برچسب ها بـ ‘محراب’

من و خدا؟!

دوشنبه, 14 می, 2018

فكرم همه جا هست، ولي پيش خدا نيست
سجاده زردوز كه محراب دعا نيست
گفتند سر سجده كجا رفته حواست؟
انديشه سيّال من ـ اي دوست ـ كجا نيست؟!
از شدت اخلاص من عالم شده حيران
تعريف نباشد، ابداً قصد ريا نيست!
از كميت كار كه هر روز سه وعده
از كيفيتش نيز همين بس كه قضا نيست
يك ذره فقط كندتر از سرعت نور است
هر ركعت من حائز عنوان جهاني ست!
اين سجده سهو است؟ و يا ركعت آخر؟
چندي ست كه اين حافظه در خدمت ما نيست
اي دلبر من! تا غم وام است و تورم
محراب به ياد خم ابروي شما نيست
بي دغدغه يك سجده راحت نتوان كرد
تا فكر من از قسط عقب مانده جدا نيست
هر سكه كه دادند دوتا سكه گرفتند
گفتند كه اين بهره بانكي ست، ربا نيست!
از بس كه پي نيم وجب نان حلاليم
در سجده ما رونق اگر هست، صفا نيست
به به، چه نمازي ست! همين است كه گويند
راه شعرا دور ز راه عرفا نيست

عشق از نگاه نظامی

دوشنبه, 31 جولای, 2017

فلک جز عشق محرابی ندارد
جهان بی‌خاک عشق آبی ندارد
غلام عشق شو کاندیشه این است
همه صاحب دلان را پیشه این است
جهان عشقست و دیگر زرق سازی
همه بازیست الا عشقبازی
اگر بی‌عشق بودی جان عالم
که بودی زنده در دوران عالم
کسی کز عشق خالی شد فسردست
کرش صد جان بود بی‌عشق مردست
نروید تخم کس بی‌دانه عشق
کس ایمن نیست جز در خانه عشق
ز سوز عشق بهتر در جهان چیست
که بی او گل نخندید ابر نگریست
شنیدم عاشقی را بود مستی
و از آنجا خاست اول بت‌پرستی
مبین در دل که او سلطان جانست
قدم در عشق نه کو جان جانست
هم از قبله سخن گوید هم از لات
همش کعبه خزینه هم خرابات
طبایع جز کشش کاری ندانند
حکیمان این کشش را عشق خوانند

آلودگی 3

شنبه, 10 ژوئن, 2017

پس در هردو مورد باید فیلترهایی بگذاریم تا خصیصه های منفی فرهنگی را از هریک از آنها بگیرد و در خود نگه دارد و خصوصیات مثبت را در جامعه رها کند.
شاید توضیح در مورد نحوه استفاده از فیلترهای صنعتی در این مورد بتواند به ما کمک نماید؟!
در صنایع و سازمان های مختلف برای رها شدن از شر مواد مزاحم و تسهیل روند بهتر عملیات از فیلترهایی استفاده می کنند که وظیفه آنها این است که عناصر و مواد مزاحم در جریان فرایند را به خود جذب نموده و اسیرشان کنند و به عناصر و مواد مفید و لازم فرایند اجازه دهند تا آزادانه تر و با غلظت بیشتری به کار ادامه دهند.
در فرایند ارتقای فرهنگی نیز ما باید در سیستم آموزشی و جامعه توسط روحانیون و مربیان سطوح مختلف جامعه و با استفاده از گنجینه بسیار غنی و ارزشمند احادیث و روایات مذهبی و تاریخ اقوام باستانی (بعنوان فیلتر) در طول زمان سعی در ریشه کن نمودن تدریجی ارزش های منفی و تقویت ارزش های مثبت نماییم.
البته که این کار باید همراه با عمل نمودن مربیان و مدیران جامعه به این ارزش ها باشد و به عبارت دیگر مسئولین این امر نباید عالم بی عمل باشند!و این شعر حافظ را به خاطر هیچکس نیاورند که:
زاهدان کین جلوه در محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
ترویج و فرهنگی و عمل به آنچه می گوییم شروط لازم و کافی در این حرکت جهادی می باشند.

عرفان نامه 7

چهار شنبه, 7 ژوئن, 2017

حرف هایی هست که کلماتش همچون سپند بر آتش ، در مجمر روح بی قرارند و آدمی را سراسیمه و بیتاب همچون روح سرگردان از شهر و دیار برون می کشانند و در جستجوی مخاطب همچون مولانا در قونیه بر لب استخر آبی و یا همچون «مهر» در آغوش گرم محرابی و یا همچون سلمان پاک ، در خلوت سوزان و تشنه صحرایی و یا همچون همام در سایه روشن مرموز و پر سخن نخلستانی و یا همچون علی در هیچ جا و هیچ کس!
دکتر شریعتی

ماجرای پایان ناپذیر حافظ 24

سه شنبه, 1 مارس, 2016

حافظ شاعر یگانه است.در زبان فارسی،دیاری تاکنون نتوانسته است نظیر عالمی را که او به نیروی کلمات توانسته است بیافریند،خلق کند.این عالم شگفت انگیز چیست؟در طی شش قرن،هزاران هزار تن شعرهای او را خوانده اند،سر تکان داده و به فکر فرو رفته اند،انبساط و آرامش یافته اند،او را لسان الغیب و کلامش را سحر حلال نامیده اند،اما هنوز که هنوز است،از راز او پرده برگرفته نشده است.

دیوان او چون قصری است که پنجره های رنگارنگ و نقش و نگارها و چراغها و غرفه ها و عشرت گاهها و محرابهایش،آن را بصورت مکانی افسانه ای درآورده است.در این قصر بدیع،طبیعی با مصنوع،فلز با گل،آب با بلور،کاشی با گیاه،و جواهر با عطر ترکیب شده است،و از همه عجیب تر،هوایی است که در آن شناور است،وزشی سحرآمیز،جوی مست کننده و بخورآگین که مجموع اشیائ را در بر می گیرد و به همه آنها سیلان و طپشی می بخشد.

عارفانه ها 52

یکشنبه, 4 ژانویه, 2015

حرف هایی هست که کلماتش همچون سپند بر آتش ، در مجمر روح بی قرارند و آدمی را سراسیمه و بیتاب همچون روح سرگردان از شهر و دیار برون می کشانند و در جستجوی مخاطب همچون مولانا در قونیه بر لب استخر آبی و یا همچون «مهر» در آغوش گرم محرابی و یا همچون سلمان پاک ، در خلوت سوزان و تشنه صحرایی و یا همچون همام در سایه روشن مرموز و پر سخن نخلستانی و یا همچون علی در هیچ جا و هیچ کس!
دکتر شریعتی