برچسب ها بـ ‘موفقیت’

هرچه……..

یکشنبه, 9 نوامبر, 2014

هرچه هدفت ارزشمند تر باشد،موفقیت تو بزرگتر خواهد بود
هرچه بیشتر تلاش کنی،بیشتر به دست می آوری و موفق تر و سربلندتر خواهی شد
هرچه راستگوتر باشی،به خدا نزدیک تر خواهی شد
هرچه بیشتر قدردان و شاکر باشی،زندگی ات زیباتر و آرامش تو بیشتر خواهی شد
هرچه غرور کمتری داشته باشی،دوستان بیشتری خواهی داشت
هرقدر ایمان به خداوند در تو قویتر باشد،آرامش بیشتری خواهی داشت
هرقدر از گذشته بیشتر درس بگیری و به حال و آینده با واقعیت بیشتری نگاه کنی،نتیجه بهتری خواهی گرفت
هرچه افکار مثبت تری داشته باشی،محبت دیگران را بیشتر جلب می کنی
عاشق باش و مهربان که تنها همین می ماند

کمی بیاندیشیم 47

سه شنبه, 19 فوریه, 2013

هرچه صبر بیشتر باشد،دقت بیشتر است

و هرچه دقت بیشتر باشد،موفقیت بیشتر است.

********************

راز موفقیت این است:

هدف را بی وقفه دنبال کنید.

**********************

موفقیت برای افراد کم ظرفیت

مقدمه گستاخی است.

کمی بیاندیشیم 45

سه شنبه, 5 فوریه, 2013

سه جمله برای موفقیت:

بیشتر از دیگران بدان

بیشتر از دیگران کار کن

کمتر از دیگران توقع داشته باش

******************

اگر به دنبال موفقیت نروید،خودش سراغ شما نخواهد آمد.

***********************

راز موفقیت آن است که شغل خود راجزئ سرگرمی های خویش قرار دهید.

کمی بیاندیشیم 44

سه شنبه, 22 ژانویه, 2013

از دست دادن امیدی محال و پوچ،خود موفقیت و پیشرفتی بزرگ است.

شکسپیر

******************

موفقیت کلید شادی نیست،بلکه شادی کلید موفقیت است.

اگر کاری را که انجام می دهی،دوست داری،موفق خواهی بود.

***********************

مهمترین عنصر فرمول موفقیت،عبارت است از شیوه کنار آمدن با مردم

کمی بیاندیشیم 39

سه شنبه, 18 دسامبر, 2012

از دست دادن امیدی پوچ و محال، خود موفقیت و پیشرفتی بزرگ است.

شکسپیر

 

 

موفقیت کلید شادی نیست، بلکه شادی کلید موفقیت است؛ اگر آنچه انجام می دهی دوست بداری،  موفق خواهی بود.

هرمن کین

 

 

موفقیت پیش رفتن است، نه به نقطه پایان رسیدن. راه موفقیت، همیشه در حال ساخت است.

 

آنتونی رابینز

 

کمی بیاندیشیم 33

سه شنبه, 6 نوامبر, 2012

به منظور موفقیت

تمایل شما برای رسیدن به موفقیت ، باید بیشتر از ترس از شکست باشد . . .

.

.

.

اگر شما برای انجام کاری که باید انجام بدهید ، راهی پیدا کردید آن را انجام خواهید داد در غیر این صورت ، یک بهانه برای انجام ندادن پیدا کردید . . .

.

.

.

“مدارا”

بالاترین درجه قدرت

و

میل به انتقام

اولین نشانه ضعف است . . .

 

کوچه مردها 85

چهار شنبه, 24 اکتبر, 2012

در فاصله کوتاهی از زمان موفقیت ما در باز نگه داشتن کوچه محله،سر و کله ماشین های راه سازی هم پیدا شدند و شروع به تسطیح و خاکبرداری خیابان و کوچه کردند.بله آسفالت کردن کوچه ها و خیابان هم آغاز گردید.واقعا دیگر احساس شهرنشین بودند به بزرگترها دست داده بود و دائما به هم تبریک می گفتند و شیرینی پخش می کردند و از کارگران هم با شربت و شیرینی پذیرایی می شد.

بعد از تسطیح شن و ماسه کف خیابان و کوچه ریختند و جدول کشی کنار خیابان ها را انجام دادند و بعد بولدوزری برای کوبیدن و محکم کردن زمین شروع به کار کرد.هر کدام از این مراحل برای ما بچه ها مثل فیلمی پر هیجان بود که سعی می کردیم دقیقه ای را از دست ندهیم و با تمام جزییات در ذهن خود ضبطشان کنیم.اما از همه جالبتر خود آسفالت کردن بود.

مخزن فلزی بزرگی را در زمینی که به طول حدود چهارمتر و عرض حدود دومتر و عمق بیش از یک متر گود کرده بودند کار گذاشتند و زیر مخزن را هم با یک مشعل گازوییلی مجهز کردند و به این ترتیب با ریختن ماسه بادی در این مخزن و اضافه کردن قیر مذاب-که جداگانه با مشعل کوچکتری همانجا آبش می کردند- و هم زدن این مخلوط با بیل توسط کارگران ،آسفالت تهیه می گردید و با فرغون آسفالت ها را به سطح خیابان که قبلا قیر پاشی کرده بودند منتقل می کردند و کارگرانی که صندل های چوبی به پا داشتند و کف آنها را هم با نفت اندود کرده بودند با پاروهای چوبی خاصی آسفالتها را با ضخامت دو سه سانتی متر بر کف کوچه و خیابان پهن می کردند و بعد غلطک فلزی سنگینی را دو نفری و با دست روی آسفالت می کشیدند و در انتها خاک نرمی روی سطح آسفالت می پاشیدند و کار تمام بود.

محله حسابی نونوار شده بود و مردم هم بسیار خوشحال اما موضوع خوشحال کننده دیگر نصب باجه های تلفن عمومی بود.آن زمان در محله ما هیچ تلفنی وجود نداشت و اصولا برنامه ای برای دادن تلفن به خانه ها تا چند سال بعد وجود نداشت.وجود این تلفن ها دو امکان به صاحبان محله داده بود.یکی احساس شهروندی کامل در تهران و یکی هم امکان تماس با بستگانی که تلفن داشتند.با انداختن یک سکه دو ریالی در قلک تلفن صدای بوق آزاد شنیده می شد و امکان برقرای تماس با گرفتن شماره تلفن میسر می شد.و این هم اسباب بازی جدیدی برای ما در محله شده بود که معمولا با دعوای بزرگترها و بیرون انداختن ما از کیوسک همراه بود.

موفقیت و شکست

شنبه, 20 اکتبر, 2012

یکی از مریدان شیوانا مرد تاجری بود که ورشکست شده بود.روزی برای تصمیم گیری در مورد یک موضوع تجاری نیاز به مشاور بود.شیوانا از شاگردان خواست تا آن مرد تاجر را نزد او آورند. یکی از شاگردان به اعتراض گفت: اما او یک تاجر ورشکسته است و نمی توان به مشورتش اعتماد کرد. شیوانا پاسخ داد : شکست یک اتفاق است. یک شخص نیست! کسی که شکست خورده در مقایسه با کسی که چنین تجربه ای نداشته است، هزاران قدم جلوتراست. او روی دیگر موفقیت را به وضوح لمس کرده است و تارهای متصل به شکست را می شناسد. او بهتر از هر کس دیگری می تواند سیاهچاله های منجر به شکست را به ما نشان دهد.

وقتی کسی موفق می شود بدانید که چیزی یاد نگرفته است! اما وقتی کسی شکست می خورد آگاه باشید که او هزاران چیز یاد گرفته است که اگر شجاعت خود را از دست نداده باشد می تواند به دیگران منتقل کند. وقتی کسی شکست می خورد هرگز نگوئید او تا ابد شکست خورده است! بلکه بگوئید او هنوز موفق نشده است.