردن یاران نیست

از رفیقان دور بودن،همدلی با رهزنان دل چرا؟

که مرا می خواند؟

سه شنبه, 17 می, 2011

که مرا می خواند،که مرا می خواهد؟

تا بیاسایدروحش،در بر روح و دل تنهایی

تا به کی در دنیا،به تجارت سرگرم؟

دل شده مایه کسب و رونق دارایی

این همه مکر و دغل لایق آدم ها نیست

آدمیت مرده،دل به هر لحظه کند آرزوی ماوایی

عرش بالا شده حیران ،ز هیاهوی ما

به خدا هیچ نیرزد جانم،که دلی رنجانی