برچسب ها بـ ‘معماری’

کلید توسعه ایران 30

چهار شنبه, 13 می, 2020

همچنین در آموزش هایی که دانش آموزان می بینند نیز ردپای فرایندهای جهانی شدن را می توان دید.بسیاری از کودک های دبستانی امروزه موسیقی و زبان های خارجی یاد می گیرندو با فیلم ها و برنامه کودک های ماهواره ها سرگرم می شوند.
بسیاری از مواد درسی علمی ،آموزشی،روش های آموزش،استفاده از فناوری های اطلاعات،بخش مهمی از فرایند جهانی شدن است که دانش آموزان هم اکنون با آن ها سرو کار دارند.تخته سیاه،گچ و حتی نیمکت دیگر از مدارس جمع شده یا در حال جمع شدن است.
به علاوه ،تمام وجوه مادی و معنوی مدرسه دگرگون شده و این دگرگونی ادامه می یابد. تعامل بین دانش آموز و معلم،ساخت اجتماعی مدرسه و معماری فضاهای مدرسه،به شدت تحت تاثیر فرایندهای جهانی شدن است.
الگوی تعامل دانش آموز و معلم نیز دستخوش تحول چشمگیری است. در گذشته معلم با اتکا به اقتدار سنتی برخاسته از مکتبخانه و خانواده پدرسالار دارای اقتدار بی چون و چرا نسبت به دانش آموزان بود،اما اکنون این اقتدار در نتیجه فروکش کردن اقتدار و ارزش های پدرسالاری و حاکمیت بیشتر ارزش های فردگرایانه،توجه بیشتر به حقوق بشر و گسترش ارزش های کودک سالارانه ،اقتدار سنتی معلم با چالش جدی مواجه است

شوق یا حسرت

شنبه, 9 ژوئن, 2012

مدتی است که در حال نوشتن خاطرات خود از روستاهای بابل در کودکی ام و در بخش “کوچه مردها” هستم.

چندی پیش بعد از سالها گذارم به بعضی از همان روستاها افتاد.تغییرات باور کردنی نبود:

از اسب و گاری خبری نبود و جایش در اکثر حیاط ها یک سمند و یک نیسان آبی رنگ قرار داشت.

خود خانه ها دیگر گلی نبودند،بلکه با آجر و سنگ نما و با معماری شهری ساخته شده بودند.

کسی در خانه نان نمی پخت و در هر روستا علاوه بر نانوایی،سوپر و قنادی و خشکشویی و……وجود داشت.

هر روستا همه مدارس تا دیپلم را داشت و بعضی خانواده ها برای بچه های دبستانی خود در فکر کلاس زبان هم بودند!

جاده ها دیگر سنگریزه ای و شوسه نبودند و تماما آسفالت شده بودند.

مرغ و خروس ها و مرغابی ها و اردک های روستاها بسیار کمتر شده بودند و یک دهم زمان کودکی من هم نبودند.

اکثر جوان های ده به شهرها رفته بودند و مشاغل کارمندی داشتند و آخر هفته ها به ده می آمدند.

زمین های زیر کشت برنج و مرکبات کمتر شده بودند و جای خود را به مغازه ها و ……داده بودند.

برق وتلفن و تلویزیون و یخچال و ماشین لباسشویی و رایانه و ……در همه خانه ها و با آخرین مدل خودنمایی می کردند.

این ها همه تحسین و شوق مرا برانگیخت،اما…….

دیگر روستایی ها مثل سابق نبودند،چه از نظر شکل ظاهری و چه از نظر روحیات و سلایقشان و این چقدر برایم تاسف برانگیز بود.حسرت آن آدم ها از این پس در دلم خواهد ماند.

به راستی نمی شد در عین پیشرفت مظاهر مادی زندگی آن روحیات ناب و با صفا را حفظ کرد؟