برچسب ها بـ ‘مربی’

از بیگانه هم می توان آموخت

شنبه, 29 ژوئن, 2013

ما در زبان پارسی،هر غیر ایرانی را بیگانه می نامیم،اما بعضی وقتها اتفاقاتی می افتد که انگار باید در این موضوع تجدید نظر کنیم!

مربی تیم فوتبال ایران،آقای کارلوس کیروش یکی از این وضعیت ها را به وجود آورده است:

– در مواجهه با ناز کردن غیر موجه یکی دو بازیکن برای بازی در تیم ملی،چنان موضع جانانه ای گرفت که تا ابد در تاریخ ورزش ایران خواهد ماند و در مقابل تمام شرکای جرم این دو بازیکن که اصرار بر بخشیدن آنها داشتند،قدمی عقب نگذاشت.

– در مقابل بی ادبی مربی کره جنوبی،چنان دفاع تمام قدی از ایران و ایرانی کرد که هیچیک از مسئولان خودمان نکردند!

– در مقابل سوال شیطنت آمیز خبرنگاران خارجی در مورد نحوه زندگی در ایران،کشور ما را وطن خود عنوان نمود.

به راستی آیا او یک بیگانه است!؟

ایران و ایرانی 38

یکشنبه, 20 ژانویه, 2013

مربی و مشوق و رسوم خوب و رهبران خوب که بفرض در اختیار ملت های “پیش افتاده خوشبخت” وجود دارد،مگر از آسمان یا خارج از کشور به نزدشان آمده است و از خود مردم و محیط نجوشیده است؟

پس در هر حال مسئله به خود ما برمی گردد و باید دید که چطور شد از میان آنها مربی و مشوق و معتقدات و رهبران خوب بیرون آمد؟ و اگر بگوییم که:دلیلش این است که آنها دارای تربیت و تمدنند،با چنین بیانی گرفتار دور تسلسل خواهیم شد.

خیلی از درس خوانده ها تقصیر نابسامانیها و عقب افتادگی ها را به گردن امثال اسکندر ،حمله اعراب،چنگیز،تیمور و بالاخره سیاست خارجی و استعمار قرن اخیر که تماما از خارج وارد شده است، می اندازند.در قدیم نیز پای قسمت و تقدیر یا فلک غدار را پیش می کشیدند.در حالی که حوادث و عوامل خارجی ،چه آسمانی و چه زمینی ،اولا برای همه ملتهای دنیا بوده و هست،و ثانیا با قبول اینکه موثر است تازه یکطرف قضیه را تشکیل می دهد.طرف دیگر قضیه که از مقابل و ترکیب یا عکس العمل آن با طرف اول،سرنوشت شخص یا ملت را تعیین می نماید،خود مردمند.

البته نمی توان انکار کرد که هم تشکیلات و سازمان یک جامعه عامل موثر در طرز ساختمان مردم است،هم تعلیم و تربیت نقش بزرگی بازی می کند،هم حوادث طبیعی و هم حرکات خارج از مرزی….

و هم خیلی چیزهای دیگر،که مهمتر از همه آنها خصائل نژادی و ساختمان موروثی جسمی و فکری و روانی فرد و اجتماع است.شما بر حسب آنکه از نطفه و جنین چه خصوصیاتی را به ارث برده باشید،استعدادها و امکانات معینی در وجودتان پرورش پیدا می کند و آن استعدادها و امکانات هستند که در برخورد با موثرهای محیطی و تربیتی ،پذیرش متناسبی را بروز داده ،عکس العملها و افعال و مکتسبات شما را تنظیم می نمایند.

مسلم است که بشر را با تربیت و تلقین و تمرین نیز می توان تغییر داد اما علاوه بر آنکه تربیت کننده بالاخره فرد برخاسته ای از میان محیط و مردم است ،متخصصین علم تعلیم و تربیت هم قبول دارند و این یک نظر کلاسیک است که :برنامه تربیتی نیز تا حدود زیادی باید بر حسب کیفیات نژادی و روحی و استعدادهای موروثی تنظیم و تطبیق داده شود.

 

اگر من…….بودم

شنبه, 5 نوامبر, 2011

اگر من یک مربی مهد کودک بودم

هزاران بار از اینکه کار مرا،خدمت به فرشتگان کوچکش بر روی زمین قرار داده،شاکرش بودم

و به عنوان سپاس از این لطف

هرروز که ناراحت و عصبانی بودم،به سرکار نمی آمدم

و روزهایی که در مهد کودک حاضر بودم

کودکی می شدم که با کودکان دیگر می گوید و پای می کوبد و می خواند و میرقصد و بازی می کند

رنگین ترین نقاشی ها را با آنها می کشیدم

لطیف ترین ترانه ها را با آنها می خواندم

و لحظه ای از شنیدن حرفها و رویاهای قشنگشان باز نمی ماندم

دنیای بچه ها،زیباترین دنیاهاست.