برچسب ها بـ ‘مرام’

از سر خستگی 4

شنبه, 17 مارس, 2018

وبه قول فریدون مشیری:
دل که تنگ است کجا باید رفت ؟
به در و دشت و دمن ؟
یا به باغ و گل و گلزار و چمن ؟
یا به یک خلوت و تنهایی امن
دل که تنگ است کجا باید رفت ؟
پیرفرزانه من بانگ برآورد
که این حرف نکوست ،
دل که تنگ است برو خانه دوست
شانه اش جایگه گریه تو
سخنش راه گشا
بوسه اش مرهم زخم دل توست
عشق او چاره دلتنگی توست
دل که تنگ است برو خانه دوست
خانه اش خانه توست
باز گفتم:
خانه دوست کجاست ؟
گفت پیدایش کن
بروآنجاکه پر از مهر و صفاست
گفتمش در پاسخ:
دوستانی دارم
بهتر از برگ درخت
که دعایم گویند و دعاشان گویم ،
یادشان در دل من ،
قلبشان منزل من
صافى آب مرا ياد تو انداخت ، رفيق
تو دلت سبز ، لبت سرخ ، چراغت روشن
چرخ روزيت هميشه چرخان
نفست داغ ، تنت گرم ،
دعايت با من
روزهايت پى هم خوش باشد
خداوند عاشق ماست و به خاطر این عشق،سخت نگران ما!
نگران گناهانمان نباید باشیم که او عاشق ماست و منتظر بازگشت ما به سمت و راه و مرام او.
“راه عشق و مرام عاشقان”
عاشقانه گفتن و نوشتن را کنار بگذاریم
عاشقانه عمل کنیم
با خدمت صادقانه به همنوعانمان
تخلقوا به اخلاق الله

مرام جوانمردان

شنبه, 13 سپتامبر, 2014

جوانمرد
در تنهایی خود
سر فرو می برد و در سوگ آرزوهای دل خود،زاری کند
و چون نیازمندی ندا در داد
سر بلند کند و به یاریش برخیزد
این تنها دلیل زندگی جوانمرد است
این است مرام جوانمردان