برچسب ها بـ ‘محور’

کلید توسعه ایران 47

چهار شنبه, 16 سپتامبر, 2020

توسعه با همراهی آموزش و پرورش ،انسانی می شود.آموزش و پرورش پیش از آنکه یک دستگاه اجرایی باشد،یک نهاد گسترده اجتماعی است که زیرساخت تربیتی توسعه را فراهم می آورد.
آموزش و پرورش برای همراهی با توسعه باید تن به چه تغییراتی در خود بدهد؟
مهم ترین تغییرات ضروری در نظام آموزشی را با نگاه توسعه ای،می توان در سه بخش و بیست محور دسته بندی کرد که عبارتند از:
– تغییرات نگرشی
– تغییرات ارتباطی و اجتماعی
– تغییرات ستادی – مدیریتی

کلید توسعه ایران 15

چهار شنبه, 11 دسامبر, 2019

هنوز که هنوز است نظام آموزشی ما به شیوه 80 سال گذشته اداره و سیاست گذاری می گردد.یعنی این نظام بیشتر حافظه محور است تا رابطه محور. هنوز مشق محور است تا منطق محور،هنوز معلم محور است تا دانش آموز وحور،هنوز دفترچه محور است تا ذهن محور،هنوز نمره محور است تا ظرفیت محور،هنوز نقطه محور است تا فرایند محور.
ما اگر بتوانیم دو نسل را با توانمندی توسعه ای تربیت کنیم،می توانیم توسعه یابیم و البته در این مسیر نیازی به داشتن نفت و منابع غنی انرژی نیست،گرچه اگر آن ها باشند می توانند مسیر را تسریع کنند. بنابراین اگر می خواهیم در حوزه توسعه کاری از پیش ببریم و متفاوت از گذشته حرکت کنیم،ابتدا باید از تغییر الگوی پرورش کودکانمان آغاز کنیم.
اگر ما تنها یکدهم از بودجه و هزینه عمومی مربوط به زیرساخت هایی چون سدسازی،مخابرات و مواردی از این دست را در اختیار آموزش و پرورش قرار دهیم،اوضاع به کلی متفاوت از آن چیزی خواهد بود که در شرایط کنونی کشور متصور است. اگر تنها یک دهم هزینه ای که در انرژی هسته ای صرف کرده ایم،در نظام آموزش و پرورش هزینه می کردیم،چه بسا که برای تحول در نظام آموزش و پرورش مکفی بود.

درخواست مرخصی!

شنبه, 18 مارس, 2017

دوباره به انتهای سالی دیگر رسیدیم و همیشه این مصرع در اینگونه مواقع به یاد من می آید که:
مرا به سخت جانی خود،این همه گمان نبود
آرزو می کنم سال در پیش رو بهترین سال زندگی شما نسبت به سال های گذشته و بدترین سال زندگی شما نسبت به سال های آینده عمرتان باشد.
طبق معمول همه ساله برای خانه تکانی و آرایش جدید معبد نوعدوستی ،در فروردین ماه تعطیل خواهیم بود و پیشنهاد من برای برنامه روزانه در هر هفته سال آینده به شکل زیر می باشد:
– کوچه مردها را تا وقوع انقلاب اسلامی ادامه دادم اما بیان وقایع سال های بعد را به دلایل زیادی به مصلحت نمی دانم.
– ایران و ایرانی هم به پایان خود رسید.
در نتیجه برنامه پیشنهادی من به شرح زیر است:
شنبه ها : نوشته های آزاد در مورد مطالب روز
یک شنبه ها : مقالات
دوشنبه ها : اشعار
سه شنبه ها : تصویر نوشته
چهار شنبه ها: مطالب آزاد(ترجیحا از بین مطالب ارسالی شما و به نام شما) و عارف نامه بصورت یک هفته در میان
لذا درخواست می کنم:
1 – در مورد این برنامه اعلام نظر فرمایید.
2 – مطالب و نوشته های خود را حول محور نوعدوستی به من با آدرس زیر ایمیل بفرمایید:
nasermarzbani@yahoo.com
یا حق و سال نو مبارک انشالله

هزینه تمام شده دختران نسبت به پسران 1

سه شنبه, 18 آگوست, 2015

ﮔﺰﯾﻨﺶِ ﻋﻨﻮان “ﻫﺰﯾﻨﻪ يِ ﺗﻤﺎم ﺷﺪه يِ دﺧﺘﺮان ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﭘﺴﺮان” ﺗﻼﺷﯽ ﺑﺮاي ﺑﻪ ﻣﯿﺪان آﻣﺪنِ ﺗﺤﻠﯿﻞ “ﻗﯿﻤﺖ ﺗﻤﺎم ﺷﺪه يِ دﺧﺘﺮﭘﺮوري ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﭘﺮوري” از دﯾﺪﮔﺎه واﻟﺪﯾﻦ دﺧﺘﺮدار اﺳﺖ . اﯾﻦ ﻋﻨﻮان ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻨﮕﯽِ ﺑﻨﯿﺎن ﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در ﺑﺮاﺑﺮ ﻓﺸﺎر روزاﻓﺰورن ِﭘﺎراداﯾﻢ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﭘﺪﯾﺪه يِ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪن ﺑﺮايِ از ﻣﯿﺎن ﺑﺮداﺷﺘﻦ آﻧﻬﺎ ،و ﺧﻮاﺳﺖ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﺑﺮ ﻫﻤﮕﺮاﺋﯽ و ﻣﻘﺎوﻣﺖ در ﺑﺮاﺑﺮ آن و در ﺳﻮيِ دﯾﮕﺮ واﮔﺮاﺋﯽ دوﻟﺖ ﻫﺎ در ﺑﻨﯿﺎن ﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺗﺮ ﺷﺪن ِﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي ﭘﺮورش ﮔﺮدﯾﺪه ﭘﯽ ﮔﯿﺮي ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. ﺑﻪ دﯾﮕﺮ ﺳﺨﻦ ﺣﻀﻮر ﻫﻤﺰﻣﺎن اﯾﻦ دو ﻣﺤﻮر و ﮐﺸﻤﮑﺶ اﯾﻦ دو ﺑﺮايِ از ﻣﯿﺎن ﺑﺮداﺷﺘﻦِ دﯾﮕﺮي ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎ را ﻫﻢ از ﻧﮕﺎه اﻗﺘﺼﺎد ﮐﻼن و ﻧﯿﺰ اﻗﺘﺼﺎد ﺧﺮد ﯾﻌﻨﯽ ﺧﺎﻧﻮاده اﻓﺰاﯾﺶ داد.ه اﺳﺖ و اﯾﻦ ﮔﺬر زﻣﺎﻧﯽ ﺑﺪون در ﻧﻈﺮ داﺷﺖ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ داوري و ارزش ﮔﺬاري ﺑﻪ ﻫﺮ از ﯾﮏ از آﻧﻬﺎ در ﺳﻪ ﺑﺨﺶ ﺑﻪ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﻧﺨﺴﺖ ﺑﯿﺎن ﮔﺰارﺷﻮاره از ﺗﻐﯿﯿﺮات ﭘﺪﯾﺪه ِي ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪن و دوم ﺑﯿﺎن رﻓﺘﺎرﭘﺎرادوﮐﺴﯿﮑﺎل دوﻟﺖ ﻫﺎ و ﺗﺤﻤﯿﻞ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﻪ ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ و در ﺑﺨﺶ ﺳﻮم ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻓﺸﺎر وارده ﺑﺮ واﻟﺪﯾﻦ دﺧﺘﺮدار ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.اﻣﺎ ﭘﯿﺶ از ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ ﺑﺨﺶ ﻫﺎيِ ﺳﻪ ﮔﺎﻧﻪ ، ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ اﺳﺖ ﺑﺮداﺷﺖ اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ از ﭘﺎراداﯾﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﻮد ، روﺑﺮو ﺷﺪن ﺑﺎ واژه يِ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﻣﺎ را ﺑﻪ آن ﺑﺨﺶ از داﻧﺴﺘﻪ ﻫﺎي ﺑﺸﺮي ﮐﻪ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﮐﺮدار و رﻓﺘﺎر روزاﻧﻪ ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ دﺳﺘﺎوردﻫﺎِي داﻧﺸﺒﺎوراﻧﻪ و ﮐﺮداري، ﭘﺪﯾﺪار ﻣﯽ ﺷﻮد رﻫﻨﻤﻮن ﻣﯽ ﺳﺎزد و ﺑﺮ اﯾﻦ ﭘﺎﯾﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ، از ﺧﻮد ﮐﺮدن دﯾﮕﺮان و ﭘﺲ ﻧﺸﯿﻨﯽِ دﻟﻨﺸﯿﻦ و ، ﺳﺎزﻧﺪه يِ ﻓﺮد از ﺧﻮد ﻓﺮدي اﺳﺖ.و ﭘﺎراداﯾﻢ ﮐﺸﺶ ﺟﺎن ﻫﺎﺳﺖ ﺑﺮاي ﺻﺪرﻧﺸﯿﻨﯽِ ﮐﺮدار و رﻓﺘﺎر ﻧﻮ ﮐﻪ رﻓﺘﺎر و ﮐﺮدار ﭘﯿﺸﯿﻦ را دور اﻧﺪازد.

کوچه مردها 157

چهار شنبه, 11 مارس, 2015

بالاخره زمان برگزاری امتحانات نهایی ششم دبیرستان و رشته ریاضی رسید.خرداد 1354 مثل یک آوار سر ما خراب شده بود و کابوس و هیولایی که آن همه ما را از آن در کنار کنکور ترسانده بودند،رسید.
واقعیت این است که در کنار آن همه زحمت و تلاشی که پدر و مادر و اولیای مدرسه برای ما کشیدند،اگر به کمک یک روانشناس کمی روی ترس ما از این دو امتحان بزرگ زندگی کار می کردند،مطمئنا ما با نتایج بسیار بهتری از این دو خاکریز بزرگ زندگی خود عبور می کردیم.
به هر حال زمان امتحانات فرا رسید و من در یک دبیرستان در خیابان جامی باید امتحانات نهایی خود را برگزار می کردم که چند تا از بچه های دیگر دبیرستان من هم در همین حوزه امتحانی بودند.
هر امتحان را که پشت سر می گذاشتیم،تازه متوجه می شدیم که چقدر آسان بودند و ما بیهوده چه ترسی داشتیم.
من فقط در یکی از امتحاناتم دچار دردسر شدم.درسی داشتیم به نام هندسه ترسیمی.مسئله ای به ما می دادند که شامل تعیین یک سری مختصات نقاطی از یک شکل در چهارچوب محورهای مختصات ریاضی بود و ما باید با کمک این اطلاعات شکل خواسته شده را در یک ربع محور مختصات رسم می کردیم.
نیم ساعته و به سرعت شکل را کشیدم و با کمال افتخار و سربلندی در یک دست ورقه و در یک دست دیگر تخته رسم و خط کش تی،به سمت ممتحن جلسه برای تحویل دادن ورقه رفتم.
از کنار نفر اول پشت سرم که عبور کردم ،دیدم شکل را در پایین محور ایکس ها کشیده است.در دلم پوزخندی به او زدم و رد شدم.دومی هم همین کار را کرده بود،مردد شدم. با دیدن شکل نفر سوم که او هم همین کار را کرده بود سراسیمه برگشتم و روی صندلی خودم نشستم و یکبار دیگر صورت مسئله را با دقت مرور کردم.حق با بچه ها بود و من اشتباه کرده بودم!
ممتحن یالای سرم آمد و پرسید:چرا برگشتی؟
جریان را به او گفتم.
گفت با اینکه اینکار نگاه کردن روی ورقه دیگران و نوعی تقلب محسوب می شود ولی چون این کار را ارادی نکردی من فرصت اصلاح را به تو می دهم.یاد او و بزرگواریش به خیر!
به هر حال نیم ساعتی طول کشید تا شکل کشیده شده را پاک کردم و شکل جدید و درست را کشیدم اما صفحه امتحان خیلی کثیف شده بود!
به هر حال این امتحانات هم تمام شد و من با معدل شانزده و نیم ،موفق به دریافت دیپلم شدم.

کوچه مردها 147

چهار شنبه, 22 اکتبر, 2014

بعد از سیزده روز تعطیلی ایام نوروز و بازگشت به مدرسه تا یکی دوهفته درگیر تبریک گفتن به آموزگاران خود بودیم که اگرچه با هر معلمی رفتار متفاوتی داشتیم ولی محور همه این رفتارهای متفاوت”شیطنت و اذیت کردن” آنها بود و صد البته که معلم ها هم عکس العمل های متفاوتی داشتند.
به چند مورد اشاره می کنم:
– معلم جبر ما ؛آقایی بود به اسن”خوش آهنگ” که آنقدر متین و با جاذبه بود که بچه ها فقط به بیست سی ثانیه دست زدن ،آنهم یک جلسه،اکتفا کردند.
– برعکس او معلم تاریخ و جغرافیای ما-آقای فضائلی- که خیلی ظریف و لطیف بود! تا یک ماه بچه ها هر جلسه دست می زدند و تبریک می گفتند و او با ناز و ادا تشکر می کرد!
– معلم نقاشی ما که هرجلسه بچه ها برایش آهنگ تولدت مبارک را می خواندندو او با عصبانیت یکی از دفترچه های نقاشی فیلی بزرگ را به شکل بلند گو لوله می کرد و جلوی دهانش می گرفت و به ما بدوبیراه می گفت!
– معلم رسم ما که خیلی قلدر بود و بار سوم که چنین کاری کردیم،تخته رسم نفرات نیمکت های جلویی را از پنجره به بیرون پرتاب کرد!
– معلم زبان که روی تخته به ترکی عید را به او تبریک می گفتیم و او بالاخره ،یک بار گفت :هرکی این جمله را روی تخته می نویسه،خیلی خره و وقتی که برگشت تا تخته را پاک کند،یکی از بچه ها گفت:خر خودتی!
مدیر را صدا کرد و شکایت کرد و چون هیچکدام حاضر نبودیم گوینده جمله را لو بدهیم،هر کدام دو ضربه خط کش چوبی روی دست هامان خوردیم و مدیر رفت.وقتی معلم برگشت تا باز هم تخته نیمه پاک کرده را پاک کند،دو سه نفر باهم گفتند:خیلی خری!
خودش را به نشنیدن زد!