برچسب ها بـ ‘محیط’

سلسله مباحث مدیریتی 21

سه شنبه, 25 نوامبر, 2014

معمولا وقتی جوانی مرتکب خلافی می شود در موارد اولیه و در دفعات اول پلیس به دادن یک اخطار شفاهی کفایت می کند اما در جلسات ssp (گروه کاری) جوان شناسایی شده و گروه کاری دست به کار می شود .
اخطار شفاهی پلیس به جوان به این معنا نیست که پلیس با خانواده جوان تماس نخواهد گرفت بلکه به این معنا است که در سابقه جوان قید نخواهد شد. اما قبل از تماس پلیس با جوان پس از آنکه مساله در ssp مطرح شد ، یکسری از همکاران که در قسمتی به نام milioafsnit ( قسمت محیط یا محله که وابسته به شهر داری است ) کار می کنند ، دو نفر از همکاران را به درب منزل جوان می فرستند و این دو بدون قرار قبلی و بدون اینکه وارد منزل شوند ، پدر و مادران را در جریان اولین بزهکاری فرزندشان قرار می دهند. در اکثر موارد والدین شوکه می شوند و عکس العمل های خیلی پرخاشگرایانه از خود نشان می دهند به همین دلیل هم همیشه دو نفر به درب منازل می روند و معمولا یک زن و یک مرد این ماموریت را عهده دار می شوند.
پس از اطلاع به خانواده جوان ، باشگاه اوقات فراغت محل ، جوان خاطی را به یک جلسه دعوت می کند و این مساله را که باشگاه نیز در جریان عمل خلاف جوان قرار دارد به اطلاع وی می رسانند. به جوان گفته می شود :‌” شما در چاله افتاده اید و جزء گروه ریسک شده اید. به خاطر همین و برای کمک به شما ، شما را تحت کنترل بیشتری قرار خواهیم داد “.
مرحله سوم و آخر این است که پلیس به اتفاق مشاور، جوان را به همراه والدینش به یک جلسه دعوت می کنند که در آنجا به صراحت گفته می شود این مورد را جزو سوابق او ذکر نمی کنند اما باید جوان خاطی مراعات کند تا دیگر مرتکب خلافی نشود.
حتی در مواردی پلیس یک سلول خالی از یک زندان را به جوان و والدینش نشان می دهد که تمام این اقدامات باعث می شود بیش از 85 درصد از جوانان خلاف دوم را انجام ندهند.
البته در مواردی مثل قتل یا جرایم سنگین پلیس از همان اول ، خلاف را در سابقه جوان خاطی قید می کند

کوچه مردها 122

چهار شنبه, 1 ژانویه, 2014

همانطور که قبلا هم نوشته ام،تابستانها در مواقعی که کلاس زبان نداشتم و تعطیل بودم همراه پدرم به کار می رفتم.بیشتر خواست خودم بود،چون دیدن محیط و مردم جدید را بسیار دوست داشتم.
اواخر شهریور ماهی بود که چند روز بعد ،یعنی اول مهر باید به دبیرستان می رفتم.پدرم در بازار تهران کار نقاشی یک حوزه علمیه را به عهده گرفته بود.دیدن آن همه آخوند جوان و در حال درس و بحث برایم خیلی غریب و جالب بود.یک روز عصر پس از اتمام کار و بر خلاف معمول پدرم از محل کار به مغازه رنگ فروشی که همه غروبها ساعتی را در آنجا می گذراند و دایی من هم آنجا مشغول به کار بود نرفت و این بار در خیابان باب همایون در گوشه ای موتور را پارک کرد و با زنجیر آن را بست و باهم به مغازه های کت شلوار فروشی آنجا رفتیم.
در اولین مغازه متوجه شدم که می خواهد برای دبیرستان من یک کت و شلوار بخرد.خیلی خوشحال شدم.نهایتا بعد از رفتن به چند مغازه در یکی از آنها یک کت شلوار آبی فیروزه ای را پسندید و قیمت کرد.فروشنده بعد از کمی تعارفات معموله گفت:بیست تومان.
پدرم تخفیف خواست و فروشنده گفت:واقعا جا نداره.
پدرم دستهای خود را که هنوز آغشته به رنگ بود نشانش داد و گفت:من یک کارگرم و تخفیف خواست.
دنیا را به سرم کوبیدند.به شدت احساس تحقیر می کردم و از شدت ناراحتی درست نمی توانستم نفس بکشم.نهایتا پدرم و فروشنده روی هیجده تومان توافق کردند و با کت شلوار بیرون آمدیم و آن را ترک موتور بست و سوار شدیم.تمام راه برگشت را بیصدا گریه می کردم و چون پشت پدرم روی موتور سیکلت نشسته بودم او نمی دید.آنقدر از این کت و شلوار بدم آمده بود که حاضر به پوشیدنش نبودم ،اما بخاطر ترسی که از پدرم داشتم باید می پوشیدمش و به همین خاطر روز اول مدرسه جیب کتش را به دستگیره در کلاس گیر دادم و آن را پاره کردم تا دیگر مجبور به پوشیدنش نباشم.این تنها راهی بود که برای فرار از کت شلواری که باعث تحقیر شدن پدرم شده بود،فرار کنم و از پوشیدنش خلاص شوم.
اما چشمتان روز بد نبیند.آن شب کتک مفصلی خوردم و مادرم هم با گریه بخاطر کتک خوردن من جیب پاره شده را رفو کرد و با اطوی ذغالی به شکل اولیه اش درآورد و من یک سال مجبور به پوشیدنش بودم!

امیدواری

شنبه, 26 اکتبر, 2013

بخشی از فرمایشات رییس جمهور در دانشگاه تهران در روز 22 مهر 1392:

سیاست و فرهنگ هم باید دانش‌بنیان باشد. سیاست داخلی ما هم باید دانش‌بنیان باشد. دولت مدرن یعنی دولت دانش‌بنیان. در تمام رشته‌ها و در تمام بخش‌ها، علم و دانش باید حاکم باشد. این وضعیت وقتی میتواند باشد که دانشگاه ما محیط نقد و اندیشه و اظهارنظر باشد. این باعث سرشکستی یک دولت است که دانشجویش و یا استادش بخاطر بهانه‌جویی‌های عده‌ای دم فروبندد و نتواند اظهارنظر کند. در دانشگاه جای بیان اظهارنظر است. در دانشگاه یک زبان را ما بیشتر نمی‌پذیریم و آن زبان علم و خرد و عقلانیت است. 

و ما نیز می گوییم:

آقای رییس جمهور

تمامی روسای جمهور قبلی هم همین فرمایشات را – حتی شیواتر و زیباتر – بیان فرمودند،اما هرگز این فرمایشات در عمل تجلی پیدا نکرد.

با این وجود ما عوام ساده دل یک بار دیگر به این وعده ها اطمینان می کنیم و امیدواریم این موارد تحقق یابند.

چنین باد.