برچسب ها بـ ‘مسئولیت پذیری’

چرا دروغ می گوییم 5

شنبه, 27 ژوئن, 2015

بسیاری از اوقات نیز بخاطر”محبوب شدن یا ماندن در جامعه” دروغ می گوییم!
معمولا زندگی افرادی که چنین خصوصیتی دارند با بی بند و باری اخلاقی همراه است.آنها برای فرار از احساس گناه و شرمی که نسبت به اعمال و مسئولیت پذیری خود دارند در دروغگویی افراط می کنند.
در حقیقت اینگونه افراد از “ثبات شخصیت” برخوردار نمی باشند.
بارها به کسانی برمی خوریم که عباراتی مثل جملات زیر را به زبان می آورند:”حالم اصلا خوب نیست، به
زودی می‌میرم” و “اگر ترکم کنی خودم را می‌کشم” از این قبیل دروغ‌هاست که غالبا برای جلب حس ترحم یا عشق و محبت اطرافیان گفته می شود.این دروغ ها لزوما منعکس کننده احساسات واقعی شخص نیستند.
یا فردی که در انتظار دیگری است و با تاخیر چند دقیقه ای او مواجه می شود ،با عصبانیت فریاد می زند که :”می دونی چند ساعته منو اینجا معطل کردی؟”
جالب اینجاست که هم گوینده و هم شنونده به نادرست بودن و دروغ بودن این گفته ها واقفند اما نه تنها اهمیتی به این موضوع نمی دهند بلکه اساسا چنان به این بزرگ نمایی ها عادت کرده اند که اصلا این مطالب را دروغ نمی دانند!

سرزوین عجایب 5

چهار شنبه, 14 می, 2014

هنگامی که در شهر ملبورن قدم می زنی ،با صحنه عجیب دیگری بطور مکرر برخورد می کنی و آن هم چیزی نیست جز تعداد زیاد بچه های قد و نیمقد !

مادری را دیدم که در حالی که حامله بود و بچه چند ماهه ای را هم در آغوش داشت،با دست دیگرش دست دختر بچه چهار پنج ساله ای را در دست داشت که خود این دختر دست بچه سه ساله ای را در دستش داشت و دست دیگر آن بچه سه ساله در دست پسر بچه ای بود که حداکثر یک سال از او بزرگتر بود ! تماشای سوار شدن این پنج نفر به داخل قطار شهری و رفتارشان در قطار با یکدیگر برای من جذابیت زیادی داشت.انگار هر یک از بچه های بزرگتر در مورد مسئولیت پذیری و رفتار با برادر یا خواهر کوچکتر خود کاملا آموزش دیده بود.

در این مورد پرس و جو و تحقیق کردم.ظاهرا بخاطر بزرگی بیش از حد کشور و جمعیت کم آن،دولت استرالیا هم در زمینه پذیرش مهاجرین جوان و آینده دار و آینده ساز فعال است و هم حمایت زیادی از زاد و ولد مردمش می نماید. اینگونه که می گفتند دولت استرالیا به ازای تولد هربچه تا سن هیجده سالگی آنها مبلغی در حدود هزار و پانصد دلار استرالیا به پدر و مادرآنها می پردازد و در نتیجه خانواده ای که مثلا شش یا هفت بچه دارند از چنان درآمدی برخوردار می گردند که نه تنها نیاز به کار ندارند،بلکه با توجه به حمایت های بیمه ای و آموزشی و ….. که هزینه های خیلی کمی دارند،حتی قادر به پس انداز برای آینده هم هستند!

در چنین وضعیتی ،شغلی بهتر از بچه سازی سراغ دارید؟!

لزوم ارتقای فرهنگی

دوشنبه, 12 دسامبر, 2011

تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست.

براي مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است.                                                                                                            

اما كشورهاي جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهي نداشتند، اكنون كشورهايي توسعه‌يافته و ثروتمند هستند.                                                                                       

تفاوت كشورهاي فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست. 

ژاپن كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوه‌هايي است كه مناسب كشاورزي و دامداري نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوري مي‌باشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر مي‌كند. 

مثال بعدي سوئيس است.

كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمي‌آيد اما بهترين شكلات‌هاي جهان را توليد و صادر مي‌كند. در سرزمين كوچك و سرد سوئيس كه تنها در چهار ماه سال مي‌توان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد مي‌شود.

سوئيس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شده‌است (بانك‌هاي سوئيس).  

افراد تحصيلکرده‌اي كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهاي فقير برخورد دارند براي ما مشخص مي‌كنند كه سطح هوش  و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در اين ميان ندارد.

نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي مي‌گيرند، در كشورهاي اروپايي به نيروهاي مولد و فعال تبديل مي‌شوند. 

پس تفاوت در چيست؟ 

تفاوت در رفتارهاي است كه در طول سال‌ها فرهنگ و دانش نام گرفته است. 

وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل مي‌كنيم، متوجه مي‌شويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروي مي‌كنند:

 

.1اخلاق به عنوان اصل پايه

.2وحدت

.3مسئوليت پذيري

.4احترام به قانون و مقررات

.5احترام به حقوق شهروندان ديگر

.6عشق به كار

.7تحمل سختي‌ها به منظور سرمايه‌گذاري روي آينده

.8ميل به ارائه كارهاي برتر و فوق‌العاده

.9نظم‌پذيري

 

اما در كشورهاي فقير تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي مي‌كنند.    

در کشور ما کسی که زیاد کار کند تراکتور نامیده می شود   

کسی که به قوانین احترام بگذارد بچه مثبت است  

کسی که  اخلاقیات را رعایت کند برچسب پاستوریزه خواهد گرفت  

 کسانی که حقوق دیگران را زیر پا می گذارند و افراد قالتاق، آدمهای زرنگ خوانده می شوند  

انسانهای منظم افراد خشک وبیحال هستند  

همه به دنبال یک شبه رفتن ره صد ساله   

بیایید از خودمان شروع کنیم

 و از همین لحظه  

ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبيعي نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بوده‌است.  

ما فقير هستيم براي اينكه رفتارمان چنين سبب شده‌است.

ما براي آموختن و رعايت اصول فوق كه (توسط كشورهاي پيشرفته شناسايي شده است) فاقد اهتمام لازم هستيم.