برچسب ها بـ ‘محیط زیست’

توسعه یعنی چه؟ 3

چهار شنبه, 21 فوریه, 2018

احترام واقعی به محیط زیست
در هیچ نقطه از کره و ژاپن و در قریب به اتفاق فضاهای طبیعی که در مالزی دیدم، کوچکترین زباله ای ندیدم. این نشان می داد که احترام به محیط زیست یک ارزش واقعی در این کشورهاست و مگر می شود بدون نگهداری صحیح از محیط زیست، توسعه را بر آن سوار کرد؟
در کره و ژاپن، صدها درخت دیدم که برای مراقبت از آنها، چوب هایی را به تنه درختان بسته بودند ولی برای این که خدای ناکرده زخمی بر پوست درخت بنشیند، با محل تلاقی چوب و درخت را با یارچه پوشانده بودند.

پیش بینی و دقت در جزئیات
به ویژه در ژاپن، در همه جا پیش بینی جزئی ترین امور و دقت در جزئیات به وضوح قابل مشاهده بود. به عبارت بهتر، همه اتفاقات احتمالی پیش رو ، با جزئیات دقیق پیش بینی شده و برایشان تمهیدی اندیشیده شده بود.
مثلاً اگر فردی با کودکی در آغوش بخواهد به دستشویی برود، کودک را چه کند؟
در اکثر دستشویی های عمومی توکیو، صندلی مخصوص کودک داخل دستشویی پیش بینی شده بود تا فرد در طول مدت استفاده از دستشویی، کودکش را آنجا بگذارد و جلوی چشمش باشد.
یا در سالنی که صندلی ها پشت سر هم ردیف شده اند، کیف یا کاپشن را چه باید کرد؟ یک آویز تاشو، پشت صندلی ردیف جلویی پیش بینی شده بود.
تمام مسیرهای خیابانی و مترویی، با موزائیک های برجسته، نابینایان را راهنمایی می کرد.
در پله های برقی، مردم سمت چپ می ایستادند و سمت راست را خالی می کردند تا اگر کسی عجله داشت، بتواند از سمت راست، حرکت کند.
همین دقت در جزئیات در زندگی روزمره است که به دقت در جزئیات در تکنولوژی ژاپن و کره منتهی شده و در ترکیب با تمرکز و آموزش و نظم و کار و همکاری و … محصولات آنها را جهانی کرده است.
هر چند قطعاً عوامل رشد و توسعه این کشورها به همین چند مورد ختم نمی شود ولی در مجموع، آنچه مسلم است این که این کشورها، وقتی تصمیم به توسعه گرفتند، واقعاً چنین تصمیمی گرفتند و چون تصمیم شان واقعی و از سر دوست داشتن وطن بود، بدون شعار زدگی هر مانعی که سر راه توسعه بود را از میان برداشتند و بر می دارند. به بیان دیگر، در دو راهی های انتخاب، این سوال را مطرح می کنند: کدام راه برای توسعه کشور مفیدتر است و بی هیچ تعارف و شعاری همان راه را بر می گزینند و ثمره اش را نیز می بینند.
توسعه نه اتفاقی است و نه شعاری، بلکه محصول مجموعه ای از عوامل است که در صدرشان، تصمیم جدی برای توسعه قرار دارد.
تعارف را باید کنار گذاشت و به این سوال به طور جدی و تاریخی اندیشید: “ایران ما، در مسیر توسعه است؟”

مقالات 106

یکشنبه, 20 آگوست, 2017

دکتر محمود سریع القلم 5

آیا برای ما موضوعیت دارد که کشور‌های عربی خلیج‌فارس طی 11 سال گذشته، 728 میلیارد دلار اسلحه خریده یا سفارش داده‌اند؟ آیا می‌دانیم که جمعیت منطقه خاورمیانه در 35 سال آینده به 660 میلیون نفر خواهد رسید؟ چالش بزرگ فکری ما، رهیافتی جدید نسبت به کشورهای عربی منطقه است. اما هدف اصلیِ این رهیافت جدید، باید ایران، قدرت اقتصادی ایران، اهمیت  احترام ایران، اصلاح محیط زیست ایران و آینده و کیفیت زندگی مردم ایران باشد. افزایش درآمد، تنوع درآمد و تداوم کسب درآمد مبنا هستند تا آنکه امنیت و فرهنگ حفظ شوند. استراتژی ناگفته بسیاری از همسایگان، فقیر نگه داشتن ایران است.

نیاز داریم تا از سیاست خارجی تدافعی به سیاست خارجی اقتصادی منتقل شویم. مدیریت کارآمد کشور بدون ارتباطات گسترده با قدرت‌های میانی امکان‌پذیر نیست زیرا برای به‌روز کردن کشور نیاز به دانش و روش‌های جدید داریم. خود را از صفحه اول روزنامه‌های جهان خارج کنیم. مانند کره‌ای‌ها، ژاپنی‌ها و چینی‌ها آرام کار کنیم. خود را به طور قربانی نشان دادن، نوعی نمایشِ ضعف است. شعاع دوایر مدیریتی در کشور را قدری بزرگ‌تر بگیریم. حکمرانی و سیاست‌ورزی با ارقام است. آیا آرمانی بالاتر از خوب زندگی کردن اقتصادی و فرهنگی مردم ایران وجود دارد؟

یادی از گذشته!

چهار شنبه, 28 ژوئن, 2017

انتخابات گذشت.همه وعده ها هم احتمالا فراموش خواهند شد!

اما یادآوری بعضی از اتفاقات می تواند همیشه مفید باشد.به یکی از آنها توجه فرمایید:

هزارو ٦٣٦ نفر برای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری که قرار است ٢٩ اردیبهشت ۹۶ برگزار شود ثبت‌نام کردند. از این تعداد تنها کمتر از ٣٠ نفر چهره‌های شناخته‌شده حوزه سیاست هستند و حدود هزارو ٦٠٠ نفر دیگر را کمتر کسی می‌شناسد. او هم یکی از همین هزارو ٦٠٠ نفر بود، روز سوم نام‌نویسی، از روستای کوچکشان در استان کرمانشاه به تهران آمد و یک‌راست راهی وزارت کشور شد تا همگام با خیل جمعیت ثبت‌نام‌کنندگانی که سوژه خبرنگاران و دوربین‌های‌ عکاسی می‌شدند نامش را ثبت کند و مثل بقیه انگشت جوهری و شناسنامه‌اش را رو به آنها بگیرد، بعد هم لابد قرار بود برگردد روستایشان، اما انتشار یک فیلم کوتاه دودقیقه‌ای از او در خبرگزاری فارس که خبرنگارش تلاش می‌کرد مثل همه دیگر ثبت‌نام‌کنندگان مشابه با سؤالات کنایه‌دار دستش بیندازد، اما حرف‌ها و نظراتش خیلی‌ها را به فکر فروبرد یا وادار به تحسینش کرد؛ فیلمی که خبرگزاری برای آن چنین تیتری زد: «کاندیدای ریاست‌جمهوری: برای سوژه‌خنده آمده‌ام!»

به گزارش شرق، صحبت‌های مرد روستایی با کلاهی بر سر خطاب به خبرنگار این‌طور شروع می‌شود: «شما دارین یه فیلم طنزی درست می‌کنین که همشهریام بهم بخندن! من با چهارم ابتدایی صلاحیت این کار را ندارم».

در ادامه فیلم، خبرنگار از او می‌پرسد پس چرا آمدی؟ و کسی دیگر از پشت دوربین می‌گوید آمده برای خنده. پاسخ او اما این‌طور است: «من نماینده محیط‌زیستم در استان کرمانشاه، آمدم اینجا که شاید صدایم به جایی برسد که چرا ما محیط زیستمان را داریم به اسم انسانیت تخریب می‌کنیم؟ این شاید تلنگری باشد برای رئیس‌جمهور آینده که چرا فرهنگ روستانشینی باید از بین برود و این وعده را من می‌دهم که در جامعه بشری هیچ‌گونه مشکل بی‌کاری ما نداریم، بلکه ما فرهنگ کارکردن را نداریم».
در ادامه این فیلم چند خبرنگار دیگر از جمله صداوسیما به سراغش می‌آیند و مرد دوباره حرف‌هایش را ادامه می‌دهد: «من خودم می‌دانم صلاحیت ریاست‌جمهوری را ندارم، فقط آمده‌ام به‌عنوان نماینده محیط‌زیست و انجمن حمایت از حقوق حیوانات کرمانشاه که پیامم را برسانم، اینکه ما هنوز حقوق حیوانات را رعایت نمی‌کنیم چطور می‌خواهیم حقوق بشری را رعایت کنیم؟ عدالت اجتماعی یعنی گذاشتن هر چیز در جای خودش، باید فرهنگ روستانشینی حفظ شود، الان دام‌پروری در استان ما از بین رفته است، این زیاده‌خواهی و لذت‌طلبی و جاه‌طلبی که شکل گرفته باعث شده بشریت تمام محیط زیست را از بین ببرد…».

شرق در ادامه نوشت: انتشار این فیلم در شبکه‌های‌ اجتماعی موجی از تحسین را به دنبال داشت. بااین‌حال هیچ ردی از او وجود نداشت، جز اینکه مردی میان‌سال و دوستدار محیط زیست از کرمانشاه است. به همین خاطر برای جست‌وجوی او دست‌به‌دامن فعالان و مسئولان محیط زیست این استان شدم، در نهایت شماره تلفن و نامش معلوم شد؛ «علی جلیلیان» اهل روستایی نزدیک شهر کرمانشاه، شماره‌اش را که گرفتم، صدای آشنای خودش پاسخ داد: من علی جلیلیان هستم، اهل روستای چشمه‌سفید در سه‌کیلومتری شهر کرمانشاه به سمت اسلام‌آباد غرب، تا چهارم ابتدایی بیشتر درس نخواندم و رزمنده و آزاده هم هستم، دوسال‌وچندماه در اسارت بودم و شغلم آزاد است، مدت‌ها میوه‌فروشی و کارهای دیگر می‌کردم و الان هم بی‌کار هستم.

روز ثبت‌نام گفتید که فقط آمده‌ام به‌عنوان نماینده محیط زیست و انجمن حمایت از حقوق حیوانات کرمانشاه پیامم را برسانم، پیامتان را هم تا حدود زیادی رساندید و خیلی‌ها آن را دیدند، دلیل این دل‌نگرانی شما برای محیط زیست و حقوق حیوانات چیست؟

از زمان اسارت در عراق این حس لزوم احترام به حقوق حیوانات در من به وجود آمد، به‌خصوص برای الاغ‌ها که به نظر من، ما انسان‌ها همیشه تاریخ در حق آنها بسیار ظلم کرده‌ایم. این حیوان با وجودی که در طول تاریخ تمدن بشری بسیار به انسان خدمت کرده، اما همیشه مورد ظلم و بی‌عدالتی انسان‌ها واقع شده، حتی از اسمش به‌عنوان توهین و تحقیر استفاده می‌کنیم.

از بین همه حیوانات، چرا بیشتر از همه روی الاغ تأکید می‌کنید؟

چون بقیه حیوانات هرکدام به دلیلی کسانی هستند که نگرانشان باشند، حیوانات اهلی چون ارزش مالی دارند برای صاحبانشان مهم هستند، حیوانات وحشی هم که مورد توجه محیط زیست هستند، اما الاغ‌ها هیچ‌کس را ندارند، از طرفی من نمی‌دانم چرا برای انسان متمدن باید حیوان درنده‌ای مثل شیر به‌عنوان نماد قدرت و ابهت و چیزهای خوب باشد و از آن الگو بگیریم، مگر ما جنگلی هستیم که شیر برایمان سلطان باشد؟ شیر چه ارجحیتی بر حیوان مهربان، صبور، زحمتکش و بی‌آزاری مثل الاغ دارد که ما انسان‌ها آن یکی را نماد قدرت می‌دانیم و این یکی را نماد توهین و بی‌عقلی؟

برای این دغدغه‌های‌ خودتان و برای حفظ حقوق همین حیوان آیا کاری هم کرده‌اید؟

بله، من چندین‌سال است که با هزینه و تلاش خودم، در فصل زمستان الاغ‌های‌ رهاشده را که به امان خدا در طبیعت ول می‌کنند جمع‌آوری کرده و از آنها نگهداری می‌کنم، برایشان خوراکی و علوفه و… جمع می‌کنم تا زمستان تمام بشود، بعد دوباره آنها را رها می‌کنم، چون در بهار و تابستان برای تغذیه مشکلی ندارند. در این سال‌ها هربار از تعدادی الاغ نگهداری کرده‌ام؛ یک سال ٤٥ تا و همین زمستان گذشته سه رأس الاغ را، بین آنها حیواناتی که معیوب هستند و مشکل دارند هم هست؛ مثلا چند سال پیش از الاغی نگهداری می‌کردم که پایش از مچ قطع شده بود. البته در سال‌های اخیر چون دوباره این حیوان ارزش مادی پیدا کرده خوشبختانه کمتر آنها را در طبیعت رها می‌کنند.

این‌همه دل‌نگرانی و زحمت برای حفاظت از الاغ‌ها کمی عجیب نیست، چرا این‌قدر نگران این حیوان هستید؟

اشتباه نکنید، من نگران انسان‌ها هستم؛ انسان‌هایی که قدرنشناس شده‌اند، تا زمانی که این حیوان به دردشان می‌خورد از آن نگهداری می‌کردند و روی آن بار می‌کشیدند، اما حالا که به آن نیازی ندارند رهایش می‌کنند تا از بین برود، این ناسپاسی و قدرنشناسی برخلاف روحیه اخلاقی و انسانی است. اطرافیان و نزدیکانم هم به من می‌گویند تو دیوانه شده‌ای که این‌همه به فکر الاغ‌ها هستی، البته این مال قبلا بود، الان دیگر پذیرفته‌اند، چون می‌دانند دغدغه من انسانی و اخلاقی است، ما تا زمانی که حقوق حیوانات را رعایت نکنیم نمی‌توانیم حقوق انسان‌ها را رعایت کنیم.

آن‌طور که علی جلیلیان، اهل روستای محروم چشمه‌سفید در کرمانشاه به «شرق» می‌گوید، او حتی یک کانال تلگرامی برای رساندن پیام خود درباره لزوم رعایت حقوق این حیوان هم راه‌اندازی کرده و در آن عکس‌ها و مطالبی درباره کارهای خود و با محوریت حقوق حیوانات منتشر می‌کند.

آلودگی 1

شنبه, 27 می, 2017

انسان بصورت عقلانی باید از هرنوع آلودگی دوری نماید اما در عمل کاملا در خلاف این جهت گام برمی دارد!
به طور کلی می توان آلودگی ها را به دو دسته تقسیم نمود:
1 – آلودگی جسمی یا محیط زیست:نابود کننده جسم آدمی
شاید در این مورد نیاز به توضیح زیادی نباشد: آلودگی شدید هوا در شهرهای بزرگ،روند مستمر نابودی جنگل ها و فضای سبز طبیعی شهرهای کوچک و روستاها،خشک شدن مرداب ها و دریاچه ها،امواج مضر موجود در فضای محیط زیست انسان،آلودگی آب ها،خاکها و…..ده ها مثال دیگر،هرگونه تردیدی را در این زمینه از بین می برد.
بشریت با جدیت و تلاش عجیبی در حال تیشه زدن به ریشه زندگی و هستی خود است!
2 – آلودگی روحی یا فرهنگی: نابود کننده روح انسان
رواج دروغ،استثمار دیگران،سعی در فریب جامعه برای اهداف دنیایی و مادی،تلاش برای رسیدن به ثروت نامحدود و در نتیجه شکاف طبقاتی و فقر بسیاری دیگر از مردم و…….،همگی حکایت از بیماری روحی اکثریت ما و در نتیجه جامعه می نماید.
با توجه به مطالب قبلی برای ریشه کن نمودن این مطالب آیا نمی توان نتیجه گرفت که “آلودگی روحی” علت است و “آلودگی جسمی” معلول؟
هرکس که “منافع فردی” خود را بر “منافع جمعی” جامعه مقدم بداند،روحش آلوده است و نیاز به پالایش روحی دارد. با این حساب می توان گفت: آلودگی جسم و محیط زیست هم تابعی از آلودگی روح است.
حالا دیگر شاید شما هم با من هم عقیده باشید که هم آلودگی محیط زیست و هم آلودگی روحی تابعی از “آلودگی فرهنگی” هستند.

ایران و ایرانی 97

چهار شنبه, 23 دسامبر, 2015

خشکسالی یک موضوع جهانی است ولی گفته می‌شود راه‌حل دارد و همکاری بین کشورها می‌تواند این مسائل را بهتر حل کند. چالش دیگری که در داووس مورد بحث قرار گرفت، مساله محیط زیست بود. دولت‌ها در حال فشار به شرکت‌های خصوصی هستند و هزینه‌ها را برای شرکت‌هایی که آلودگی محیط زیستی ایجاد می‌کنند، افزایش می‌دهند. الان در آلمان اکثر شرکت‌هایی را که آلودگی ایجاد می‌کنند مجبور کرده‌اند که سبز شوند یا خاک آلمان را ترک کنند. این یک جریان جدی در آمریکاست. چینی‌ها هم به خصوص در دوره رئیس‌جمهور جدید در این باره برنامه‌ریزی‌های جدی کرده‌اند. نخست‌وزیر چین که در داووس امسال هم شرکت کرده بود خیلی به این موضوع توجه داشت و می‌گفت از اولویت‌های بسیار مهم ما با نرخ رشد اقتصادی 6.8 درصد، پرداختن به مسائل محیط زیست است.

نکته‌ای که امسال به‌طور گسترده مطرح شد این بود که جهان ثروتمندتر می‌شود، اما سوال این است که آیا این ثروت توزیع هم می‌شود یا نه؟ آماری که امسال محققان داووس استخراج کرده بودند به این شرح است که 41 درصد ثروت جهان در اختیار 0.7 درصد مردم است. 42.3 درصد دیگر ثروت نزد 7.7 درصد مردم جهان است. یعنی در مجموع 83.3 درصد ثروت نزد 8.4 درصد مردم جهان است. 13.7 درصد ثروت نیز متعلق به 22.9 درصد مردم جهان است و از همه جذاب‌تر اینکه فقط سه درصد ثروت جهان نزد 68.7 درصد مردم جهان است. امسال در 22 میزگرد داووس شرکت کردم و میزگردی نبود که یک سیاستمدار، فعال اجتماعی و حتی بعضاً مدیران شرکت‌ها اشاره نکنند که این فاصله طبقاتی در جهان بسیار جدی است و آینده بشریت را تهدید می‌کند.
یکی از دلایلی که ثروت در دنیا متمرکز می‌شود، به خاطر ادغام شرکت‌هاست. نقدینگی گسترده‌ای وجود دارد که تبدیل به ادغام می‌شود. برای اینکه افراد و شرکت‌ها پول نقد را نگه ندارند، آن را تبدیل به مالکیت و دارایی‌های مولد می‌کنند و یک شرکت را می‌خرند و طبعاً سرمایه‌گذاری‌هایی می‌کنند که سود داشته باشند. اخیراً شرکت فیس‌بوک، واتس‌آپ را به قیمت 21 میلیارد و 800 میلیون دلار خرید. الان اکثر سوپرمارکت‌هایی که در اروپاست و حالت زنجیره‌ای دارند، سرمایه‌گذاران‌شان از کشورهای عربی هستند، چون مطمئن هستند همیشه بازار خواهند داشت. مثلاً ببینید یک درصد مردم آمریکا، 46 درصد مالیات این کشور را پرداخت می‌کنند.
در غرب، جوامع به لحاظ اقتصادی قطبی می‌شوند و این کاملاً روشن است. الان تقریباً 40 درصد تولید اروپا و آمریکا صرف صادرات می‌شود که بازارهای آن در آسیاست. بازارهای مصرفی آسیا به اقتصاد اروپا و آمریکای شمالی کمک می‌کند که بتوانند موقعیت‌های جهانی خودشان را حفظ کنند. تقریباً 40 درصد GDP آمریکا مربوط به صادرات است. به همین دلیل است که کاهش قیمت نفت، محرک جدیدی برای رشد اقتصادی آسیا خواهد بود که می‌تواند به صورت زنجیره‌ای، وضعیت اروپا و آمریکای شمالی را هم بهتر کند، تا بتوانند بازارهای آنها را به اصطلاح تامین کنند. شرکتی مثل بی‌ام‌و (BMW) در شش‌ماهه دوم سال گذشته میلادی، 17 هزار اتومبیل در چین فروخت که این نسبت به سال گذشته 40 درصد افزایش داشته است که این وضعیت برای دیگر شرکت‌های غربی هم صادق است.

ایران و ایرانی 96

چهار شنبه, 9 دسامبر, 2015

اما حدود یک‌چهارم رقابت‌های ژئواستراتژیک و استراتژیک مربوط به منطقه خاورمیانه است، در حالی که آفریقا از مناطق نسبتاً امن دنیا محسوب می‌شود، جایی که زمینه کار و فعالیت در آن روز‌به‌روز گسترش پیدا می‌کند، گرچه کُند است اما در حال توسعه است. جمعیت آفریقا در سال 2050 یعنی 35 سال آینده، از یک میلیارد و 30 میلیون نفر فعلی به دو میلیارد نفر خواهد رسید. شما تصور کنید اگر ما به 30 سال آینده ایران فکر کنیم با توجه به نزدیکی جغرافیایی‌ای که بین ایران و آفریقاست، چه زمینه‌های سرمایه‌گذاری و کار و فعالیتی برای کارآفرینان ایرانی در آفریقا وجود دارد.

پیش‌بینی درباره جمعیت جهان در داووس امسال بسیار جذاب بود. طبق آمار ارائه‌شده در سال 2100 میلادی، جمعیت غرب حدود 10 درصد از جمعیت جهان خواهد بود و 80 درصد جمعیت جهان در آسیا و آفریقا خواهد بود.
این به نظر من می‌تواند خبر بسیار مهمی برای آینده اقتصاد ایران باشد. اگر بتوانیم طبق این دورنما برنامه‌ریزی کنیم، در 30 سال آینده، 500 میلیون نفر به طبقات متوسط در آسیا اضافه خواهد شد و به همین دلیل است که در داووس سه میزگرد در رابطه با تولید غذا و امنیت غذایی برگزار شد. تولید غذا در سطح جهانی موضوع بسیار مهمی است که در حال مکانیزه و حرفه‌ای شدن است. شرکت‌های آسیایی زیادی در آفریقا زمین خریده‌اند و مواد غذایی تولید می‌کنند.

چون بسیاری از کشورهای آسیایی کوچک هستند ترجیح می‌دهند از زمینی که دارند بیشتر برای صنعت استفاده کنند و فعالیت کشاورزی هم زمین گسترده می‌خواهد؛ بنابراین شرکت‌های آسیایی در شرق آفریقا زمین خریده‌اند و با کارگر بسیار ارزان و کاشت غله نیازهای خودشان را تامین می‌کنند و بقیه را در بازارهای جهانی می‌فروشند. در حال حاضر عربستان سعودی از طریق بخش خصوصی برای تولید غذا در آفریقا و پاکستان سرمایه‌گذاری جدی کرده است، چون هم قرابت جغرافیایی دارد و روابط بسیار خوبی بین عربستان با کشورهای آفریقایی و پاکستان وجود دارد که نیروی کار ارزان و امکانات بسیار زیاد دارند و امنیت غذایی را تامین می‌کنند. مساله بعدی در مورد چالش‌های جهانی، کمبود آب است که همه کشورها این را جزو موارد مهم برنامه‌ریزی‌های کلان و توجه به ساختارهای عمرانی برای تامین آب قلمداد کرده‌اند. من طی سال‌های اخیر به هیچ کنفرانس بین‌المللی نرفتم مگر اینکه در آن حداقل 20 درصد از مسائل و چالش‌ها به آب و محیط زیست مربوط نباشد. کشورها سرمایه‌گذاری‌های جدی می‌کنند، بعضی کشورها دیر وارد این جریان شدند ولی الان تقریباً همه کشورها برایشان جدی شده است.

به کجا می رویم؟

شنبه, 1 آگوست, 2015

با سرعتی باورنکردنی در حال نابودی خود هستیم!
با تولید و مصرف بی رویه سوخت های غیر استاندارد ،هوا را تا حد فاجعه باری آلوده کرده ایم.
با مصرف غیر مجاز آب های زیرزمینی کشور به مرز مرحله”مرگ زمین” رسیده ایم.
با استفاده و رها سازی انواع مواد شیمیایی مختلف در جای جای کشور،خاک مقدس خود را آلوده کرده ایم.
با قطع بی رویه درختان و جنگل ها(این مدافعان نجیب و بی ادعای محیط زیستمان) در حال تبدیل کشور به کویری بزرگ هستیم.
به راستی با خود چه می کنیم و به کجا می رویم چنین شتابان؟
وقت آن نرسیده که امید از همه ببریم و هریک از ما خود یک احیاکننده محیط زیستمان شویم؟

تبریک به سبک آقای آجرلو!

دوشنبه, 16 مارس, 2015

دوست عزیز و فرزانه من ،آقای محمود آجرلو که با او از طریق انتشار سلسله مطالب اقتصادی اش آشنا شده اید،سال نو را به سبک خود خدمت شما عزیزان ساکن معبد نوعدوستی تبریک گفته است.لطفا با دقت مطالعه فرمایید:

ﭘﯿﺎم ﻧﻮروزي ﻣﻦ

ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﻣﺤﺘﺮم ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ، ﭼﻪ ﺑﺰرگ و ﭼﻪ ﮐﻮﭼﮏ و ﮐﺴﺒﻪ يِ ارﺟﻤﻨﺪ و زﺣﻤﺖ ﮐﺶ ﺧﺮد و ﮐﻼن  :

اﻧﮕﯿﺰه يِ ﺳﻮدﻣﻨﺪ و ﺳﺎزﻧﺪه يِ ﺳﻮد ﺟﻮﺋﯽ ﺧﻮدﺗﺎن را ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎن “ارزش” ﺑﺎ ﻧﻮآوري ﺳﯿﺮاب ﮐﻨﯿﺪ و ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ي ِاﯾﻦ اﻧﮕﯿﺰه يِ آﻓﺮﯾﻨﺸﮕﺮ را ﺑﺎ اداﻣﻪ يِ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ و اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ آﻧﻬﺎ ،ﮐﻪ ﻓﻘﻂ و ﻓﻘﻂ ﯾﺎري رﺳﺎن دوﻟﺖ ﻫﺎيِ ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪ اﺳﺖ ﮐﻮر ﻧﮑﻨﯿﺪ.اﺟﺎزه ﻧﺪﻫﯿﺪ درﺳﺎل ﻧﻮ ﮐﺎرﻧﺎوال اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﭼﻮن ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺷﻤﺎ را ﺑﻔﺮﯾﺒﺪ . افزایش قیمت ، بدون ﻧﻮآوري و ﯾﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﻬﯿﻨﻪ درﮐﯿﻔﯿﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت روح آفرینشگری شما را تخدیر می کند ضمن آن که نفی خواست “ارزش” است ،ﮔﯿﺮﻧﺪه ﻫﺎي ﺣﺴﯽ را آرام آرام از ﮐﺎر ﻣﯽ اﻧﺪازد و ﺷﻤﺎ را ﺑﻪ ﻣﻌﺘﺎدي ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ آﻣﺪنِ ﻣﻮاد ﻣﺨﺪر ﮐﻪ ﻫﻤﺎن اﻓﺰاﯾﺶ ﭘﯿﺎﭘﯽ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺎﺷﺪ دوﺧﺘﻪ اﺳﺖ ، ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ .ﻓﻬﻢ اﯾﻦ ﭘﯿﺎم ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ در دل و ﺟﺎﻧﻤﺎن ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﺪ ﮐﻪ در ﻧﻈﺮ آورﯾﻢ ﮐﻪ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ ﺑﻪ ﭼﻨﺎن ﺑﻠﻮﻏﯽ  ، رﺳﯿﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﻮل را زﻣﺎﻧﯽ اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺑﻪ ازايِ آن ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺟﺪﯾﺪي ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺑﻪ ﺑﯿﺎن دﯾﮕﺮ ﺗﻮﻟﯿﺪ اﺻﺎﻟﺖ دارد ﻧﻪ ﭘﻮل ، ﭘﻮل ﻓﻘﻂ ﺷﮑﻞِ   ﺑﻪ ﻣﯿﺪان آﻣﺪن ﺗﻮﻟﯿﺪ اﺳﺖ .و ﺑﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﭘﺎﯾﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﺑﺮاي ﺑﻪ دﺳﺖ آوردن ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺑﺮاي اﻧﺠﺎم ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﺎ ﻓﺮاﻣﻮﺷﯽ اﺻﺎﻟﺖ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﭘﻮل اﻗﺪام ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﭘﻮلِ ﺑﺪون ﻣﺎ ﺑﻪ ازاي ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺟﺰ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﻗﯿﻤت کالاهای موجود یعنی همان ادامه سیاست افزایش قیمت ها  و ﯾﺎ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮐﺸﺎﻧﺪن زﻣﯿﻦ ﻫﺎيِ زراﻋﯽ ، ﻧﺎﺑﻮد ﮐﺮدن ﺟﻨﮕﻞ ﻫﺎ ، رودﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ، ﻣﻮاد ﻣﺨﺪر ، ﻗﺎﭼﺎق ، رﺷﻮه ، ﺳﻮداﮔﺮي ﻫﺎي ﺑﯽ ﺛﻤﺮ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺎﻓﯿﺎي دﻻﻟﯽ در ﻣﯿﻮه و ﻣﺤﺼﻮﻻت ﮐﺸﺎورزي و… ﭼﺎره يِ دﯾﮕﺮي ﻧﺪارد.

ﺳﺎل ﻧﻮ را ﺑﺎ ﺗﺮك اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ آﻏﺎز ﮐﻨﯿﺪ اﯾﻦ آﻏﺎز ﺳﺮ ﺑﻠﻨﺪي ﺷﻤﺎﺳﺖ.  ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ :

– اﮔﺮ دوﻟﺘﯽ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ، ﻫﻮﺷﯿﺎراﻧﻪ از اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎﺗﯽ ﮐﻪ در ﺳﺎل ﮔﺬﺷﺘﻪ و ﯾﺎ ﺳﺎل ﻫﺎي ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ کرده اید و در سال 94  ﻫﻢ ﻗﺮار اﺳﺖ ﻋﯿﻨﺎَ ﺑﺪون ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﯿﻔﯿﺖ و ﻧﻮآوري ، اداﻣﻪ دﻫﯿﺪ ، اﻧﺼﺮاف دﻫﯿﺪ .

– اﮔﺮ دوﻟﺖ را اﻧﺪازه ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ، ﯾﻌﻨﯽ دوﻟﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺰرﮔﯽ و ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺧﻮد را ﺑﺎ ﻗﺪرت واﻗﻌﯽ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ اﻧﺪازه ﮐﻨﺪ و ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ اﻓﺰاﯾﺶ ﭘﻮل ﺑﺮاي ﭘﺮداﺧﺖ ﻫﺮﯾﻨﻪ ﻫﺎي ﺑﯽ وﺟﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ ، از اﯾﻦ ﺳﺮﮔﺮﻣﯽ ﺑﺎﺧﺖ ﺑﺎﺧﺖ ﮐﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﻫﻤﻮاره در ﭘﺎﯾﺎن ﺳﺎل ﻫﺎ راه ﻣﯽ اﻧﺪازﻧﺪ، ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﯾﺪ. ﻣﺮاد از دوﻟﺖ اﻧﺪازه دوﻟﺘﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺑﻮدﺟﻪ يِ ﺧﻮد را ﺑﺮاي ﺑﻪ ﮐﺎرﮔﯿﺮي ﺗﻤﺎم اﺳﺘﻌﺪادﻫﺎي ﮐﺸﻮر ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر اﻓﺰاﯾﺶ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﻧﻤﺎﯾﺪ ، در اﯾﻦ ﻧﮕﺎه اﺻﺎﻟﺖ در ﺗﻨﻈﯿﻢ ﺑﻮدﺟﻪ ﺑﺎ درآﻣﺪ اﺳﺖ ﻧﻪ ﺑﺎ ﻫﺰﯾﻨﻪ . ﺑﻪ ﺑﯿﺎن دیگر دولتی که توان درآمد مالیاتی آن 90هزار میلیارد تومان است نباید هزینه 260 ﻫﺰار ﻣﯿﻠﯿﺎرد ﺗﻮﻣﺎﻧﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ، و ﮐﺴﺮيِ آن را ﺑﻪ ﻫﺮ ﻗﯿﻤﯿﺘﯽ ﺷﺪه ﺑﺎ رﯾﺎل ﻧﻔﺘﯽ ، اﺳﺘﻘﺮاض ، ﻓﺮوش داراﺋﯽ ﻫﺎي ﻣﻠﯽ و… ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻧﻤﺎﯾﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت اﯾﺮاﻧﯽ ﻫﻤﺘﺮاز ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺑﻠﮑﻪ ﻫﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺎ ﮐﺎرﻧﺎوال اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ دوﻟﺖ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻫﻤﺮاﻫﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ در ﺟﺎﻣﻌﻪ از آﺳﯿﺐ ﻫﺎيِ ارﺗﺶ ﺑﯿﮑﺎران ﮐﻪ ﺗﻌﺪاد واﻗﻌﯽ آﻧﻬﺎ ﺑﯿﺶ از 30میلیون نفر (تعداد جمعیت در سن کار ایران را معادل 70%کل جمعیت اعلام می کنند و کارشناسان این رشته معتقد هستند که کشور ایران در موقعیت پنجره جمعیتی قرار دارد  ،به هرروی با توجه به جمعیت اشتغال ایران،نیروی حاضر برای مشارکت در اقتصاد ایران 56 میلیون نفر است) می باشد در امان باشید،بلکه از مشارکت آنها در امر تولید بهره ببرید از ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ دوﻟﺖ ﺧﻮاﺳﺘﻪ ، دوري ﮐﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ دوﻟﺖ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﮐﻪ در ﭘﯽ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎي ﭘﯿﺎﭘﯽ در ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ ﭼﻬﺎر دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻮﺟﻮد آﻣﺪه وامروز مبلغ آن بیش از 700 ﻫﺰار ﻣﯿﻠﯿﺎرد ﺗﻮﻣﺎن ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ، در ﺧﺪﻣﺖ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﻪ در ﺧﺪﻣﺖ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺳﯿﺎه ، از ﺳﯿﺎﺳﺖ  اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﻨﺎره ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﭘﻠﺸﺘﯽ ﻫﺎيِ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﺰه ﻫﺎي ﮐﻮﭼﮏ و ﺑﺰرگ ، ﮐﻮدﮐﺎن ﮐﺎر ، ﺧﯿﻞ ﮔﺪاﯾﺎن ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ، اﻣﻨﯿﺖ ، ﺑﻬﺪاﺷﺖ ، ﺳﻼﻣﺖ ، آﺳﯿﺐ ﻫﺎي ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻣﻌﺘﺎدان ، ﻗﺎﭼﺎق و… را ﮐﺎﻫﺶ دﻫﯿﺪ ، و دﯾﺪن اﯾﻦ ﭘﻠﺸﺘﯽ ﻫﺎ ﺷﻤﺎ را آزار ﻧﺪﻫﺪ ، ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﻤﺮاﻫﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ..

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﺧﯿﻞ ﻋﻈﯿﻢ داﻧﺶ آﻣﻮﺧﺘﮕﺎن ﮐﺸﻮر در ﺧﺪﻣﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻧﻪ در ﺧﺪﻣﺖ ﮐﻨﺪي و ﮐﻢ ﮐﯿﻔﯿﺘﯽ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ آن ﻫﻢ ﺑﺎ ﻣﺼﺮف اﻧﺮژي ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺎﻻ ، ﺗﺨﺮﯾﺐ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ، ﺑﻪ ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ، ﻧﻪ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ، دﻏﺪﻏﻪ يِ ﺗﻼﺷﮕﺮان اﻗﺘﺼﺎدي اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژي ﺑﺮﺗﺮ در ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ آن ﺟﻨﺒﺶِ ارﺟﻤﻨﺪ دﺳﺖ ﻧﺨﻮاﻫﯿﺪ ﯾﺎﻓﺖ ، ﭘﺲ ﺑﺎ ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻣﺒﺎرزه ﮐﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺳﺎﻟﻢ و ﺷﺎداب ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺮاي ﺧﻮد ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺮاي ﻫﻤﻪ يِ ﻧﯿﺎﻣﺪﮔﺎن  ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ، اداﻣﻪ يِ روﯾﻪ يِ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ و ﺷﺎداﺑﯽ ﺷﻤﺎ را ﻧﺸﺎﻧﻪ رﻓﺘﻪ اﺳﺖ و اﻣﺮوز ﮐﻤﺘﺮ ﮐﺴﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ آﺳﯿﺐ ﺑﺰرگ و دﺳﺘﺎورد ﮐﻢ را در ﻧﯿﺎﺑﺪ ، ﭘﺲ ﺑﺮاي داﺷﺘﻦ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺳﺎﻟﻢ ) ﺑﺮاي اﯾﻦ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺪاﻗﻞ رودﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ، ﺟﻨﮕﻞ ﻫﺎ ، ﮐﻨﺎره يِ ﺳﻮاﺣﻞ ، زﻣﯿﻦ ﻫﺎي زراﻋﯽ ، ﺑﺎﻏﺎت و ﻏﯿﺮه ﺑﻪ ﺑﺮج ﻫﺎ ، ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﻫﺎ ، ﺑﺎغ وﯾﻼﻫﺎ و … ﮐﻪ در اﯾﺮان ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﺮخ ﺗﻮرم آﻧﻬﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﺳﻄﺢ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﺑﻮده  ،  ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ دوﻟﺖ ﺧﻮاه و دوﻟﺖ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻫﻤﺮاﻫﯽ و ﻫﻤﺪﻟﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ.

–  اﮔﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ يِ ﮐﺎرﮔﺮي و ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﺎن آﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﭼﺎﻧﻪ زﻧﯽ ﻫﺮ ﺳﺎﻟﻪ ﺑﺎ دوﻟﺖ ﺑﺮاي اﻓﺰاﯾﺶ دﺳﺘﻤﺰد در ﭘﯽ اﻓﺰاﯾﺶ و ﺑﺎ ﺣﺪاﻗﻞ ﻧﮕﻬﺪاﺷﺖ ﻗﺪرت ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺎرﮔﺮان و ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﻋﺰﯾﺰ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﺑﺪاﻧﻨﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﻓﺪرت ﺧﺮﯾﺪ آﻧﻬﺎ را اﻓﺰاﯾﺶ ﻧﻤﯽ دﻫﺪ. ﮐﻤﺎ اﯾﻦ ﮐﻪ دراﻣﺪ ﺳﺮاﻧﻪ در ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ ﭼﻬﺎر دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻫﻤﻮاره رو ﺑﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﻮده و اﯾﻦ در ﺣﺎﻟﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻬﺎر دﻫﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ دﺳﺘﻤﺰدﻫﺎ ، ﻫﻤﻪ ﺳﺎﻟﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﯾﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﭘﺲ روﺷﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ اﻓﺰاﯾﺶ دﺳﺘﻤﺰد در ﭘﯽِِ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﺪرت ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺎرﮔﺮان و ﯾﺎ ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﻧﺒﻮده اﺳﺖ ، ﺑﻠﮑﻪ ﻓﻘﻂ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي دوﻟﺖ و ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪي در ﺷﺮﮐﺖ داري ﺑﻮده اﺳﺖ. ﭘﺲ ﺗﺎ دﯾﺮ ﻧﺸﺪه ﻣﯿﺰ ﻣﺬاﮐﺮه را با این شرط که دولت هم ،قیمت کالا و خدمات را افزایش ندهد ﺗﺮك ﮐﻨﯿﺪ و ﺑﺪﯾﻦ وﺳﯿﻠﻪ دوﻟﺖ را در اﯾﻦ ﺳﯿﺎﺳﺖ آسیب زا تنها بگذارید.

– اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﻫﺮ روز ﺷﺎﻫﺪ ﺗﻌﻮﯾﺾ ﺟﺪول ﺧﯿﺎﺑﺎن ﻫﺎ ، ﺗﻌﻮﯾﺾ آﺳﻔﺎﻟﺖ ، ﺧﯿﺎﺑﺎن ﻫﺎي ﭘﺮ ﺗﺮاﻓﯿﮏ ، ﻫﻮاي آﻟﻮده ، ﺑﻨﺎ ﻫﺎي ﮐﻢ دوام ، ﻋﻤﻮدي ﺳﺎزي ﻫﺎي ﻏﯿﺮ ﻣﺴﺌﻮﻻﻧﻪ و ﻫﺰاران ﻣﺸﮑﻞ رﯾﺰ و درﺷﺖ ﮐﻪ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﻓﺮﺳﻮده و ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽ دﻫﺪ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ ، ﻓﻘﻂ ﯾﮏ راه ﺣﻞ دارد ، ﮔﻮش ﺳﭙﺮدن ﺑﻪ ﻧﺪايِ ارزش و ﺗﺮك ﮐﺮدن اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ . راﻫﮑﺎرِ دﯾﮕﺮي وﺟﻮد ﻧﺪارد ، ﮔﺸﺘﻪ اﯾﻢ ﻣﺎ ! اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺮاي اداﻣﻪ يِ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﻧﻔﯽ ارزش ﺑﻠﮑﻪ ﻏﯿﺮ اﺧﻼﻗﯽ اﺳﺖ ، ﭘﺲ در اﯾﻦ اﻣﺮ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﻫﻤﯿﺎري ﻧﮑﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ در ﭘﯽ ﺗﻮﺳﻌﻪ يِ ﺷﻬﺮي ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮاي ﮐﺸﻮر ﻫﺴﺘﯿﺪ ﺑﻪ ﻃﻮري ﮐﻪ ﺳﺮ ﺟﻤﻊِ ﺗﻮﺳﻌﻪ يِ ﻫﺮ ﺷﻬﺮ و ﻓﺮاﺧﻮاﻧﯽ ﺟﻤﻌﯿﺖ ، آب ، ﺟﺎده و ﺳﺎﯾﺮ ﻣﻨﺎﺑﻊ از دﯾﮕﺮ ﻧﻘﺎط ﺑﻪ آن ﺷﻬﺮﻫﺎ اﻓﺰاﯾﻨﺪه يِ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ آن ﺷﻬﺮ ﯾﺎ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﻞ ﮐﺸﻮر ﺑﺎﺷﺪ ﻧﻪ ﭘﯽ ﮔﯿﺮي  اهداف دﯾﮕﺮي، ﺑﺎ ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ ﮐﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ در ﭘﯽ آن ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻫﻤﺮاﻫﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ ﻧﻘﺪ را ﺳﺎزﻧﺪه ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﮐﻪ در ﭘﯽِ آن ﮐﺎﺳﺘﯽ ﻫﺎ دﯾﺪه و ﻣﻮرد ارزﯾﺎﺑﯽ ﻗﺮار ﮔﯿﺮد و ﺳﺮاﻧﺠﺎمِ آن اﻓﺰاﯾﻨﺪه يِ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺎﺷﺪ و ﻧﻪ آﻧﭽﻪ ﮐﻪ اﻣﺮوز ﺟﻨﺒﺶ ﻧﻘﺪ از دﺳﺖ ﻣﺮدم ﺧﺎرج و در اﺧﺘﯿﺎر دوﻟﺖ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ و ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎي ﭘﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﮐﺎﺳﺘﯽ ﻫﺎي ﺧﻮد را ﻣﯽ ﭘﻮﺷﺎﻧﺪ.اﻣﺮوز دوﻟﺖ ﻫﺎ ﺑﺎ در اﺧﺘﯿﺎر داﺷﺘﻦِ رﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ وﯾﮋه ﺻﺪا و ﺳﯿﻤﺎيِ ﺑﺴﯿﺎر ﭘﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ و ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮر ﺑﺴﯿﺎر ﮐﻢ اﺛﺮ در ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ اﻣﮑﺎن ﺣﻀﻮر ﻧﻘﺪ را ﮐﻢ ﻓﺮوغ ﮐﺮده اﺳﺖ. و ﭼﻨﺎن ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ روز ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ در ﺻﺪا و ﺳﯿﻤﺎ از ﺗﺤﻘﻖ ﻧﯿﺎﻓﺘﻦ و ﯾﺎ در آرزويِ ﺗﺤﻘﻖ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﭘﺮوژه ﻫﺎ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ يِ ﺧﻮد ﻓﻘﻂ ﮔﺰارش ﻫﺎيِ ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ و ﺗﻮﺟﯿﻬﯽ اراﺋﻪ ﻣﯽ دﻫﻨﺪ.ﭘﺲ اﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ آﺛﺎر ﺳﺎزﻧﺪه يِ ﺟﻨﺒﺶِ ﻧﻘﺪ را در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺒﻨﯿﺪ از اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﮐﻨﺎره ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.

– اﮔﺮ از ﻓﺮاواﻧﯽ ﭘﺮوژه ﻫﺎي اﺟﺮا ﻧﺸﺪه ، ﻧﺎﺗﻤﺎم رﻫﺎ ﺷﺪه در ﻫﺮ ﮔﻮﺷﻪ و ﮐﻨﺎر و ﯾﺎ از ﺳﻮﻟﻪ ﻫﺎي ﺧﺎﻟﯽ در ﺷﻬﺮك ﻫﺎي ﮐﻮﭼﮏ و ﺑﺰرگ رﻧﺞ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﺪ ، ﺑﺎ روﻧﺪ ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎنِ و ﺑﯽ ﺛﻤﺮِ روﯾﻪ يِ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﮐﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ در ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪي ﺧﻮد ﺑﻪ آن ﻣﺘﻮﺳﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ، ﻫﻤﺮاﻫﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ.

– اﮔﺮ از دﺳﺖ ﻧﻈﺎم ﺑﺎﻧﮑﯽ ﮐﺸﻮر ﮐﻪ ﺑﺎ داﯾﺮ ﮐﺮدن ﭼﻨﺪ ده ﻫﺰار ﺷﻌﺒﻪ و ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ ﻧﯿﻢ ﻣﯿﻠﯿﻮن ﮐﺎرﻣﻨﺪ ﮐﻪ ﭘﺲ اﻧﺪاز ﻣﻠﯽ را ﺟﻤﻊ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ وﻟﯿﮑﻦ از ﺗﺒﺪﯾﻞ آن ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاري ﻧﺎﺗﻮان ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻧﺎﺧﺸﻨﻮد ﻫﺴﺘﯿﺪ. و از اﯾﻦ ﮐﻪ ﭼﺮا ﺑﺎﻧﮏ ﻫﺎ ﻧﯿﻤﯽ از ﻣﺎﻣﻮرﯾﺖ را ﺧﻮب اﻧﺠﺎم ﻣﯽ دﻫﻨﺪ اﻣﺎ ﻧﯿﻢِ دﯾﮕﺮ را ﻧﻪ و ﯾﺎ ﭼﺮا ﭘﺲ اﻧﺪاز ﻣﻠﯽ را در ﭘﺎﯾﺪاري ﺗﻮرم ﺻﺮف ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ، ﻧﺎراﺿﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ ، از ﺑﻪ ﮐﺎرﮔﯿﺮي راﻫﮑﺎِر ﺿﺪ ارزِش اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ ﮐﻨﺎره ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.

– اﮔﺮ از دﯾﺪن و ﯾﺎ ﺷﻨﯿﺪن اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﮐﻪ فقط بیست و پنج درصد از آب ﻫﺎي زﯾﺮزﻣﯿﻨﯽ اﯾﺮان ﮐﻪ در ﻣﯿﻠﯿﻮن ﻫﺎ ﺳﺎل ﺟﻤﻊ ﺷﺪه ﺑﻮد ، ﺑﺎﻗﯿﻤﺎﻧﺪه و آب ﻫﺎي ﺳﻄﺤﯽ و ﺟﺎري ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮر و ﻫﻤﻪ يِ اﯾﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ ، ﭘﯿﺮو روﯾﻪ يِ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﺗﺒﺎه ﺷﺪه ، ﻧﺎراﺣﺖ و ﻧﮕﺮان ﻫﺴﺘﯿﺪ و اﯾﺮان را ﮐﻮﯾﺮ ﻧﻤﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ از ﻫﻤﺪاﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﺎ دوﻟﺖ در ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺧﻮدداري ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ.

– اﮔﺮ از دﯾﺪن ﻣﺪﯾﺮان دوﻟﺘﯽ در ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎ و ﮐﺎرﺧﺎﻧﺠﺎت دوﻟﺘﯽ ﮐﻪ ﺣﺎﺻﻞ ﮐﺎرﮐﺮد آﻧﻬﺎ ﻧﺎﺗﻮاﻧﯽ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ ﺑﻮده ﻧﺎراﺿﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ ،از عملکرد ﻣﺪﯾﺮاﻧﯽ ﮐﻪ ﻋﻤﺪه دﻏﺪﻏﻪ يِ آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻓﻘﺪان ﺣﺲ ﻣﺎﻟﮑﺎﻧﻪ و ﺑﻼﺗﮑﻠﯿﻔﯽ ﻋﻨﺼﺮ “ﮐﻨﺘﺮل” در ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎي ﻫﻠﺪﯾﻨﮓ و ﻣﺎدر ﻧﺎﺧﺸﻨﻮدﯾﺪ ، ﺑﺎ ﺧﻮدداري از ﺳﯿﺎﺳﺖ افزایش قیمت کالاهای قدیمی ، آنها  را از اﯾﻦ اﺳﺐ زﯾﻦ ﮐﺮده ﭘﯿﺎده ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ.

– اﮔﺮ از اﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﺼﺮف اﻧﺮژي ﮐﺸﻮرﻣﺎن از اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﻫﺎي ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ اﺳﺖ و ﺷﻤﺎ از ﺷﻨﯿﺪن اﯾﻦ آﻣﺎر رﻧﺞ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﺪ ، ﺑﺪاﻧﯿﻢ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎي ﻫﺮ ﺳﺎﻟﻪ ﺑﺮ روي ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎي اﻧﺮژي ، ﮐﺎﻫﻨﺪه يِ ﻣﻘﺪار ﻣﺼﺮف ﻧﺒﻮده و ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮد ، ﭼﻮن در اﯾﻦ ﮐﺎرﻧﺎوال اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ در ﭘﺎﯾﺎن ﺳﺎل راه ﻣﯽ اﻧﺪازﻧﺪ ، ﺗﻤﺎم ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت اﻗﺘﺼﺎد ﻣﺸﺎرﮐﺖ دارﻧﺪ ، ﭘﺲ ﻋﻤﻼ ﺑﺎ ﻋﺪد ﺑﺎزي ﻣﯽ ﺷﻮد و اﯾﻦ ﻣﺜﺎﺑﻪ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺻﻮرت و ﻣﺨﺮج ﮐﺴﺮي ﺑﻪ ﯾﮏ اﻧﺪازه اﻓﺰاﯾﺶ ﯾﺎ ﮐﺎﻫﺶ ﯾﺎﺑﺪ ، ﺣﺎﺻﻞ ﮐﺴﺮ ﻫﻤﺎن ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.ﭘﺲ ﺑﺎ ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻧﮑﺮدن دراﻓﺮاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺎ ﺳﯿﺎﺳﺖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ.

– اﮔﺮ از اﻓﻮل اﺧﻼق ، اﻓﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ رﻓﺘﺎري ، ﻧﺎوﻓﺎداري در ﻋﻬﺪﻫﺎ ، آﯾﻨﺪه ﻫﺮاﺳﯽ ﮔﺴﺘﺮده ، ﺑﯽ اﻋﺘﻨﺎﺋﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺟﻤﻌﯽ و… ﻧﺎﺧﻮﺷﻨﻮد ﻫﺴﺘﯿﺪ و اﯾﻦ وﺿﻊ را ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﺎرﯾﺦ زﯾﺴﺘﻪ يِ اﯾﺮاﻧﯿﺎن ، ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ وﺳﺰاوار ﮐﺸﻮرﻣﺎن ارزﯾﺎﺑﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ ، ﺑﺪاﻧﯿﻢ ﺳﯿﺎﺳﺖ افزایش قیمت کالاها و خدمات قدیمی ،اخلال در پول یعنی اخلال در نیروی مردم می باشد و فرصت برابر را از مردم دریغ می کند  و راﻧﺖ ﺟﻮﺋﯽ ، ﺗﻤﻠﻖ و ﭼﺎﭘﻠﻮﺳﯽ ، ﻣﯿﻞ ﺑﻪ واﺑﺴﺘﮕﯽ ﺑﻪ ﻣﺼﺎدر راﻧﺖ و ﺳﺮ آﺧﺮ واﮔﺮاﺋﯽ ﻓﺮد و ﺟﺎﻣﻌﻪ و اﻓﻮل اﺧﻼق را در پی دارد.