برچسب ها بـ ‘مرکزیت’

ایران و ایرانی 90

چهار شنبه, 2 سپتامبر, 2015

در اجلاس داووس امسال به پنج چالش بنیادی جهان پرداخته شد. قبل از اینکه به داووس بروم جلسات آمادگی برای اجلاس سالانه مجمع جهانی اقتصاد تشکیل شده بود که امسال در دوبی بود و حدود 200 نفر در رشته‌های مختلف در بیش از 30 کمیته مختلف به مدت چهار روز بحث کردند تا این دستور کار را مشخص کنند. درباره این پنج چالش جهانی به قدری بحث شد تا اینکه به چارچوب اولویتی رسید و اولین اولویت آن که از همه مهم‌تر است درباره لیدرشیپ (Leadership) بود. من معتقدم واژه Leadership ترجمه فارسی ندارد چون ما مثلاً برای management از ترجمه مدیریت استفاده می‌کنیم و گاهی Leadership را هم مدیریت معنا می‌کنند، در حالی که این واژگان، معانی خاصی در فرهنگ حکمرانی دارند. وقتی می‌گوییم management در حکمرانی یعنی یک نفر وظایفی را که روی کاغذ مشخص شده، به سرانجام می‌رساند.

اما Leadership یعنی افرادی که در مسائل مختلف دارای یک بینش و افق دید هستند، برای اهدافی که مشخص می‌کنند ظرفیت ایجاد اجماع دارند. من نمی‌دانم چه واژه فارسی را در نظر بگیریم که همه اینها را یک‌جا جمع کند، در حالی که Leadership مفهومی جامع است. به هر حال در جلسات مختلفی مطرح شد که بزرگ‌ترین چالش جهانی در حکمرانی مساله Leadership است. در دوران قدیم حتی تا 20 سال گذشته کسانی که تصمیم‌گیری می‌کردند دایره محدودتری داشتند اما امروز در جهان برای تصمیم‌گیری، هم تعدد آرا خیلی زیاد شده و هم تضاد آرا و اجماع‌سازی کار بسیار سختی است، این به معنای آن نیست که گروه‌ها و جریان‌ها با هم درگیرند بلکه به این معناست که منافع بسیار گسترده شده است. فرض کنید الان در کشوری مانند چین، حزب کمونیست با مرکزیت و استقلالی که دارد وقتی می‌خواهد در مسائل مختلف اقتصادی سیاستگذاری کند با جریان‌های مختلف لابی روبه‌رو است.

چرا سازمان برنامه و بودجه؟2

سه شنبه, 10 فوریه, 2015

ﻣﻘﺪﻣﻪ
1- ﻫﺮ ﺳﺎل ﻣﻮﺳﻢ ﺑﻮدﺟﻪ ﺑﺎ ﻫﯿﺎﻫﻮي ﺑﺴﯿﺎر و ﻧﻮﯾﺪﻫﺎي ﻓﺮاوان ﺑﺎ ﺟﻮﻻن ارﻗﺎم ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن در ﺳﺮﻓﺼﻞ ﻫﺎي رﻧﮕﺎرﻧﮓ ﺑﺎ اﻣﯿﺪ ﺑﻪ اﯾﻦ ﮐﻪ دﺳﺘﺎورد ﮐﺎرﮐﺮد اﯾﻦ ﺳﻨﺪﻫﺎ (ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ و ﺑﻮدﺟﻪ ﻫﺎ) اﻓﺰاﯾﻨﺪه يِ “ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ”، ﻓﺮا ﻣﯽ رﺳﺪ و ﻓﺮو ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﺪ .وﻟﯿﮑﻦ ﻓﺮﺟﺎم ﮐﺎرﮐﺮد ﺑﻮدﺟﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﮐﺎﻫﺶ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ، ﮐﺎﻫﺶ ارزش ﭘﻮل ﻣﻠﯽ و ﺟﻮﻻن ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎن ﺗﻮرم اﻓﺴﺎر ﮔﺴﯿﺨﺘﻪ(ﺗﺎگ)ﻣﻨﺘﻬﯽ ﻣﯽ ﮔﺮدد و ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﭼﻨﺪ ﭘﺮﺳﺶ در ذﻫﻦ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺟﻮﻻن در ﻣﯽ آﯾﺪ :
1 – ﺷﺎﯾﺪ اﻧﺪازه يِ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﻧﯿﺴﺖ؟
2 – ﺷﺎﯾﺪ ﺳﺮﻓﺼﻞ ﻫﺎي ﺑﻮدﺟﻪ از ﯾﮑﭙﺎرﭼﮕﯽ ارﮔﺎﻧﯿﮏ ﮐﻪ در ﭘﯽ اﻓﺰاﯾﺶ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺑﺮﺧﻮردار ﻧﯿﺴﺖ؟
3 – ﺷﺎﯾﺪ اﻓﺰاﯾﺶ “ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ” ﯾﮕﺎﻧﻪ ﻫﺪف ﺳﻨﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺑﻮدﺟﻪ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺖ؟
4 – ﺷﺎﯾﺪ اﺳﺎﺳﺎ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﻣﻔﺮوﺿﺎت ﺑﻨﯿﺎدي آن و ﺗﺌﻮري ﻫﺎي ﭘﺸﺘﯿﺒﺎن ، درﺳﺖ ﺗﻌﺮﯾﻒ و ﺗﺒﯿﯿﻦ ﻧﺸﺪه ﺑﺎﺷﺪ؟
5 – ﺷﺎﯾﺪ ﻧﻬﺎد ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي و ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ در ﺗﺪارك و ﺗﺎﻣﯿﻦ ﺳﺮﻓﺼﻞ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﻧﻬﺎد ﺗﺪارﮐﺎت ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪ ﻧﯿﺴﺖ؟
-6 و…….. ﭘﺮﺳﺶ ﻫﺎي دﯾﮕﺮ ﻣﺎ را ﺑﺮ آن داﺷﺖ ﺗﺎ در اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﺑﻪ ﻧﻘﺶ و ﺟﺎﯾﮕﺎه ﻧﻬﺎد ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي و ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ و ﯾﺎ ﻫﻤﺎن ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺑﻮدﺟﻪ ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺷﻮد.
ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﭘﯿﺸﺎﭘﯿﺶ ﺑﺮ ﻫﺮ ﻓﺮد ﺑﯽ ﻃﺮﻓﯽ روﺷﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺎﺗﻮاﻧﯽ و ﮐﻢ ﺗﻮاﻧﯽ ﻧﻬﺎد ﻣﺰﺑﻮر ﻣﺸﺨﺼﺎ ﺑﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ واﺑﺴﺘﻪ اﺳﺖ و از اﯾﻦ ﻧﮕﺎه ﺷﺎﯾﺪ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﻮد ﻣﻮﺿﻮع ﺑﺎ ﻣﺮﮐﺰﯾﺖ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﺑﺮرﺳﯽ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﯽ ﮔﺮدﯾﺪ. اﻣﺎ اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻮان ﺗﺨﺼﺼﯽ و ﻧﯿﺰ ﺳﺎﺑﻘﻪ يِ ﺑﯿﺶ از60ساله اﯾﻦ ﻧﻬﺎد ، ﻣﻮﺿﻮع را ﺑﺎ ﻣﺮﮐﺰﯾﺖ اﯾﻦ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﮐﺎﻧﻮن دوﻟﺖ ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ. و اﯾﻦ ﺟﺴﺘﺎر ﺑﺎ ﺑﻬﺮه ﮔﯿﺮي از ﮐﺎرﮐﺮد ﺗﺮازو و آﯾﯿﻦ ﺗﺮازي و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻧﻈﺮﯾﻪ يِ ﻣﻘﺪاري ﭘﻮل ﮐﻪ در اداﻣﻪ ﺑﻪ آن ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ از ﻧﻬﺎد ﻣﺰﺑﻮر اﻧﺘﻈﺎر دارد ﮐﻪ ﻫﺮ ﯾﮏ رﯾﺎل ﺑﻮدﺟﻪ ﮐﻪ ﺑﺮاي ﻫﺮ ﺳﺮﻓﺼﻞ ، ﻧﻬﺎد و ﯾﺎ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻣﻘﺮر ﻣﯽ دارد ﺑﻨﺎ ﺑﻪ اﺻﻮل ﻣﺴﻠﻢ اﻗﺘﺼﺎدي ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت در ﺳﻮي دﯾﮕﺮ ﺑﯿﺎﻧﺠﺎﻣﺪ و اﯾﻦ ﺧﻮاﺳﺖ از ﻧﻬﺎد ﺗﺨﺼﺼﯽ ﯾﺎد ﺷﺪه ، ﺧﻮاﺳﺖ ﻋﻠﻤﯽ و ﻧﯿﺰ اﺧﻼﻗﯽ اﺳﺖ.در ﺑﯿﺎن دﯾﮕﺮ ﺑﺎ در ﻧﻈﺮ داﺷﺖ ﺗﻮان ﺗﺨﺼﺼﯽ اﯾﻦ ﻧﻬﺎد و ﺳﺒﻘﻪ اﺟﺮاﺋﯽ آن،در صورت بی اعتمادی به این رابطه اتحادی،در هم ریختگی در همه زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حتمی است.
پس در این بررسی ابتدا گذشته این سازمان از بعد از انقلاب اسلامی که توسط آقای جنت تهیه و تنظیم گردیده و پیشتر در روزنامه دنیای اقتصاد منتشر گردیده،عینا نقل می گردد.سپس با آشکار سازی نوسان آشوبی در گذشته این نهاد،ارتباط آن با نوسان آشوبی در متغیرهای اقتصادی در بازه زمانی گفته شده به عنوان نتیجه ،بررسی می گردد.آنگاه خواست و انتظار این نوشته از نهاد مزبور در نبود کنش حزبیدن و نبود تئوری های روشن صیانتی دولتها،که مانند یک نهاد تدارکات دولت رفتار نماید و بهینه ترین راه های تامین کالا و خدمات برای سرفصل های صیانتی دولت تدارک نماید که سرانجام افزاینده”نیروی مردم و جامعه” گردد ،این نوشته پایان می یابد.
ضمنا بیان واژه “تدارکات” فروکاست یا خوارداشت این سازمان نبوده بلکه تاکید بر این واژه فقط و فقط به منظور آشکارسازی هرچه بیشتر ماموریت کانونی این سازمان و همچنین همه فهم بودن آن،مراد بوده است.