برچسب ها بـ ‘مقبولیت’

نقد و تحلیل جباریت 37

یکشنبه, 10 می, 2020

از آن جايي كه نظام استبداد و خودكامگي از هيچ جنايتي روي گردان نيست، اين نظام هيبت و قدرت خاصي دارد . اين هيبت تا زماني خوفناك باقي مي ماند كه نظريات و انديشه هاي مخفي جريان پيدا نكرده و نيازي به تأييد و تصديق هاي فرمايشي نباشد. (كه اين ظاهرنمايي، خطرات جدي دربردارد) و اثري از انتقادات مخفيانه نباشد. نظر حاكم خودكامه اين است:
«. بگذار از من متنفر باشند، اما بترسند »
اما مسأله به همين جا ختم نمي شود، با تحريك احساس خشم و نفرت مردم مي توان قدرت را به دست گرفت . با به دست آوردن قدرت (علي رغم بيزاري جويي مردم ) مي توان حداقل تا مدتي حكومت كرد، اما كم كم كار سخت مي شود. نكتة تعجب آور اين جاست كه بيشتر از هر نوع نظام حكومتي ديگر حاكم خودكامه و نظام استبداديش نيازمند پذيرش و حمايت عمومي است و از آن جالب تر حاكم خودكامه (همانند رقيبي زشت و حسود) به افكار و انديشه هايي كه مورد قبول عام قرار گرفته و به خوبي از طرف مردم استقبال شده اند، به شدت حسادت كرده و همانند فردي شكست خورده به دنبال آن است تا به هر ترتيبي كه شده مقبوليت خودش را به مردم تحميل كند. جمعيت ميليوني بايد يك صدا سرود عشق به او سر دهد.
حتي نمايش اين سرود همگاني نيز او را راضي نمي كند . چرا كه او نگران آن است كه در ميان اين جمعيت ميليوني سرودخوان، شايد يك نفرباشد كه با جنباندن لب هايش فقط تظاهر به خواندن مي كند و به جاي ابرازاحساس و عشق و محبت واقعي، نقشة براندازي او را در سر داشته و منتظرفرصت مناسب است . هورا كشين ميليون ها نفر او را به درجه اي ناگفتني ازشعف و لذّت مي رساند، اما همان يك نفر (كه قطعاً خود حاكم مي داند كه تنها او يك نفر نبوده و افراد زيادي همانند او فكر مي كنند ) همچون ابرسياهي آسمان دلش را تيره و تار مي سازد. او به درستي مي داند كه تا اين يك نفر وجود دارد، خواب راحتي نخواهد داشت . شايد اين يك نفر در ميان سربازان محافظش باشد كه هم اكنون در كنارش ايستاده اند و شايد يكي ازجمع ياران بسيار نزديكش و…….

نقد و تحلیل جباریت 15

یکشنبه, 20 اکتبر, 2019

فرد مبتلا به “هراس اجتماعی” موضوعي براي عشق ورزيدن ندارد .
عشق به نوع بشريت، دوست يا آشنا و حتي نسبت به خويشتن در نظر چنين فردي موضوعيت ندارد و تمام نيرويي كه در دعوت به عشق و محبت وهرگونه پذيرش مثبت نهفته است، در وجود او صرف جست وجوي قدرت مي شود. سرچشمة پويايي و حركت اين قدرت نيز تلاش بي وقفة او در انكارو نفي ضعف و ناتواني است.حتي ترك تازي ديوانه وار او پس از كسب قدرت نيز نمي تواند به اين حالت پايان دهد . به همين خاطر مرگ را در هر شرايط و زماني زودهنگام محسوب مي كند، چرا كه حس مي كند هنوز به غايتش دست نيافته است.
در پيشگاه خداوند، انسان تنها يك مخلوق است . اما از ديدگاه ديگران وجود هر فرد به معناي حضور يك كانون مقاومت است . زماني كه انسان ها خود را غايت تلقّي و مقاومت كنند تا آلت دست ديگري قرار نگيرند، فرد قدرت طلبي كه اسير هراس پرخاش گرانه است با مقاومت و مانع غيرقابل عبور روبرو خواهد شد . كسي كه تشنة احترام و اعتبار و خواهان مرتبه ومقام است، همواره محتاج ديگران است، حتي اگر مجبور باشد همان شأن ومقام دلخواهش را هم به پاي آنان بريزد . چنين فردي براي رسيدن به منظور خود بايستي به ديگران احترام گذاشته و شأن آن ها را نگه دارد، چرا كه اگر آن ها را يكسره تحقير كند، در واقع اعتبار و مقبوليتي كه از آن ها نيزانتظار دارد حقير شمرده است . بدين خاصر است كه او پس از طي كردن پله هايي از نردبان ترقّي درصدد احترام گزاردن به افرادي است كه او را محترم مي شمارند و در اين جا بر مبناي اصل”از ندا آید به سوی ما صدا”عمل مي كند.