برچسب ها بـ ‘منصفانه’

اینچنین باشید

شنبه, 17 نوامبر, 2012
  1. ۱. به مردم بیش از انتظاراتشان ببخشید و اینکار را با روی خوش انجام دهید.
    ۲. شعر مورد علاقه تان را از بر کنید.
    ۴. وقتی میگویید “دوستت دارم”، واقعاً داشته باشید.
    ۵. وقتی میگویید “متاسفم”، در چشم طرف مقابل نگاه کنید.
    ۸. هیچگاه به رویاهای دیگران نخندید.
    ۹. عمیق و مشتاقانه عشق بورزید. ممکن است صدمه ببینید ولی این تنها راه کامل زندگی کردن است.
    ۱۰. در اختلافات، منصفانه مبارزه کنید. بدون صدا زدن اسامی افراد.
    ۱۱. مردم را از روی خویشاوندانشان مورد قضاوت قرار ندهید.
    ۱۲. آرام صحبت کنید، سریع فکر کنید.
    ۱۳. وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که تمایلی به پاسخ دادن ندارید، لبخند زده، و سوال کنید، “چرا میخواهی بدانی؟”
    ۱۴. بیاد داشته باشید که عشق بزرگ و کامیابی های بزرگ ریسک بزرگ می طلبند.
    ۱۵. با مادرتان در تماس باشید.
    ۱۷. وقتی شکست میخورید، درسی که از آن شکست می آموزید را فراموش نکنید.
    ۱۸. سه چیز را بیاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و پذیرفتن مسئولیت همه کارهایتان.
    ۱۹. اجازه ندهید یک مشاجره کوچک یک دوستی بزرگ را خراب کند.
    ۲۰. وقتی متوجه اشتباه خود شدید، قدمهای فوری برای جبران آن بردارید.
    ۲۱. وقتی گوشی تلفن را برمی دارید لبخند بزنید، فرد تماس گیرنده لبخند شما را در صدایتان خواهد شنید.
    ۲۲. با زن یا مردی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. وقتی سنتان بالاتر میرود، مهارتهای محاوره ای به اندازه مهارتهای دیگر اهمیت پیدا خواهد کرد.
    ۲۳. مقدار زمانی را در تنهایی سپری کنید.
    ۲۴. آغوشتان را برای تغییر باز کنید ولی نه به اندازه ای که ارزشهایتان زیر سوال رود.
    ۲۵. بیاد داشته باشید که گاهی سکوت بهترین پاسخ است.
    ۲۶. بیشتر کتاب بخوانید و کمتر تلویزیون تماشا کنید.
    ۲۷. شرافتمندانه و خوب زندگی کنید تا در زمان پیری وقتی به گذشته فکر کردید، فرصتی دوباره برای لذت بردن از آن پیدا کنید.
    ۲۸. به خدا توکل کنید ولی درب ماشینتان را قفل کنید.
    ۲۹. وجود فضایی عاشقانه در خانه تان بسیار مهم است. هر آنچه که میتوانید برای ایجاد خانه ای آرام، آسوده و امن انجام دهید.
    ۳۰. در اختلافات با کسی که دوستش دارید، با موقعیت کنونی دست و پنجه نرم کنید. گذشته را پیش نکشید.
    ۳۱. مفهوم عمیق و ژرف مطالب را درک کنید.
    ۳۲. دانش خود را به اشتراک بگذارید. این روشی است برای دستیابی به ابدیت.
    ۳۳. با محیط زیست مهربان باشید.
    ۳۴. با خدا راز و نیاز کنید. قدرت بیکرانی در این کار است.
    ۳۵. وقتی کسی از شما تعریف میکند هیچگاه حرفش را قطع نکنید.
    ۳۶. حواستان به کار خودتان باشد.
    ۳۸. یکبار در سال به جایی بروید که تابحال نرفته اید.
    ۳۹. اگر درآمد زیادی دارید، بخش از آنرا در زمان زنده بودنتان برای کمک به دیگران اختصاص دهید. این بزرگترین لذت بردن از ثروت است.
    ۴۰. بخاطر داشته باشید که دست نیافتن به چیزی که دوست دارید گاهی خوش اقبالی است.

42.بیاد داشته باشید بهترین رابطه آنی است که عشق شما به یکدیگر بزرگتر از نیاز شما به یکدیگر باشد.
۴۳. موفقیت خود را اینگونه محک بزنید که چه چیزی را از دست می دهید تا چه چیزی را بدست آورید.
۴۴. بخاطر داشته باشید که شخصیت شما سرنوشت شما است.
۴5. متهورانه به عشق خود نزدیک شوید.

 

ایران و ایرانی(2)

یکشنبه, 15 آوریل, 2012

به قول آقای محمدرضا ناجیان اصل،ناشر کتاب “اسلام،دانش و مسائل بین المللی”:

اگر منصفانه بنگریم،آنچه امروز در جامعه ما به چشم می آید،سودجویی از دروغ و ریا و تقلب در زندگی،سستی و اهمال در کار،فرار از مسئولیت و پاسخگویی و در عین حال خودشیفتگی بی حد و فساد ناشی از آنهاست.

همه ما در طول روز به مواردی همچون مثال های زیر برمی خوریم:به چینش میوه ها در جعبه ها و فروشگاه ها. به اجناس تقلبی در بازار و فروش آنها به نام کالاهای اصلی.به سودجویی از نام ها و شعارهای مقدس در دادوستدها.به انواع تبلیغات دروغینی که بسیاری از آنها موجب فریب مردم در سطح گسترده می گردد.به انواع نام ها و کالاهای کپی شده از هم.به انبوه پرونده های مربوط به انواع تقلب ها در خرید و فروش مسکن و ملک و اتومبیل و مطالبات غیر قابل وصول و کلاهبرداری های متنوع!

به آمار مجرمانی که پس از بارها دستگیری و آزادی،چندباره مرتکب جنایت می شوند.به آمار جوانان و زنان بیکار و درمانده ای که به تازگی وارد عرصه جرائم،به ویژه سرقت شده اند.به آمار رو به افزایش معتادان و توزیع انواع مواد در بین جوانان و آمار شیوع فساد در بین نوجوانان.

به رواج تملق در روابط اجتماعی.به ارائه ترجمه های نادرست و یا رونویسی شده از هم در عرصه فرهنگ و نشر.به مدارک تقلبی و پست های عالی و درآمدهای هنگفت به دست آمده از آنها.به سمت های دانشگاهی و غیردانشگاهی اشغال شده با روابط.به عدم رعایت حقوق مالکیت های مادی و معنوی در جامعه.

به کارت های زده شده در ادارات،علیرغم عدم حضور کارمندان در محل کار.به جلسات دروغین جهت فرار از پاسخگویی به ارباب رجوع.به تابلوهای تکریم ارباب رجوع منصوب در ادارات و در عین حال تکریم اجباری کارمندان توسط ارباب رجوع،به جای تکریم ارباب رجوع توسط کارمندان!

به طرح ها و اسناد ارائه شده به بانک ها جهت اخذ وام که متاسفانه همان ها ملاک اعلام نرخ اشتغال و تولید قرار می گیرند،در حالی که غالب آنها وجود خارجی ندارند.به وام های میلیاردی دریافت شده با اسناد جعلی و غیر قابل وصول و در مقابل،استیصال مردم درمانده از هزینه های زندگی،برای دریافت وامی جزیی.

به آمار همواره روبه رشد اعلام شده توسط مسئولین و تلاش دائمی آنان برای رسیدن به این اوضاع بهبود یافته!تا جایی که به نظر می رسد برای نرخ تورم فعلی و تبعات آن در عرصه تولید،اعم از تعطیلی کارگاه ها و رشد بیکاری هم باید گفت که این نتیجه تلاش مسئولان سخت کوش بوده که نگذاشتند وضع از این هم که هست بدتر شود!

و به صدها مورد دیگر که اگر بخواهیم وارد جزییات زوایای زندگی در ایران شویم،درمی یابیم که فرار مردم از کارهای تولیدی و سود جویی از شغل واسطه گری و فرار مغزهای کشور،علیرغم مبالغ میلیاردی هزینه شده برای تربیت آنها و عقب ماندگی ما،ریشه در اخلاق و رفتار ما دارد که متاسفانه صفاتی همچون خودشیفتگی و خودبزرگ بینی ما،که درجای خود جای بحث و تامل بسیار دارد،اجازه نقدپذیری و اصلاح را نمی دهد،آنچنان که اغلب به جای پاسخگویی،با متهم کردن ناقد به سیاه نمایی،به مصلحت و مصلحت اندیشی پناه می بریم.

با مطالعه تاریخ و کتاب مقدسمان قران،درمی یابیم که هرکدام از پلیدی های موجود در جامعه،اعم از دروغ و ریا و کم فروشی و تقلب و بی رحمی و اسراف کاری و خودبزرگ بینی،در گذشته،هرکدام موجبات عذاب الهی و نابودی قومی را به تنهایی فراهم آورده است،در حالی که شاید اکنون بالاترین گناه ما آن باشد که با وجود این خصلت ها در جامعه،خود را مسلمان و به ویژه پیرو اهل بیت(ع)می دانیم.

باید از خود شروع کنیم،از اینکه به این بیندیشیم که من کارمند اگر به ارباب رجوع خود بی اعتنایی کنم،خود در جایی دیگر ارباب رجوع کارمندی دیگر خواهم بود،واگر جنسی نامطلوب به مردم تحویل دهم،در جایی دیگر خود کالایی آنچنان دریافت خواهم کرد و……در حالی که ما چنان می اندیشیم که چون حق مرا خورده اند،من نیز باید از دیگران تقاص کنم و اینکه رفتار نادرست من به علت گرفتاری های تحمیل شده از جامعه است و……!بدیهی است که در این صورت ،این دور شیطانی تا ابد ادامه خواهد یافت و در نهایت به نابودی همه ما خواهد انجامید.

و اما با اندکی تامل درمی یابم که منشائ تمام این مفاسد اجتماعی،دروغ و ریا و اشاعه آن در روابط اجتماعی و در زندگی مان است که سنگ نوشته های بازمانده از دوران ایران باستان نیز نشان می دهد که این خصیصه زشت و آلاینده،که به واقع علت العلل همه بدبختی هاست،موجب نگرانی شاه هخامنشی نیز بوده است و متاسفانه در جامعه ایرانی به گونه ای نهادینه شده است که شاید تنها با عزمی ملی و با آغازی از فرد و خانواده،بتوان از تبعات وحشتناک آن که بر همه روابط اجتماعی و اقتصادی ما سایه افکنده است،رهایی یافت.