برچسب ها بـ ‘منطق’

نقد و تحلیل جباریت 35

یکشنبه, 26 آوریل, 2020

هيچ چيز قادر نيست روايت قدرت را به استواري و صلابت خود آن بيان كند . قدرت همانند دليل و منطق (حتي قبل از توسل به قهر وخشونتي كه در اختيار دارد ) روشن و قانع كننده است . مسألة پرطرفدار بودن قدرت از همان آغاز – صرفاً به خاطر تهديداتي كه براي مخالفانش فراهم مي آورد نيست – بلكه خود قدرت جذّابيت و فريبندگي ويژه اي دارد عدة زيادي از كساني كه قبلاً مخالف و رقيب حاكم خودكامة كنوني بوده اند ازهمان روزهاي اول به قدرت رسيدن او، به جمع ياران جديدش مي پيوندند.
با اين استدلال كه او به دليل خارق العاده بودن توانسته قدرت را به دست گيرد، پس بهتر است و به نفع ما ست كه به خدمت او درآييم . او مطمئناً واجد يكسري توانمند ي هايي است كه متأسفانه ما قبلاً آن ها را نشناخته ايم،آدمي كه توانسته به اين موفقيت مهم دست يابد هر چه بگويد مي تواند انجام دهد، بنابراين مي توانيم به وعد ه هاي او اعتماد كنيم.
بدين ترتيب “خودکامه به قدرت رسیده” شروع و آغاز خوبی دارد. اومخالفينش را سركوب كرده و با اين عمل آناني را كه نسبت به او شك وترديد دارند نيز متوحش مي سازد. بدين صورت مخالفان نه چندان جدي عقب نشيني مي كنند. ميانه روهاي بي موضع را هم خيلي سريع مي توان به طرفداري از خود وادار ساخت . از طرف ديگر رهبران مخالف حاكم خودكامه به مردم روي آورده و از آن ها مي خواهند كه مقاومت كنند . آن ها جناياتي را كه حاكم خودكامه در روزهاي اول حاكميتش انجام داده خاطرنشان مي كنند، اما در كمال حيرت متوجه خواهند شد كه فقط تعداد كمي از مردم به حرف هايشان گوش مي دهند. آن ها به اين دليل تعجب مي كنند كه ازماهيت و تأثيرات قدرت اطلاع درستي ندارند . آن ها براي بسيج مردم وتقويت مخالفت عليه حاكم خودكامه، كشتارهاي او را به مردم متذكر مي شوند و خشونت و سنگدلي حاكمان جديد را گوشزد مي كنند، اما با اين كارها بدون آن كه بدانند به نوعي حاكميت جديد را تبليغ و ترويج مي كنند.چرا كه با اين گونه افشاگري ها، مردم چنين نتيجه مي گيرند كه كوچك ترين حركتي عليه قدرتمندان و حاكمان جديد، خطرات زيادي به همراه دارد و بهتر آن خواهد بود كه به جاي مخالفت، هر چه سريع تر حاكمان جديد را ستايش و تمجيد كنند.
بدين ترتيب ترس و وحشت در تثبيت قدرت مؤثر واقع مي شود.

کلید توسعه ایران 15

چهار شنبه, 11 دسامبر, 2019

هنوز که هنوز است نظام آموزشی ما به شیوه 80 سال گذشته اداره و سیاست گذاری می گردد.یعنی این نظام بیشتر حافظه محور است تا رابطه محور. هنوز مشق محور است تا منطق محور،هنوز معلم محور است تا دانش آموز وحور،هنوز دفترچه محور است تا ذهن محور،هنوز نمره محور است تا ظرفیت محور،هنوز نقطه محور است تا فرایند محور.
ما اگر بتوانیم دو نسل را با توانمندی توسعه ای تربیت کنیم،می توانیم توسعه یابیم و البته در این مسیر نیازی به داشتن نفت و منابع غنی انرژی نیست،گرچه اگر آن ها باشند می توانند مسیر را تسریع کنند. بنابراین اگر می خواهیم در حوزه توسعه کاری از پیش ببریم و متفاوت از گذشته حرکت کنیم،ابتدا باید از تغییر الگوی پرورش کودکانمان آغاز کنیم.
اگر ما تنها یکدهم از بودجه و هزینه عمومی مربوط به زیرساخت هایی چون سدسازی،مخابرات و مواردی از این دست را در اختیار آموزش و پرورش قرار دهیم،اوضاع به کلی متفاوت از آن چیزی خواهد بود که در شرایط کنونی کشور متصور است. اگر تنها یک دهم هزینه ای که در انرژی هسته ای صرف کرده ایم،در نظام آموزش و پرورش هزینه می کردیم،چه بسا که برای تحول در نظام آموزش و پرورش مکفی بود.

کلید توسعه ایران 4

چهار شنبه, 18 سپتامبر, 2019

در حال حاضر، جریانی در تمدن غربی در حال شدت گیری است که از آن به عنوان تجاری کردن دانش یاد می شود. نخبگان ما این را دارند جذب می کنند و یکی از ارتزاق های ما از فرهنگ کنونی غربی همین است.
اصطلاح اقتصاد دانش بنیان یا بازاری کردن دانش، در اسناد دولتی ما آمده و دارد اجرا می شود. ولی جالب این است که در خود تمدن غربی، اندیشمندان بزرگی وجود دارند که این جریان را مورد انتقاد قرار می دهند و می گویند که ما اگر بخواهیم منطق بازار را بر کل جامعه و فرهنگ سرایت بدهیم، خطرناک است و حیات و تمدن غرب را مورد تهدید قرار می دهد.

سروده ای از آقای خوشخو

دوشنبه, 30 جولای, 2018

زخم هاي كهنه اي برتن شديم 

                 عاقبت با عشق هم دشمن شديم                    

                 
فكر مي كرديم طوفان زاده ايم   

                       دل به درياي صداقت داده ايم                          

                      
ساقه احساسمان خشكيده بود   

                      حرفهامان مبهم و پيچيده بود                          

                       
آنچه مي گفتيم خوابي بود وبس   

                    طرح بيرنگ سرابي بود وبس                       

                       
باز هم نان جاي ايمان راگرفت 

                    فاصله سيلي شد و جان راگرفت                      

                 
دست هايي خالي و اميدوار 

                       بار ديگر چشمهايي اشك بار                         

                     
بازقلبت سنگ شد ديدي رفيق

پاي مردي لنگ شدديدي رفيق

مرهم دريا شدن شوخي كه نيست

ناجي فرداشدن شوخي كه نيست

ما ميان خواب و رويا گم شديم

سوگوار قصه مردم شديم

دست ما آيينه بود و آفتاب

يك دل بي كينه بود و آفتاب

كاشكي يك لحظه منطق داشتيم

از سياهي دست بر مي داشتيم

مقالات 3

یکشنبه, 10 می, 2015

از آدم تا انسان 3

پاسخ خودم به این سوال خود پس از سال ها اندیشه و سوال از این و آن در دلایل زیر خلاصه شده است:
اول – عدل خدا را در “منطقی بودن مطلق” او می دانم.خدا علم خالص و مطلق است و از عدالت خدا به دور است که به دلیل رعایت نکردن بسیاری موارد که بشرهم می داند،در آن صورت آدم ها از نظر فیزیکی کامل به دنیا نمی آیند یا حتی عدم رعایت مسائلی دیگر منجر به نسل کشی تدریجی می گردد، منجر به این گردد که عالم و جاهل به یک حاصل برسند.در بسیاری از این موارد،مقصر تنها خود آدمی است.ما طبیعت جهان را که کاملا منطبق با نیازهای انسان است ،دچار تغییرات مهلک و بعضا حتی نابود می کنیم و در مواجهه با عوارض این اعمال،از خدا گله مندیم!؟
دوم – هرچه تلاش انسانی در راستای فهم و درک علم و سنت های الهی بیشتر گردد،میزان صدمات خارج از اراده بشر، به جوامع و آدم ها (در مقابل پدیده هایی همچون سیل و زلزله و…. که آنها هم دلایل منطقی و علمی دارند) کمتر و کمتر می شود،چنانکه در بعضی کشورها همچون ژاپن و …..صدمات زلزله هفت ریشتری و بالاتر به مراتب کمتر ازصدمات و تلفات زلزله با شدت کمتر از بعضی کشورهای بی توجه به این امر بوده است.
سوم – هنوز هم خرد و اندیشه انسان به همه حکمت های الهی واقف نشده است و چه بسا دلایل دیگری که ما هنوز موفق به فهم و درک آنها نشده ایم،در هر یک از این موارد وجود دارد.

منطق

شنبه, 16 فوریه, 2013

معلمی رو به شاگردانش گفت: دو مرد پیش من می آیند. یکی تمیز و دیگری کثیف، من به آنها پیشنهاد می کنم حمام کنند. شما فکر می کنید، کدام یک این کار را انجام می دهد؟ هر دو شاگرد با هم جواب دادند: خوب مسلما کثیفه! معلم گفت: نه، تمیزه. چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آن را نمی داند پس چه کسی حمام می کند؟ حالا پسرها می گویند: تمیزه!

معلم جواب داد: نه، کثیفه، چون او به حمام احتیاج دارد. و باز پرسید: خوب، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند؟ یک بار دیگر شاگردها گفتند: کثیفه!

معلم دوباره گفت: اما نه، البته که هر دو! تمیزه به حمام عادت دارد و کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد؟

بچه ها با سردرگمی جواب دادند: هر دو!

معلم بار دیگر توضیح می دهد: نه، هیچ کدام! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!
شاگردان با اعتراض گفتند: بله درسته، ولی ما چطور می توانیم تشخیص دهیم؟ هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است. معلم در پاسخ گفت: خوب پس متوجه شدید، این یعنی: منطق! و از دیدگاه هر کس متفاوت است …

رسالت بشرچیست؟(28)

چهار شنبه, 16 فوریه, 2011

شهاب الدين سهروردي(شيخ اشراق)

شهاب‌الدین سهروردی در سال ۵۴۹ هجری قمری/۱۱۵۵ میلادی در دهکده سهرورد از قیدار زنجان واقع در ایران زاده شد. وی تحصیلات مقدماتی را که شامل حکمت، منطق و اصول فقه بود در نزد مجدالدین جیلی استادِ فخر رازی در مراغه آموخت و در علوم حکمی و فلسفی سرآمد شد و بقوت ذکا، وحدت ذهن و نیک اندیشی بر بسیاری از علوم اطلاع یافت.[۱] سهروردی بعد از آن به اصفهان، که در آن زمان مهم‌ترین مرکز علمی و فکری در سرتاسر ایران بود، رفت و تحصیلات صوری خود را در محضر ظهیرالدین قاری به نهایت رسانید. در گزارش‌ها معروف است که یکی از هم‌درسان وی، فخر‌الدین رازی، که از بزرگ‌ترین مخالفان فلسفه بود، چون چندی بعد از آن زمان، و بعد از مرگ سهروردی، نسخه‌ای از کتاب تلویحات وی را به او دادند آن را بوسید و به یادِ همدرس قدیمش در مراغه اشک ریخت.

(بیشتر…)