برچسب ها بـ ‘مفهوم’

تصویر نوشته 143

سه شنبه, 3 دسامبر, 2019

مقالات 97

یکشنبه, 18 ژوئن, 2017

رابطه استقلال و آزادی 3

در جایی دیگر در “ماجرای پایان ناپذیر حافظ”،این ادیب دردمند ،چنین می نویسد که:
گویا کار دنیا از این مرحله گذشته است که نام گذاری هایی چون چپ و راست یا مذهبی و لاییک یا پارلمانی و دیکتاتوری،آن را چنانکه باید معرفی کند.حتی دموکراسی هم مفهوم عملی اطمینان بخشی ندارد.دنیا محتاج یک راه حل مجموعی است.اسم گذاری ،یک بخش را معرفی می کند و بخش دیگر را مهمل می گذارد.اگر بخواهند ، باید از الفبا، از پایه ها شروع کنند و مفاهیم را از نو معنی نمایند : عدالت،آزادی،آسایش،امنیت،شرف انسانی و…….
و خدا می داند که چقدر این برداشت ایشان از وضعیت کنونی جهان درست است!و خلاصه مدت هاست که به نظر می رسد که باید فلک را سخت شکافت و طرحی نو درانداخت.
در صورت کسب و استقرار این دو ویژگی – یعنی آزادی و استقلال – زنجیره سعادت جوامع تکمیل می شود و از پیوند این دو نمود گرانقدر(یعنی “آزادی ” و “استقلال”) بر درخت سعادت جوامع ، میوه ای شیرین به نام “حکومت مردمی” به ثمر خواهد نشست. حکومتی که به خاطر وجود این دو پادزهر گرانبها، جامعه را از هرگونه” فسادپذیری” نیز محافظت خواهد نمود و همچنین چاره ای جز پاسداری از مفاهیمی همچون عدالت،آسایش،امنیت اجتماعی ،شایسته سالاری و……نخواهد داشت، و چون این فضا بر فرهنگ یک قوم سایه اندازد،نه تنها پیشرفت اقتصادی رخ خواهد نمود بلکه گستردگی و توسعه این سایه فرهنگی بر فرهنگ دیگر اقوام و ملل امری اجتناب ناپذیر می گردد و بدون نیاز به تلاشی برای صدور این فرهنگ موفق،الگویی برای جهانیان خواهیم بود.
به هر حال با ترکیب این دو صفت در حالات و روحیات هر جامعه( استقلال و آزادی) ،” شخصیت فرهنگی” آن جامعه بصورتی متعالی جلوه خواهد نمود وهمین جاست که این”شخصیت فرهنگی” به خوبی در مقابله با “آفت های اجتماعی” که آقای دکتر اسلامی هم به آن اشاره فرموده اند، به کمکمان خواهد آمد . هم از “انحراف حکومت ها” جلوگیری خواهد نمود و هم “تغییر عقیده پی در پی عوام” را مانع خواهد شد و این موضوع بار دیگر ثابت می نماید که کار “روشنفکران دلسوخته” ،چیزی نیست جز مداومت پیوسته و جهاد دلسوزانه مستمر در میدان ارتقای فهم و فرهنگ توده مردم هر کشور.
به هرزه بی می و معشوق عمر می گذرد
بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد
مراد و مقصود حافظ از می و معشوق، نمی دانم چه بوده است اما در این زمانه “آزادی” است و “استقلال”!

ماجرای پایان ناپذیر حافظ 7

سه شنبه, 16 ژوئن, 2015

دو رکن اصلی فکر حافظ “عشق” است و “می”. از طریق این دو انسان تصفیه می شود،از پای بندی ها رهایی می یابد،به تعالی می رسد،شاهباز سدره نشین می گردد.در مقابل، از نظر او “نفس” و “ریا” دو پتیاره اند،برای فرد و اجتماع.
منظور از عشق و می چیست؟
اگر مقصود تنها برخورداری جسمانی و آب انگور باشد،کتاب حافظ به میدان بی عرصه ای بدل می گردد،وعده گاه یک حرکت دورانی مداوم و مکرر،پیوسته بازگشت به سر همان نقطه،که البته ملال آور و بی معنی خواهد بود.ولی چنین نیست.
هردو کلمه علاوه بر معنی اصلی خود بار سنگینی در پشت دارند.البته پیش از حافظ نیز،مفهوم پیچیده کنایه ای از این دو عنصر گرفته شده بود،ولی آنها در نزد حافظ دامنه دیگری می یابند. تاک او از خاک جمشید و زرتشت پیر ریشه می گیرد،و شاخه اش که پیچ و تاب بسیار دارد و از بریدگیش اشک می ریزد،مسیر درازی را می پیماید.
در باره عشق ،موضوع قابل فهم تر است که به آن پرداخته ایم و باز هم خواهیم پرداخت.

سلسله مباحث مدیریتی 13

سه شنبه, 23 سپتامبر, 2014

 

بر این اساس است که معتقدم در این جغرافیایی که ما زندگی می کنیم هنوز دو مفهوم در میان ما شکل نگرفته است. یکی اینکه ما هنوز کشور نداریم و دیگر اینکه ما هنوز جامعه نداریم. ما عده‌ای هستیم که با سنن و خلقیات مشترک در جغرافیایی زندگی می‌کنیم. در علم جامعه شناسی، جامعه اینگونه تعریف می شود که عده‌ای در آن دارای اهداف مشترک و جهت‌گیری مشترک هستند. ما هنوز به آن مرحله نرسیده‌ایم. شاید یک دلیل این باشد که ما امپراتوری بوده ایم. بر این اساس معتقد هستم که ما هنوز کشور- ملت نشده‌ایم. البته ملت هستیم؛ ما ایرانی هستیم و با زبان فارسی صحبت می کنیم و دارای ادبیات غنی و تاریخ کهن و سرزمین گسترده هستیم. اینها همه شاخصهای یک ملت است. اما ما کشور- ملت نیستیم؛ چینی‌ها هستند، اما ما هنوز نیستیم؛ ژاپنی‌ها هستند و ما نیستیم. اگر ما کشور بودیم و جامعه داشتیم، حتماً کسی از بیت‌المال اختلاس نمی‌کرد و راضی نمی‌شد از طریق تلفن، رانت و ارتباطات به ثروت برسد چون تعهد و وفاداری به کشور داشت و از مردم خجالت می کشید. آیا یک آلمانی این کار را می کند؟ قبل از اینکه از قانون بترسد به احترام کشور و هموطنانش این کار را نمی‌کند. دوستان بسیاری در بخش خصوصی دارم که حاضر نشده‌اند پروژه‌های بزرگی را قبول کنند چون نخواسته‌اند رشوه و کمیسیون پرداخت کنند. اینگونه افراد برای خود احترام قایل‌اند و مانند عالی نسب‌ها، خسروشاهی‌ها، خیامی‌ها و ایروانی‌ها، برای کشور، جامعه و شخص خودشان احترام قایل‌اند. البته این گونه افراد از اصالت خانوادگی برخوردارند و تازه به دوران رسیده نیستند. وقتی کسی در فقر مطلق بزرگ شده و هم اکنون صاحب منصب شده، عموماً این گونه افراد دیگر کسی را بنده نیستند و از فرصت به دست آمده نهایت استفاده نامشروع را می‌کنند. کشور، جامعه، دین و اخلاق برای آنها در عمل تعطیل است و صرفاً تزئینات سخنرانی است.
بنابراین وقتی ما می خواهیم سبک زندگی را نقد کنیم در مقایسه با یک سری الگوها و ملاکها باید این کار را انجام دهیم. پرسش این است که آیا مجموعه فعالیتهایی که ما ایرانی‌ها انجام می دهیم تبدیل به سرمایه اجتماعی، ثروت ملی و پرستیژ جهانی می شود یا نه؟ آن موقع می توانیم بگوییم سبک زندگی کارآمدی داریم و نتیجه داده است و توانسته این متغیرها را به صورت کمی و کیفی افزایش بدهد. هر کدام از ما می تواند بر اساس وجدان خود به اینها پاسخ بدهد.
اگر به طور خلاصه بخواهیم بگوییم سبک زندگی ما دارای این ضعف جدی است که خیلی خودمحور بار می آئیم که برای تبیین این نکته مثالهای فراوانی نیز وجود دارد. یکی از دوستان من که مطالعات اجتماعی انجام می دهد به من گفت که آموزش مدنی در مرکز و جنوب شهر تهران به مراتب موفق‌تر از شمال شهر تهران است. این فرد مطرح می کرد که اگر در یکی از مراکز جنوب و مرکز شهر تهران جلسه‌ای برای بهبود فرهنگ آپارتمان نشینی در محله‌ای برگزار شود جمعیت زیادی برای شنیدن این بحث حضور خواهند داشت. در حالی که در شمال شهر تهران به خاطر اینکه افراد پول دارند احساس بی نیازی به فرهنگ مدنی می‌کنند. یعنی برای نمونه کسی که ماشین 200 میلیون تومانی سوار می شود احساس می کند به آموزش نیازی ندارد چون پول دارد. البته اگر کسی با زحمت و تلاش خود، اتومبیل پانصد میلیون تومانی هم سوار شود هیچ اشکالی ندارد. چنین فردی، حتماً تربیت و مدنیت هم دارد

خود را بیشتر بشناسیم 7

سه شنبه, 26 نوامبر, 2013

     با توجه به آنچه گذشت يك ملت رشيد و پيشرفته نسبت به اموال عمومي و
بيت­المال بيش از اموال شخصي اهتمام قائلند و از هدردادن و اتلاف آن پرهيز مي‌كنند.

حضرت علي (ع) به بعضي از كارگزارانشان نوشتند:

«ادقو اقلامكم و قاربوا بين سطوركم واحذفوا عني فضولكم و اقصد و اقصدالمعاني و اياكم والاكثار فان اموال المسلمين لا تحتمل الا ضرار» (نهج­السعاده ج 4 نامه 12 ص 30)

«نوك قلم­هايتان را ريز كنيد، سطور را به هم نزديك كنيد، كلمات زيادي را نسبت به من
(در نوشتن گزارش) حذف كنيد. محتوي و مفهوم اصلي را بيان كنيد. از زياد نوشتن بپرهيزيد. به درستي كه اموال مسلمين قبول ضرر نمي­كند».

قرآن مجيد در خصوص اهميت آب و اسراف آن مي‌فرمايد:

1-    «و انزلنا من السماء ماءاً فانبتنا فيها من كل زوجً كريم» (لقمان آیه 10) از آسمان آب فرو فرستاديم پس در زمين از هر موجودي زوج رويانديم. اين آيه مي‌رساند اساس خلقت و هستي همه موجودات روي آب مي‌چرخد.

2-    «الله الذي من السماء ماء فاحيا به الارض بعد موتها» (نمل آیه 65) اوست خدايي كه از آسمان‌ها آب فرو فرستاد. پس زمين را بعد از مرگش زنده كرد. اين آيه حيات روي زمين را به آب و نزول آن نسبت مي‌دهد. آيات متعددي در قرآن مسئله حيات را از آب مطرح كرده است. طبق فرضيه­هاي علمي جديد نخستين جوانه­هاي حيات در درياها ظاهر شده است. (تفسیر نمونه ج 14 ص 509)

3-    «و انزلنا من السماء ماءاً طهورا» (فرقان آیه 48) از آسمان آب پاكيزه، فرو فرستاديم.

طهور صيغه مبالغه از طهارت و پاكيزگي است. يعني ذاتاً پاك است و علاوه برحيات بخشي پاك كننده نيز مي­باشد.

«افرايتم الماء الذي تشربون أانتم انزلتموه و من المزن ام نحن المنزلون لو نشاء جعلناه اجاجاً فلو لا تشكرون».(واقعه آیه 70)

«آيا آبي را كه مي‌نوشيد دقت كرده­ايد. آيا شما آن را از ابر فرو فرستاديد يا ما؟ اگر بخواهيم آن را شور قرار مي‌دهيم پس چرا سپاس نمي‌گوئيد».

اين آيه وجدان انسان را در برابر يك سئوال اساسي قرار مي‌دهد تا روح شكر و سپاس و مصرف معقول اين نعمت در مسير خود و جلوگيري از اتلاف آن در انسان ايجاد نمايد.

جداول از بنیاد کارآفرینی فروتن برگرفته شده است.

خسروسلجوقی

کمی بیاندیشیم 48

سه شنبه, 26 فوریه, 2013

نوشته های پشت اتوبوس و کامیون!

 

تلاش مفهوم زندگیست

***********************

محبت از درخت آموز كه از سر هیزم‌شكن سایه برنمی‌دارد

************************

تولد آغاز مرگ است

رازهای شگفت انگیز زندگی

چهار شنبه, 16 نوامبر, 2011

 

راستی هیچ فکر کردی؛

وقتی مردم پشت سرت حرف میزنن چه مفهومی داره ؟

خیلی ساده است

یعنی اینکه تو دو قدم از اونها جلوتری

 

پس مشتاقانه به مسیرت در زندگی ادامه بده

شاد باش و وجود نازنینت لبریز باشه از مهرو گرمای زندگی در این روزهای گرم زندگی