برچسب ها بـ ‘موسیقی’

ابر انسان ها

چهار شنبه, 25 اکتبر, 2017

جمشید قسیمی/ پژوهشگر بنیاد پرفسور حسابی
روزی را تصور کنید که همانطور که کالاها و مواد مورد نیاز مصرفی خود را براساس نیاز خود انتخاب می کنید و سفارش می دهید ،امکان سفارش دادن فرزندان تان ، با ویژگی های مورد نظرتان ، فراهم شده باشد.
این امکان را داشته باشید که مثلا با انتخاب وسفارش ، فرزندتان دارای قدی بلند ، چهره ای گندم گون ، با چشمانی سبز، علاقه مند به موسیقی یا ریاضیات یا ورزشکار شود، به طوری که این مشخصه ها را برای فرزندتان پیش از تولدش ایجاد کنید. (سفارش دهید).
اکنون به کمک دانش و مهندسی ژنتیک، زیست شناسی و برخی علوم دیگر ، امکانی فراهم شده است که می توان بسیاری از گیاهان و حیوانات را براساس نیاز بشری و با دست کاری ژنتیک، مطابق با مشخصه های مورد نیاز تولید کرد.
در حال حاضر این امکان تا حدی فراهم شده است که در مرحله جنینی چنین کاری بر روی انسان انجام گیرد و باید توجه کرد این دانش به سرعت در حال رشد و پیشرفت است و پیش بینی می شود طی سه دهه آینده به دوران تکامل خود خواهد رسید و پس از آن این امکان کاملا فراهم می شود تا با تغییراتی بر روی ژن انسان، مشخصه های وی را به طور کاملا دل خواه تغییر داد.
دنیای 50 تا 100 سال آینده را تصور کنید که بخش زیادی از انسان ها می توانند فرزندان شان را به صورت سفارشی به وجود آورند. دانشمندان و پژوهش گران می توانند از بانک های ژنی، ژن های مورد نظر پدر و مادر را استخراج و با ژن های جنین قبل از تولد جایگزین سازند.
واضح است که در آن صورت ژن های معیوب را که امکان تولد فرزندانی ناقص یا دارای بیماری های ژنتیکی و ارثی را سبب می شوند نیز می توان با ژن های سالم جایگزین کرد.
در این صورت یک پدر و مادر اصلی و چندین ژن از پدر و مادرهای اهداکننده ژن، مولد بچه خواهند بود!
شاید بتوان گفت یک پدر و مادر اصلی و چندین پدر و مادر فرعی!
البته می توان ژنهای خود پدر و مادر را هم به صورت مستقیم طوری دست کاری کرد که فرزندان شان مطابق با نظرات آنها تولید شوند!
این روش دست کاری ژن ها را تراریخت می گویند که امروزه به صورت وسیعی در محصولات کشاورزی و دامی مورد استفاده قرار می گیرد. بخش کلیدی این فعالیت و تحول انسانی در اختیار مهندسان ژنتیک قرار خواهد داشت.
پیش بینی میشود طی دو تا سه دهه آینده از این روش، روی انسان به صورت وسیعی استفاده شود.
نتایج حاصل از این تغییر ژنتیکی، بسیار مهم و چشم گیر خواهد بود. نتایجی که نه تنها بر روی تک تک افراد اثرات عمیقی خواهد گذاشت ، بلکه تمدن، فرهنگ و دانش بشری را به صورت کاملا جهشی در یک زمان کوتاه، به شدت تغییر خواهد داد.
برخی از نتایج این روش تولید انسان ؛ را میتوان به صورت زیر برشمرد:
– انسان های ناقص الخلقه یا دارای ژن های معیوب یا بیماری های ارثی دیگر وجود نخواهند داشت.
– میزان سلامت فردی انسان ها به شدت افزایش یافته و از نظر قوای بدنی و اندام، افرادی بسیار سالم و با ویژگی های عالی متولد خواهند شد و مقاومت این انسان ها در برابر بیماری ها، بسیار بیشتر از انسان های گذشته خواهد بود.
– انسان هایی باهوش بالاتر و دانش قوی تری متولد خواهند شد، به طوری که انسان های با دانش کم و ضعف های عمده حوزه های شناختی مانند اوتیسم وعقب مانده های ذهنی و روانی اصلا به وجود نخواهند آمد.
در نهایت آن که می توان پیش بینی کرد حداکثر تا هفتاد سال آینده، انسان هایی پا به عرصه وجود خواهند گذاشت که نسبت به انسان های عصر حاضر، قابلیت های بسیار بیشتری از نظر جسمی و ذهنی خواهند داشت و در عین حال بسیار سالم تر خواهند بود. انسان هایی که شاید بتوان به آنها لقب اَبَرانسان را داد.
وجود چنین انسان هایی منجر به تغییر آینده سرنوشت بشری از روال معمول خود به آینده ای با چشم اندازهای فوق العاده در تمامی عرصه ها می گردد.
انسان هایی به غایت هوش مند و توان مند در زمینه های گوناگون پا به عرصه وجود می گذارند که سرنوشت و آینده انسان را به سرعت دست خوش تحولات عمیق خواهند ساخت.
این نوع تغییرات ژنتیکی انسانی به صورت محدود در حال حاضر شروع شده است و انتظار می رود تا سه دهه آینده به صورت فراگیر درآید.
درنهایت مشکلاتی که ممکن است پیش روی این تحول قرار گیرد را هم نباید از نظر دور داشت .از جمله آنها می توان به مباحث اخلاقی، دینی، اجتماعی و یا منابع مورد نیاز تغذیه انسان های آینده و وقوع اتفاقاتی خارج از اختیار و توان مندی بشری، اشاره کرد.
ولی آنچه که مسلم می نماید، ناگزیر بودن این تحول و دنباله روی تمامی انسان ها برای استفاده از آن خواهد بود. چه آن که هیچ انسانی در شرایط معمول به آینده ای سخت و مبهم و فاقد توان مندی مناسب برای فرزندان خود رضایت نخواهد داد و براین اساس تمامی انسان ها برای داشتن فرزندانی سالم تر و هوشمندتر با یکدیگر به رقابت خواهند پرداخت و چه بسا چالش های غیرقابل پیش بینی نیز در این زمینه به وجود آید.
پس می توان از حالا، دنیای قرن آینده میلادی را با انسان هایی کاملا متفاوت با انسان های فعلی، تصور کرد.
ابرانسان هایی که حتی ممکن است سیر تحولات کل گیتی را تحت الشعاع توان مندی های خود قرار دهند و نگاهی نو و بینشی جدید نسبت به مسائل هستی شناسی ،فلسفی، علمی، فرهنگی و جامعه شناختی ایجاد کنند.
آینده ای که فقط بخش اندکی از آن را می توان با حضور این ابرانسان ها حدس زد و نیازمند کار و پژوهش های گسترده ای برای تصمیم گیری در مورد آینده بشری خواهد بود!
منبع: سایت عصر ایران
کد مطلب: 549678

ماجرای پایان ناپذیر حافظ 2

سه شنبه, 17 فوریه, 2015

حافظ در واقع یک مجموعه”غمنامه و امیدنامه ایران”را به دست ما سپرده و چون تاریخ این ششصد سال بعد از او هم کم و بیش بر همان روال پیشین حرکت کرده است،پس ما در مصاحبت کتاب او،همان”جام جم” را که بارها از آن حرف زده است،در پیش رو داریم و گذشته خود را در آن تماشا می کنیم:
وندر آن آینه صد گونه تماشا می کرد!
حافظ چهار کتاب زبان فارسی را می فشرد و عصاره اش را در دیوان خود جای می دهد:شاهنامه، مثنوی و غزلیات مولانا،و کلیات سعدی. باید بر این چهار،همان تعداد کم رباعیات منصوب به خیام را هم اضافه کرد،آنگاه مفاهیم و معانی جمع شده را با تجربه هفتاد ساله عمر که در دورانی پرحادثه گذشته است می آمیزد،و مجموع آن را مانند “گل آدم” که “سرشتند و به پیمانه زدند” و در آن نفخه دمیدند،از دم موسیقی و آهنگی پر می کند،که می توان گفت کمتر حیوان ناطقی در جهان به آن درجه از سحرانگیزی رسیده است

ایران و ایرانی 75

چهار شنبه, 26 نوامبر, 2014

به راستی در این موج متخصصان و نخبگان ایرانی که راهی خارج از ایران شده اند کسی نبود که مایل باشد در کشورش و به مردمش خدمت نماید؟قطعا اینگونه نیست.ایرانی در هیچ کجای دنیا به اندازه اقامت در وطنش خوشحال و راضی نیست.پس چرا اینگونه است؟
روزی در فرودگاه فرانکفورت آلمان یک تکه موسیقی محلی خراسانی را خواستم که گوش دهم. تا گوشی های هدفون را به نوت بوک خود وصل نمایم چند ثانیه ای با صدای قابل شنیدن اطرافیان صدایش پخش شد و این کافی بود تا دونفر مشتاقانه بسویم بدوند و با اصرار و شوق عجیبی درخواست کپی کردن این تکه موسیقی را روی حافظه های الکترونیکی همراهشان بنمایند و می گفتند که سال هاست که این نوای زیبا را نشنیده بودند.از یکی از آنها همین سوال را کردم که چرا برنمی گردی و برای مردم خودت کار نمی کنی؟ و با حسرتی از مخاطبم جواب شنیدم که یک بار آمدم اما هیچ جا حاضر نشدند از توانمندی من استفاده نمایند و بعضی فامیل برایم کارهایی غیر مرتبط و کارمندی برایم جور کردند که اصلا به سال ها زحمت و اندوخته های من مربوط نبود و آنجا که تخصصم به دردشان می خورد علیرغم چندین بار مراجعه و اعلام آمادگی من نپذیرفتند و به کارم نگرفتند.حد اکثر پیشنهاد استادی دانشگاه به من دادند که با روح من سازگاری ندارد .من اهل کار عملی هستم و تحقیق در مرکز پیشرفته که از اینگونه تاسیسات و تجهیزات هم در کشور خبری نبود

از سهراب عزیز

دوشنبه, 7 جولای, 2014

در فرودست انگار، کفتری می‌خورد آب
یا که در بیشه دور، سیره‌یی پر می‌شوید
یا در آبادی، کوزه‌یی پر می‌گردد
آب را گل نکنیم
شاید این آب روان، می‌رود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی
دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب
زن زیبایی آمد لب رود،
آب را گل نکنیم
روی زیبا دو برابر شده است
چه گوارا این آب
چه زلال این رود
مردم بالادست، چه صفایی دارند
چشمه‌هاشان جوشان، گاوهاشان شیرافشان باد
من ندیدم دهشان،
بی‌گمان پای چپرهاشان جا پای خداست
ماهتاب آن‌جا، می‌کند روشن پهنای کلام
بی‌گمان در ده بالادست، چینه‌ها کوتاه است
مردمش می‌دانند، که شقایق چه گلی است
بی‌گمان آن‌جا آبی، آبی است
غنچه‌یی می‌شکفد، اهل ده باخبرند
چه دهی باید باشد
کوچه باغش پر موسیقی باد
مردمان سر رود، آب را می‌فهمند
گل نکردندش، ما نیز
آب را گل نکنیم

کدامین درست بود؟

شنبه, 12 اکتبر, 2013

سالها شنیدن یک آهنگ اصیل و ناب را حرام می دانستیم

بدون اینکه از کسی بترسیم،خودمان گوش نمی کردیم

بعد از چند سال،مانعی در شنیدن موسیقی ندیدیم

اما پنهان از دیگران این کار را می کردیم!

باز سال هایی گذشت و همه به این نتیجه رسیدیم

که نه تنها ایرادی ندارد،بلکه خیلی هم آرامش دهنده است

پس در جمع های فامیلی و دوستانه با کمال میل گوش کردیم

و اکنون

تمام آن آهنگ های خوب،بازسازی شده اند

و در صدا و سیما هم پخش می شوند تا روحمان تازه شود!

کدام یک درست بود؟!

تقدیم به……

شنبه, 25 آگوست, 2012

دکتر محمود سریع القلم در ابتدای کتاب “ایران و جهانی شدن” آن را به سیاستمداران آینده ایرانی تقدیم کرده و نوشته است:

تقدیم به سیاستمداران آینده ایرانی

که خدمت را بر قدرت مقدم می دارند؛

که خارج از حوزه تخصصی خود، سمتی را قبول نکرده اند؛

که قبل از آنکه به مقامی برسند، از نعمت علو طبع برخوردار شده اند؛

که قبل از آنکه به مردم خدمت کنند، درون خود را صیقل داده اند؛

که خداپرستی و توجه آنها به ماوراءالطبیعه بی هیاهو است؛

که برای هنر، موسیقی، تئاتر و شمع وقت می گذارند؛

که دست همه شهروندان ایرانی با دیدگاه های مختلف را می فشارند؛

که ظرفیت روانی یک ربع نگاه کردن به یک گل را دارند؛

که تسلط آنها به یک زبان زنده دنیا مانند فارسی آنهاست،

که دغدغه تدبیر، دقت و آینده نگری در کشورداری را دارند؛

که سخن، رفتار و واکنش های آنان با تعادل گره خورده است؛

که تنها در حد ضرورت، در رسانه ها ظاهر می شوند؛

که در مذاکره با بیگانگان برای منافع کشور، از تعداد پلک زدن های طرف مقابل، تحلیل استخراج می کنند؛

که زندگی را با قدرت، سیاست و سمت مساوی نمی دانند.

اگر من …….بودم

شنبه, 21 ژانویه, 2012

اگر من یک فروشنده بودم

همیشه در فروشگاهم موسیقی بسیار آرامش بخشی در ترنم بود.

با مشتریانم به آرامی و با حوصله جواب می دادم و کاملا صبور بودم.

لبخند را هرگز از آنان دریغ نمی نمودم.

برایشان مشخصات کامل اجناس را بازگو می کردم.

اگر کالایی را مناسب حالشان نمی دانستم،به ایشان می گفتم و توضیح می دادم که چرا.

تا حد امکان به ایشان تخفیف می دادم.

همه اجناس خود را به رایحه ای خوشبو ،معطر می کردم.

و با رفتارم به مشتریانم می فهماندم که سرمایه اصلی من ،شما هستید و نه فروشگاه و اجناس درون آن!

اگر من…..بودم

سه شنبه, 13 دسامبر, 2011

اگر من یک کتابفروش بودم

ویترین کتابفروشی ام را پر از دیوان شاعران سرزمینم می کردم

نقاشی چهره های حافظ و سعدی و مولانا و نیما و سهراب و شاملو و…. را در جای جای فروشگاهم نصب می کردم

همیشه موسیقی ملایمی در حال پخش بود و مشتریانم را با صدایی آرام راهنمایی می کردم

به آنان توصیه می کردم از عشق و دوستی بشر بخوانند

از گاندی و شریعتی و علامه جعفری و چه گوارا و علی (ع)بخوانند

برایشان شعر می خواندم و آواز می خواندم

دوستشان داشتم و احساسم را در فضای کارم جاری می نمودم

و روی پنجره درب مغازه از سمت داخل می نوشتم:

به کجا چنین شتابان!