برچسب ها بـ ‘ممد سیاه’

کوچه مردها(43)

چهار شنبه, 11 ژانویه, 2012

می گفتند در همه محله های دیگر هم همینطور است.من نمی دانستم.به هر حال در محله ما که حالا دیگر کلی شلوغ شده بود و تقریبا منطقه آبادی را تشکیل داده بود و ساکنان زیادی در آنجا حضور داشتند،دسته ای بودند که اولا جوان و قوی هیکل بودند و ثانیا بیکار بیکار بودند و نهایتا اینکه خیلی هم وضع مالی آنها خوب بود!

این ها دسته لات ها یا “داش”های محله بودند که سرکرده ای داشتند به اسم ممد سیاه و کاملا مطیع و نوچه او بودند.این ممد سیاه آدم فوق العاده قلچماق و به وقت خود شروری بود که ظاهرا با ژاندارمری محل هم کنار آمده بود و بساط خاص خود را در محل داشت.مثلا در یکی از تعزیه ها که من هم حضور داشتم ،شاهد بودم که به دلیلی بین او و یک جوان غریبه دعوایی درگرفت که منجر به زدو خوردی شد که تعزیه به هم ریخت و تعطیل شد و بدن بیهوش مرد غریبه در وسط میدان افتاده بود و ممد سیاه قصد داشت چاقویش را در بدن او فروکند که مادرش سراسیمه رسید و به دستهای او آویزان شد و آنقدر گریه کرد و به سرو صورتش زد تا ممد سیاه مرد جوان را به مادرش بخشید و به نوچه های خود دستور داد که :این کثافت و آشغال را جمع کنید و بندازید بیرون محل!

ممد سیاه و نوچه هایش خود را روسای محل می دانستند و برای خود حق و حقوق و در عین حال وظایفی قائل بودند،مثلا خود را حافظ ناموس محل در مقابل غریبه ها و بچه های دیگر محله ها می دانستند یا اینکه ناظر جریان امور کسب و کار محل بودند و یا اینکه در همه مراسم محرم و سینه زنی ها و دسته ها این افراد میداندار بودند و ترتیب امور را می دادند.

از کسی هم در مورد این نظارت نظر نمی خواستند و مردم محل یا از روی ترس و یا از روی علاقه به مرام آن ها این امر را پذیرفته بودند.

در مقابل این خدمات اجباری،برای خود حقوق و دستمزدی هم قائل بودند!بارها شاهد بودم که اول هر صبح یکی از نوچه های ممد سیاه به درب تک تک مغازه ها و دکه ها مراجعه می کند و حق و حساب روزانه را که بین دو تا پنج تومان بود جمع می کند.در قمارها هم نماینده ممد سیاه حضور داشت و “شیتیل”خود را در هر بار برد از برنده می گرفت.روی شیره کش خانه ها هم نظارت داشتند و حق خود را از آنها هم می گرفتند و همه اینگونه درآمدها تقدیم ممدآقا می شد تا او آنگونه که صلاح می داند بین نوچه های خود یا فقیران و مستمندان محل توزیع کند.خودش آدم چندان مادی نبود و فقط از این پولها نیاز غذا و میگساری روزانه اش را برمی داشت.بقول نوچه هایش:ممد آقا خیلی لوطی بود!؟

ژاندارمری هم اعتراضی به این امر نداشت،هرچه بود هم سهم ایشان پابرجا بود و هم خیلی از وظایف و زحماتی که آنها باید می کشیدند،توسط ممد سیاه و نوچه هایش انجام می شد و آنها راحت تر بودند.