برچسب ها بـ ‘مقابله’

مقالات 41

یکشنبه, 21 فوریه, 2016

عشق 1

عشق اکسیر زندگی است.

عشق لطیف است و نرم همچو آب.”لائوتسه می گوید:

“هيچ چيز در اين جهان چون آب، نرم و انعطاف پذير نيست.با اين حال براي حل كردن آنچه سخت است، چيز ديگري ‌ياراي مقابله با آب را ندارد.نرمي بر سختي غلبه مي كند و لطافت بر خشونت.همه اين را مي دانند ولي كمتر كسي به آن عمل مي كند.انسان، نرم و لطيف زاده مي شود و به هنگام مرگ خشك و سخت مي شود.گياهان هنگامي كه سر از خاك بيرون مي آورند نرم و انعطاف پذيرند،و به هنگام مرگ خشك و شكننده.پس هر كه سخت و خشك است، مرگش نزديك شده و هر كه نرم و انعطاف پذير، سرشار از زندگي است.عاشقانه وآرام زندگي كن!هرگز با طبيعت‌ يا همجنسان خود ستيزه مكن و گزند را با مهرباني تلافي کن.”

با آرامش و مهربانی از خدا همه چیز بخواه و برای آن “خواسته ها”از جای برخیز و حرکت کن.

داستانی است درمورد اولين ديدار “امت فاكس”، نويسنده و فيلسوف معاصر، ‌از آمريكا، هنگامی كه برای نخستين بار به رستوران سلف سرويس رفت.

وی كه تا آن زمان هرگز به چنين رستورانی نرفته بود، در گوشه ای به انتظار نشست، با اين نيت كه از او پذيرايی شود.

اما هرچه لحظات بيشتری سپری ميشد، ناشكيبايی او از اينكه ميديد پيشخدمتها كوچكترين توجهی به او ندارند، شدت گرفت.

از همه بدتر اينكه مشاهده ميكرد كسانی كه پس از او وارد شده بودند، در مقابل بشقابهای پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند.

وی با ناراحتی به مردی كه بر سر ميز مجاور نشسته بود، نزديك شد و گفت: من حدود بيست دقيقه است كه در ايجا نشسته ام بدون آنكه كسی كوچكترين توجهی به من نشان دهد. حالا ميبينم شما كه پنج دقيقه پيش وارد شديد، با بشقابی پر از غذا در مقابل من، اينجا نشسته ايد! موضوع چيست؟ مردم اين كشور چگونه پذيرايی ميشوند؟ 

مرد با تعجب گفت: اينجا سلف سرويس است، سپس به قسمت انتهايی رستوران، جايی كه غذاها به مقدار فراوان چيده شده بود، اشاره كرد و ادامه داد به آنجا برويد، يك سينی برداريد هر چه ميخواهيد انتخاب كنيد، پول آنرا بپردازيد، بعد اينجا بنشينيد و آنرا ميل كنيد!

امت فاكس كه قدری احساس حماقت ميكرد، دستورات مرد را پی گرفت، اما وقتی غذا را روی ميز گذاشت، ناگهان به ذهنش رسيد كه زندگی هم در حكم سلف سرويس است. همه نوع رخدادها، فرصتها، موقعيتها، شاديها، سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد، درحالی كه اغلب ما بی حركت به صندلی خود چسبيده ايم و آنچنان محو اين هستيم كه ديگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ايم از اينكه چرا او سهم بيشتری دارد كه هرگز به ذهنمان نميرسد خيلی ساده از جای خود برخيزيم و ببينيم چه چيزهايی فراهم است، سپس آنچه ميخواهيم برگزينيم.

وقتی زندگی چيز زيادی به شما نميدهد، به دليل آنست كه شما هم چیز زیادی از او نخواسته اید.

کوچه مردها 172

چهار شنبه, 18 نوامبر, 2015

فضای سیاسی دانشگاه ها هم در آن زمان بسیار قابل تامل بود.
به طور کلی دانشجویان به دو دسته تقسیم می شدند:
دسته اول که اکثریت دانشجویان را شامل می شد ،علاوه بر درس خواندن برای خود رسالت آگاه سازی جامعه و مبارزه با ظلم ها و مفاسد رژیم و نظام حاکم را هم قائل بود.
دسته دوم دسته بی تفاوت ها بودند که می خواستند هرچه زودتر درس خود را بخوانند و سر سلامت از این محیط بیرون ببرند و بعنوان یک آقا یا خانم مهندس در جامعه شخصیت والایی پیدا کنند.
البته از همان سال که ما وارد دانشگاه شدیم،رژیم دست به یک ابتکار زد و تعدادی پسر و دختر را بعنوان دانشجوی بورسیه نیروی هوایی وارد دانشگاه ما نمود که بقیه دانشجویان به شدت نسبت به این حضرات حساس بودند و از آنها دوری می کردند و در مقابلشان خیلی احتیاط می نمودند.
به هر حال دانشجویان فعال سیاسی به سرعت در دانشگاه جذب یکی از دودسته “انجمن اسلامی دانشجویان” یا “دانشجویان فدایی خلق” می شدند که از نامشان پیدا بود که اولی دارای باورهای مذهبی و اسلامی بودند و دومی دارای باورهای کمونیستی.البته در سال آخر حکومت رژیم شاهنشاهی،هر یک از این دو دسته،به دو سه دسته فرعی دیگر تقسیم شدند.
تمرکز بچه مسلمان ها در نمازخانه دانشگاه و کوهنوردی های گروهی در تعطیلات و جلسات محرمانه بین خودشان بود و تمرکز چپی ها هم در کوهنوردی و جلسات داخلی و یک کار ابتکاری بود،به این ترتیب که تیمی متشکل از یک پسر و یک دختر تشکیل می دادند و به آنها موضوعاتی اجتماعی – سیاسی برای تحقیق ارجاع می دادند که خود این روش برای ایشان طرفدارانی خلق نموده بود که بیشتر از رسالت اجتماعی به بهره مندی های دیگرش اهمیت می دادند! در عین حال هر دو دسته از این درایت فکری نیز برخوردار بودند که در مقابله با رژیم شاه که سعی زیادی در ایجاد تفرقه و درگیری بین آنها می نمود،باهم متحد بودند و اجازه سوئ استفاده از اختلافات بین خود را نمی دادند. در قسمت های بعدی به چند نمونه اشاره خواهم نمود.
به هر حال دانشگاه پلی تکنیک یکی از سیاسی ترین و فعالترین دانشگاه های ایران در آن زمان بود که در سال های قیام و انقلاب مردم ایران هم به خوبی در پیروزی انقلاب اسلامی ایران نقش خود را ایفا نمود و به اشکال مختلف به بروز این زلزله اجتماعی زمان خود در جهان کمک کرد.

اخلاق پیامبر خدا…….

شنبه, 18 ژانویه, 2014

راستی تا بحال فکر کرده اید که خصوصیات اخلاقی پیامبرمان چگونه بود و ما چگونه ایم؟
-می گویند کسی او را بدون تبسم به یاد ندارد.در مقابل خشونت رفتاری ذاتی عرب جاهلیت(که هنوز هم در رفتار عربستانی ها مشهود است)این بهترین راه مقابله نبود؟
-با دختران و زنان بسیار مهربان بود و دخترش را “ام ابیها” می خواند.برای مقابله با جهل اعراب و رفتار بسیار زشتشان با زنان و دختران ،این بهترین راه مقابله نبود؟
-به نظافت و بوی خوش بسیار اهمیت می داد و خریدن عطر بهترین سرگرمی او بود.در مقابل کثیفی و بوی بد اعراب جاهلیت،این بهترین راه مقابله نبود؟
-به نماز اول وقت بسیار اهمیت می داد و نماز را نور چشمش و بهترین زمان های عمرش می دانست.در مقابل عرب جاهل بی نظم و بی توجه به لطافت راز و نیاز با خدا و نیایش،این بهترین راه مقابله نبود؟
-میفرمود:من از دنیای شما سه چیز را بسیار دوست می دارم،عطر و زن و نماز.
در مقابل ناهنجاری های اصلی آن روز اعراب جاهل و خشک سر توصیه به این امور و عمل کردن به آنها همراه با خوش رویی و صبر و استقامت در این راه،بهترین راه مقابله نبود؟
اگر بخواهیم پیرو خوبی برای او باشیم،الویت ها و ناهنجاری های اصلی جامعه ما چیست و تکلیف عملی ما کدام است؟