برچسب ها بـ ‘مقوله’

کلید توسعه ایران 66

چهار شنبه, 3 فوریه, 2021

در ابتدا به منظور ایجاد زبان و برداشت مشترک، باید دو مفهوم آموزش توسعه ای و توسعه پایدار
را تعریف کرد . در مفهوم جدید آموزش توسعه ای، انسان ها بایستی به کیفیتی آموزش ببینند و مجهز به شاخصه هایی شوند که نه تنها هیچگونه مشکلی با برنامه های توسعه ای نداشته باشند، بلکه با دلسوزی و تعهد و بینشی علمی، تمام توانمندی ها، انرژی، تخصص و فکر خود را در راستای تحقق اهداف توسعه ای به کار برده و دائماً به منظور مشارکت، ارزش های فکری و کیفی جدیدی تولید کنند.
وقتی از توسعه پایدار صحبت می شود، منظور توسعه ای است که به بقای بشر و رفاه کامل و همه جانبه آن می نگرد . توسعه پایدار با تمام زنجیره ها، فرایندهای پویا، منابع انسانی، منابع طبیعی و نظام سخت افزاری جامعه در یک شکل تعاملی است و درصدد ایجاد تعامل بین حال و آینده،انسان و طبیعت ،عدالت و رفاه بین و درون نسل هاست.
با توجه به دو مفهوم فوق به نظر می رسد ظرفیت سازی آموزشی و پژوهشی با رویکردی متفاوت و میان رشته ای و بهبود ارزش های کمی و کیفی (ایجاد آگاهی، توسعه مهارت ها، تصمیمگیری عقلایی و …)، کمک شایانی در سرعت بخشیدن به مفهوم توسعه پایدار و ارتقای مقوله آموزش در جامعه خواهدکرد.

نقد و تحلیل جباریت 21

یکشنبه, 8 دسامبر, 2019

در چنين شرايطي فرد قدرت طلب خودكامه، حل سريع بحران و ايجاد رفاه و آسايش ابدي را بشارت مي دهد، البته ممكن است كسان ديگري نيزباشند كه وعده هايي از اين قبيل بدهند، اما فرد قدرت طلب عامل بسيار مهم و اساسي تري را پيش مي كشد: اسطورة دشمن ! اين دشمن كيست؟ همساية نزديك! و هر كسي همسايه اي دارد كه از او بدش بيايد ! آيا كسي واقعاً پيدا مي شود كه چنين همسايه اي نداشته باشد؟ دشمن نامبرده، عينيت همان خاكستر حقارت هاست شيوة كار بدين گونه است كه هواداران فرد قدرت طلب خودكامه، نمونه و الگوي ملت محسوب شده، از خانواده اي اصيل به شمار مي روند و تبديل به نجيب زادگاني مي شوند كه به واسطة پيوند با فرد قدرت طلب خودكامه اصالت خود را به اثبات مي رسانند. بنابراين فرد خودكامه قبل از هرگونه اقدام عملي براي كمك به دست فروش ورشكستة ما، هدايايي اين چنيني را به او تقديم مي كند.
اولاً آن كه فرد خودكامة قدرت طلب معادله هاي پيچيده را به صورت ساده و همه فهم بازنويسي مي كند، يعني جهان و روابط پيچيده و مرموز آن را بر مبناي عوامل بسيار سطحي و به راحتي قابل درك از دو نوع سياه يا سفيد، خوب يا بد، خير يا شر رسم مي كند. حالا حتي دست فروش ما نيز مي تواند به راحتي از قضايا سردرآورد و بفهمد كه چرا در شرايطي كه بعضي ها خوب زندگي مي كنند، او متحمل اين همه رنج و دشواري است.
دوم آن كه فرد قدرت طلب در فرآيند دست يابي به قدرت احساس كينه و دشمني مردم را تحريك كرده، به آن مشروعيت مي بخشد. فرد خودكامه با رنگ و بوي اعتقادي دادن به اين احساسات آن را پديد ه اي شريف و اصيل نشان مي دهد. احساساتي كه در گذشته مي بايست نهفته و پنهان مانده و ابراز آن باعث شرم مي شد و همواره در مقايسة خود به ديگران يك احساس حقارت را برمي انگيخت كه براي فرار از آن مجبور بود ديگران وداشته هاي آن ها را يكسره نفي كند، حال با طرز تلقّي جديد باعث افتخار وسربلندي مي شود. حالا مي توان بخل و حسادت ورزيدن را بدون آن كه فكر
كنيم نسبت به ديگران رشك برده يا تنگ نظري مي كنيم به كار بنديم واين چنين ميل به تخريب و ويران گري ارزش هاي موجود شعله ور شده و رد صحنة عمل فعال مي شود كه البته اين خود مقولة عجيبي است.سوم آن كه فرد قدرت طلب در روند كسب قدرت به آدم هاي خُرده پا نوعي احساس وجود و ثبات مي بخشد. فرد قدرت طلب به او چنين القا مي كند كه” وقتي تو و من به عنوان ما با هم وحد داشته باشيم، مي توانيم به راحتي همة معضلات را حل كنيم . هيچ كس جز من نگران وضع تو نيست. تو بخشي از وجود مني و من پاره اي از تو”.