برچسب ها بـ ‘محال’

کمی بیاندیشیم 44

سه شنبه, 22 ژانویه, 2013

از دست دادن امیدی محال و پوچ،خود موفقیت و پیشرفتی بزرگ است.

شکسپیر

******************

موفقیت کلید شادی نیست،بلکه شادی کلید موفقیت است.

اگر کاری را که انجام می دهی،دوست داری،موفق خواهی بود.

***********************

مهمترین عنصر فرمول موفقیت،عبارت است از شیوه کنار آمدن با مردم

کمی بیاندیشیم 39

سه شنبه, 18 دسامبر, 2012

از دست دادن امیدی پوچ و محال، خود موفقیت و پیشرفتی بزرگ است.

شکسپیر

 

 

موفقیت کلید شادی نیست، بلکه شادی کلید موفقیت است؛ اگر آنچه انجام می دهی دوست بداری،  موفق خواهی بود.

هرمن کین

 

 

موفقیت پیش رفتن است، نه به نقطه پایان رسیدن. راه موفقیت، همیشه در حال ساخت است.

 

آنتونی رابینز

 

عارفانه ها 12

چهار شنبه, 4 جولای, 2012

الهی،همه از تو ترسند و من از خود

از تو همه نیکی دیده ام و از خویش همه بد

الهی از بوده نالم یا از نبوده؟

از بوده محال است و از نبوده،بیهوده

الهی همچون بید می لرزم که مبادا به هیچ میرزم!

 

خواجه عبدالله انصاری

او خوشبخت بود!

سه شنبه, 19 جولای, 2011

او خوشبخت بود،چون هيچ سوالي نداشت.

اما روزي سوالي به سراغش آمدو از آن پس خوشبختي ديگر محال بود.

او از خدا معني زندگي را پرسيد.اما خدا جوابش را با سوال خودش داد وگفت:اجابت تو همين سوال است.سوالت را بگير و در دلت بكار و فراموش نكن كه اين دانه اي است كه آب و نور مي خواهد.

او سوالش را كاشت.آبش داد و نورش داد و سوالش جوانه زد و شكفت و ريشه كرد.ساقه و شاخه و برگ و هر ساقه سوالي شد و هر شاخه سوالي و هر برگ سوالي.

و او كه روزي تنها يك سوال داشت،امروز درختي داشت كه از هر شاخه اش صدها سوال آويزان بود و هر برگي تازه،دردي تازه بود و هر بار كه ريشه بيشتر فرو مي رفت،درد او نيز عميق تر مي شد.

فرشته ها مي ترسيدند.فرشته ها از آن همه سوال ريشه دار مي ترسيدند.اما خدا مي گفت:نترسيد.درخت او ميوه خواهد داد و باري كه اين درخت مي آورد،معرفت است.

فصل ها گذشت و دردها گذشت و درخت ميوه داد و بسياري آمدند و جوابهاي آن را چيدند.اما در دل هر ميوه اي باز دانه اي بود و هر دانه،خود آغاز درختي است.پس هر كه ميوه اي برد،در دل خود بذر سوالي را كاشت.

و اين معني زندگاني آدم هاست.

چگونه دعا كنيم؟

شنبه, 5 فوریه, 2011

 

به قول آلکسیس کارل در کتاب نیایش:

نیایش، اگر به صورت تهاجمی و مصرانه و مستمر انجام گیرد، به اجابت می رسد.

و به قول دکتر شریعتی:

آنگاه که “تقدیر” نیست و از “تدبیر”نیز کاری ساخته نیست، “خواستن” اگر با تمام وجود  و با بسیج همه اندام ها و نیروهای روح و با قدرتی که در “صمیمیت” است، تجلی کند، اگر همه هستی مان را یک “خواستن کنیم، یک خواستن مطلق شویم، و اگر با هجوم و حمله های صادقانه و سرشار از یقین و امید و ایمان” (بخواهیم)، پاسخ خویش را خواهیم گرفت.

ایمان نیرومند “می آفریند”. هر در فرو بسته ای که کلیدش در دست ما نیست، و با اثر انگشت مهارت، حیله، تدبیر و نبوغ بازشدنی نیست، با حمله تند و سرسختانه خواستنی که از قدرت اعجازگر یقین و عشق و اخلاص، حالت تهاجمی آمرانه گرفته باشد، فرو می شکند.

و به قول شاندل:

وقتی عشق فرمان می دهد، “محال” سر تسلیم فرود می آورد.

عیسی مسیح بر راهی می گذشت، نابینایی که از درد ” نادیدن” می سوخت، بر دامنش چنگ زد و مهاجم و گدازان از دل فریاد می کشید و میگریست و ضجه می زد و رها نمی کرد.

عیسی دستش را گرفت و برپایش داشت و گفت: “نیروی ایمانت” تو را شفا داد.