برچسب ها بـ ‘مظهر’

زنده بنمودی مرا

دوشنبه, 22 ژانویه, 2018

زنده بنمودی از آن شهد لبان بار دگر
جان بیمار مرا ای چشمه لطف و صفا
از نوازش های پرمهر و صفای باطنت
من جوانی باز یافتم،یار پر لطف و وفا
نیست در عالم زبانی کو تواند بعد این
شکر این نعمت کند،ای مظهر مهر خدا
تو لطیفی و معطر، مثل باران بهار
تو دوای خسته جانی،میدهی دردم شفا
تو نگه بر این گنهکار پریشان دل مکن
همچو باران رحمتت را بر تنم جاری نما
تا که باز با قطره های همچو در لطف تو
نم نمک شادی بیاید ،من شوم غرق سما

مقالات 72

یکشنبه, 6 نوامبر, 2016

و مولانا به زیبایی می فرماید:
من نیم جنس شهنشه،دور از او
بل که دارم در تجلی نور از او
نیست جنسیت ز روی شکل و ذات
آب،جنس خاک آمد در نبات
نور و گرمای خورشید از جنس خود خورشید نیست اما تا خورشید هست،این نور و گرما هم هستند و پیوسته متصل به آن،یا چون آب و خاک درآمیزند گیاهان و نباتات خلق می گردند که از جنس هیچیک از این دو نیستند اما بدون پیوستگی به آنها ،توان ادامه حیات ندارند.
اولیا را هست قدرت از اله
تیر جسته بازگرداند ز راه
پاسبان آفتابند اولیا
در بشر واقف ز اسرار خدا
و استاد همایی در کتاب “روانشناسی و دین” معتقد است که:یکی از اسرار عرفان مولانا این است که افراد کامل و اولیای خدا را از جنس بشر معمولی نمی داند ،بلکه آنها را از نوعی عالی می داند که فقط در شکل ظاهر شبیه بقیه مردمند. باری او اولیای خدا را مظهر کامل حق می داند که در علم و قدرت خلاقه و تصرف در موجودات مانند حقند،اما از جنس حق نیستند.
به هر صورت در این مرحله،رهرو باید که با کمک پیر بر خود فائق آید و خود را از خود رهاند! و همه وجود خود را الهی نماید.
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید بمیرید وزین مرگ مترسید
کز این خاک برآیید سماوات بگیرید
بمیرید بمیرید وزین نفس ببرید
که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید
یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا
بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید
بمیرید بمیرید وزین ابر برآیید
چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید