برچسب ها بـ ‘مصلحین اجتماعی’

چرا دروغ می گوییم؟ 3

شنبه, 13 ژوئن, 2015

بخشی دیگر از دروغ ها را برای”فرار از مجازات” می گوییم.
در بسیاری از موارد ترجیح می دهیم که با بیان یک دروغ ساده از مجازات فرار نماییم.در رانندگی با انجام تخلفات پی در پی و تجاوز به حقوق سایر رانندگان سعی می کنیم زودتر و سریعتر به مقصد برسیم اما اگر از ما بپرسند که خلاف رانندگی را مجاز می دانی یا نه،سریعا پاسخ منفی می دهیم!
دادگاه های ما پر از پرونده هایی است که یکی یا هردوطرف دعوا با بیان دروغ هایی در مورد پرونده شکل گرفته سعی می نماییم که قاضی و سیستم قضایی را از مسیر درست رسیدگی به دعوا منحرف نماییم.
فرزند به پدر و مادر و هر یک از اعضای خانواده به دیگر افراد خانواده به سادگی برای فرار از تنبیه دروغ می گوییم و به هیچ وجه توجه نداریم که با این کار چه صدمات جبران ناپذیری به بنیان خانوادگی خود وارد می کنیم.
در جوامعی هم که آزادی بیان و انتخاب وجود ندارد،افراد اعمالی انجام می دهند و تظاهر به انجام کاری دیگر می نمایند. مثلا در انتخابات به یک نفر رای می دهد و وقتی از او سوال می کنند به چه کسی رای دادی،نام فرد دیگری را می برند!
چرا که در صورت راستگویی به بعضی محرومیت های اجتماعی دچار می گردند . بدیهی است که در چنین جوامعی افراد راستگو و مصلحین اجتماعی تبدیل به افرادی منزوی و محروم و مظلوم می گردند.
ترویج و آموزش راستگویی و ایجاد ساز و کارها و بسترهای لازم برای اشاعه و استقرار این امر شاید از اصلی ترین وظایف حکومت ها باشد.

ایران و ایرانی 57

سه شنبه, 24 دسامبر, 2013

امیدوارم که همه شما خوانندگان محترم که تابحال این بحث را دنبال نموده اید،تصدیق فرمایید که از دایره یک تحقیق بیطرفانه و منصفانه خارج نشده ایم.در ادامه به ارائه راه حل هایی از منظر توان و وسع فکری و تجربی خود خواهم پرداخت.
اما می توان نتیجه گیری کرد که مجموعه موارد توضیح داده شده ما را در تارو پود فرهنگی پیچیده و هزار لایه قرار داده که در تاریکی بخش های از آن به سختی صدمه خورده ایم و اکنون نیز از آنها سخت در رنج و عذابیم.
وقت آن رسیده که ببینیم چاره چیست؟
من در کتاب “در جستجوی خویش” به شرح بازدیدها و مشاهدات خود از سی کشور دنیا پرداخته ام و علل موفقیت و انحطاط فرهنگی آنها را از دید خویش شرح داده ام و از این گذرگاه نسخه ای برای کشور و مردم عزیزم نوشته ام که در اینجا ،بخشی از آن مطالب را دوباره بازگو خواهم نمود.
بر اساس تجربیات و دیدگاه های من ، ما باید در زمینه عیوب فرهنگی زیر بازنگری و چاره اندیشی داشته باشیم:
اول – دروغ
تمامی مصلحین اجتماعی و پیشوایان تمامی ادیان و عقاید و مکتب ها دروغ را مادر همه گناهان دانسته اند و در دین ما این امر تا بجایی زشت و ناپسند شمرده شده است که پیام آور خداوند دروغگو را دشمن خدا دانسته است.در ایران باستان نیز چون به نیایش داریوش بزرگ با خدای خود می نگریم درخواست او را از اهورامزدایش می بینیم که می خواهد کشورش را از سه بلا دور نگه دارد:دروغ و خشکسالی و دشمن.
بسیار مایه تاسف من است که بعنوان یک ایرانی بنویسم که کشور من از این پدیده در رنج است و به اشکال مختلف از این موضوع در حال لطمه خوردن می باشیم و حتی وقوع یک انقلاب بزرگ در سی سال گذشته هم نه تنها این پدیده را تضعیف و سست نکرد بلکه شدت هم یافته است و یک بار دیگر این موضوع ثابت می گردد که هنگامی یک انقلاب تبدیل به یک جریان پیش برنده امور می گردد که در نهاد تک تک ایرانیان جای گیرد و نه تعداد ی محدود. این پدیده به اشکال مختلف در جامعه بروز نموده است و از پایین ترین سطوح مردم را در بر گرفته تا بالا.
به یقین شما هم این دعوای بعضی زن و شوهر را را شنیده اید که چرا راستش را گفتی که مثلا دیشب شام چه خورده ایم و با ابن حرف آبروی خانوادگی ما را بردی.باید می گفتی فلان چیز را خوردیم.یعنی باید یک دروغ مصلحتی می گفتی تا آبروی خانوادگی حفظ گردد!یا پدری که به فرزند خود می گوید به مراجه کننده یا تلفن کننده بگو پدرم در خانه نیست !اینگونه امور به حدی فراوان و عادی شده اند که به هیچ وجه هم ناپسند به شمار نمی آیند و حتی به عنوان زرنگی و کاردانی افراد محسوب می گردد.