برچسب ها بـ ‘مرید’

نه مرادم نه مریدم

دوشنبه, 17 سپتامبر, 2018

نه مرادم نه مریدم ،
نه پیامم نه کلامم،
نه سلامم نه علیکم،
نه سپیدم نه سیاهم.
نه چنانم که تو گویی،
نه چنینم که تو خوانی ونه آن گونه که گفتند و شنیدی.
نه سمائم،
نه زمینم،
نه به زنجیر کسی بسته و نه برده‌ی دینم
نه سرابم،
نه برای دل تنهایی تو جام شرابم،
نه گرفتار و اسیرم،
نه حقیرم،
نه فرستاده پیرم،
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم، نه بهشتم
چنین است سرشتم
این سخن را من از امروز نه‌ گفتم،
نه‌ نوشتم،
بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم.
حقیقت نه به رنگ است و نه بو،
نه به های است و نه هو،
نه به این است و نه او،
نه به جام است و سبو…
گر به این نقطه رسیدی به تو سر بسته و در پرده بگویم،
تا کسی نشنود آن راز گهربار جهان را،
آنچه گفتند و سرودند تو آنی …
خود تو جان جهانی،
گر نهانی و عیانی،
تو همانی که همه عمر به دنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی
که خود آن نقطه عشقی
تو اسرار نهانی
همه جا تو
نه یک جای ،
نه یک پای،
همه‌ای
با همه‌ای
همهمه‌ای
تو سکوتی
تو خود باغ بهشتی.
تو به خود آمده از فلسفه‌ی چون و چرایی،
به‌ تو سوگند که این راز شنیدی و
نترسیدی و بیدار شدی،
در همه افلاک بزرگی،
نه که جزئی ،
نه چون آب در اندام سبوئی،
خود اوئی،
به‌خود آی
تا بدرخانه‌ی متروک هرکس ننشینی
و به‌ جز روشنی شعشعه‌ی پرتو خود
هیچ نبینی
و گل وصل بچینی
به‌خودآ.

کوچه مردها 194

چهار شنبه, 16 نوامبر, 2016

در این قسمت می خواهم به زندگی روحانی های آن زمان بپردازم.
روحانیون در زمان نهضت از زندگی بسیار ساده و بی پیرایه ای برخوردار بودند و به همین خاطر از احترام فوق العاده ای در جامعه برخوردار بودند.
مراجع تقلید و آیات عظام در آن زمان به شدت مورد توجه جامعه بودند و مردم برای رفع گرفتاری های خود به بیت آنها مراجعه می کردند و در زمان گرفتاری های عمومی هم دسته جمعی نزد ایشان پناه می بردند و شکایت می کردند و اعلامیه های ایشان حرکت جمعی بین مردم ایجاد می کرد.
یکی دوبار ساواک به مردمی که در بیت بعضی مراجع تحصن کرده بودند،یورش یرد و به آنها حمله کرد ولی چنان با واکنش خشمگینانه مردم مواجه شدند که دست از این کارها برداشتند.مردم نشان دادند که بی حرمتی به ایشان را در واقع بی حرمتی به ساحت امام زمان(ع)می دانند و با تمام وجود و خونشان از این حریم دفاع می کنند.
با وجود چنین حرمت و قدرتی،روحانیون از زندگی بسیار ساده و فقیرانه ای برخوردار بودند که همین مطلب عزت ایشان را نزد مردم چند برابر می کرد و در نظر همه ما،آنها موجوداتی مقدس بودند که برای دفاع از ارزش های اجتماعی و اسلام از همه چیز خود گذشته اند.
زندگی حاج آقا رضوی هم در محله ما همینگونه بود و ما که بارها در منزل ایشان برای هماهنگی امور حضور پیدا می کردیم با چشمان خود می دیدیم که ایشان تقریبا هیچ چیز شخصی(به جز چند گلیم و متکا و چند ظرف عادی برای غذا خوردن)ندارند و به دنبال هیچ مال و منالی هم نیست و همه زندگیش خلاصه شده در راه مبارزه برای پیروزی در مقابل ظالمان زمان.
همین مشاهدات بود که ما را مرید این مرد خدا کرده بود و حرف ها و خواسته هایش که همه برای مردم بود را با جان و دل می پذیرفتیم و در همه حرکت ها و عملیات ایشان را جلودار و پیشرو می دیدیم.او از همه چیز خود گذشته بود و از دستگیری و شکنجه و آزار و اذیت رژیم هم هیچ ترسی نداشت.
روحانیون قهرمانان جامعه ما در روزگار نهضت و مبارزه بودند.

هفته شیخ ابوالحسن خرقانی

شنبه, 30 نوامبر, 2013

به او اعتقاد دارم اما نتوانسته ام مرید شایسته ای برایش باشم.شیخ ابوالحسن خرقانی را می گویم که بسیار دوستش دارم.

بایزید بسطامی صد و پنجاه سال قبل از او به زیارت خرقان می رفت و وعده آمدنش را می داد و ابوعلی سینا و ابو سعید ابی الخیر و بسیاری دیگر زانوی ادب در مقابلش گذاشتند و سلطان محمود  گریان از نزدش بازگشت و این همه نمی تواند گویای بزرگی روح و افکار او باشد.

می خواهم  همه مطالب این هفته را به او اختصاص دهم تا شاید شما ساکنین معبد نوعدوستی را هم با او آشنا کنم.قبلا زندگی نامه و مطالب از او آورده ام که در مطالب همین وبلاگ می توانید بیابید اما مقام معنوی این مرد کجا و این تلاش های حقرانه کجا!؟

امیدوارم این کار موجب رضایت خداوند سبحان و گوشه چشمی از روح بزرگ شیخ به من آلوده دامان گردد.

چنین باد.

موفقیت و شکست

شنبه, 20 اکتبر, 2012

یکی از مریدان شیوانا مرد تاجری بود که ورشکست شده بود.روزی برای تصمیم گیری در مورد یک موضوع تجاری نیاز به مشاور بود.شیوانا از شاگردان خواست تا آن مرد تاجر را نزد او آورند. یکی از شاگردان به اعتراض گفت: اما او یک تاجر ورشکسته است و نمی توان به مشورتش اعتماد کرد. شیوانا پاسخ داد : شکست یک اتفاق است. یک شخص نیست! کسی که شکست خورده در مقایسه با کسی که چنین تجربه ای نداشته است، هزاران قدم جلوتراست. او روی دیگر موفقیت را به وضوح لمس کرده است و تارهای متصل به شکست را می شناسد. او بهتر از هر کس دیگری می تواند سیاهچاله های منجر به شکست را به ما نشان دهد.

وقتی کسی موفق می شود بدانید که چیزی یاد نگرفته است! اما وقتی کسی شکست می خورد آگاه باشید که او هزاران چیز یاد گرفته است که اگر شجاعت خود را از دست نداده باشد می تواند به دیگران منتقل کند. وقتی کسی شکست می خورد هرگز نگوئید او تا ابد شکست خورده است! بلکه بگوئید او هنوز موفق نشده است.

از بایزید بسطامی

چهار شنبه, 26 ژانویه, 2011

 

یکی از مریدان در راه مکه نزد او می‌رود. هنگام بازگشت دوباره پیش وی درمی‌آید و می‌گوید که خانه‌‌ی کعبه را دیده اما خداوند در آن نبوده است. بایزید او را می‌گوید: «خداوند خانه همواره در راه با تو بوده است.»

***********

گفتم ملکا تو را کجا جویم من

وز خلعت تو وصف کجا گویم من
گفتا که مرا مجو به عرش و به بهشت

نزد دل خود که نزد دل پویم من

**********

آتش بزنم بسوزم این مذهب و کیش

عشقت بنهم به جای مذهب در پیش
تا کی دارم عشق نهان در دل ریش

مقصود رهم تویی نه دین است و نه کیش

**********

چهل سال روی به خلق آوردم و ایشان را به حق خواندم، کسی مرا اجابت نکرد. روی از ایشان برگردانیدم و قصد حضرت کردم، همه را پیش از خویش آنجا یافتم.