برچسب ها بـ ‘مجازات’

خدا تنهاست!

شنبه, 19 ژانویه, 2019

دانستن،اعظم گناهان است و تنهایی اشد مجازات.
آنکه بیشتر می داند،سزاوارتر به تنهایی.
به سوگ بنشیند،آنکه فهمید.
بسوزاند درونش و شعله کشد وجودش،از زبانه های به بلندای سایه نارون تنهایی.

هر که او بیدارتر پر دردتر
هر که او آگاه تر رخ زردتر
همانا خداست تنهاترین تنهایان.
اما همین خدای تنها،از رگ گردن به شما نزدیکتر است.
خدای تنها،یار تنهایان است.
به دادش برسید!

تصویر نوشته 101

سه شنبه, 1 ژانویه, 2019

مقالات 85

یکشنبه, 12 فوریه, 2017

انسان و تنهاییش 7

پس از قطعی شدن حکم، سقراط برای قضّات پیش‌گویی می‌کند که به زودی به مجازاتی بسیار سخت‌تر ازآنچه بر او روا داشته‌اند، گرفتار خواهند شد.

به نظر سقراط «اگر می‌اندیشید که با کشتن من می‌توانید کسی را از نکوهش زندگی زیان‌آورتان بازدارید، سخت در اشتباهید. این راه فرار، راهی نیست که ممکن یا آبرومندانه باشد. آسان‌ترین و شریف‌ترین راه، ازپای درآوردن دیگران نیست؛ بلکه بهتر ساختن خویشتن است.»

پس از پایان دادگاه و صدور حکم، سقراط به زندان برده می‌شود. گروهی از شاگردان وی راه فرار از طریق رشوه‌دادن به نگهبانان را به او پیشنهاد کردند.

سقراط در پاسخ می‌گوید که به موجب قانون محکوم گشته‌است، و خطاست که برای گریز از مجازات دست به کاری خلاف قانون بزند. سپس او چنین می‌انگارد که با قوانین آتن مشغول مکالمه است؛ و در این مکالمه قوانین می‌گویند که سقراط نسبت به قوانین همان حقی را دارد که پسر به پدر و برده به صاحب خود مدیون است. این گفتگو چنین پایان می‌یابد:«پس ای سقراط، از ما که تو را پرورانده‌ایم بشنو زندگی و فرزندانت را بر عدالت مقدّم مدان، بلکه نخست عدالت را در نظر داشته باش، تا کردارت در برابر بزرگان جهان پایین صواب باشد. زیرا اگر چنان کنی که کریتو می‌گوید، نه خود را قرین سعادت یا قدس یا عدالت جهانی یا سعادت ابدی ساخته‌ای و نه کسانت را. تو اکنون بی‌گناه می‌روی، در حالی می‌روی که بد نکرده‌ای بلکه با تو بد کرده‌اند… تو قربانی قوانین نیستی، بلکه قربانی مردمی؛ امّا اگر پاسخ بدی را با بدی بدهی، و در ازای آسیب، آسیب برسانی، و بدین طریق عهد و پیمانی را که با ما بسته‌ای بشکنی، و بر کسانی که کمتر از همه سزاوار ستم هستند، یعنی خودت و دوستانت و کشورت و ما، ستم رواداری، آنگاه تا زنده‌ای ما بر تو خشم خواهیم گرفت، و برادران ما، یعنی قوانین عالم دیگر، نیز تو را دشمن خواهند داشت؛ زیرا خواهند دانست که تو در راه از میان بردن ما از هیچ کاری فروگذار نکرده‌ای.»

سلسله مباحث مدیریتی17

سه شنبه, 21 اکتبر, 2014

آیا والدین نیز درباره مسایل تربیتی فرزندان شان آموزش های خاصی می بینند؟
مسئول رشد هر کودکی پدر و مادر او هستند و تحت هیچ عنوانی نمی توانند از زیر این مهم شانه خالی کنند. در واقع “ووگستو “، “داوپله” و “مهدکودک” ها ابزارهایی در اختیار والدین قرار می دهند تا بر این مهم نایل آیند . علاوه بر این در کشوری چون دانمارک همه کتابخانه ها مجانی بوده و خانواده ها می توانند با گرفتن کمک از مشاوران کتابخانه کتاب های مخصوص تربیتی را دریافت کرده و مطالعه کنند و سطح دانش خود را ارتقا دهند. در کتابخانه ها همچنین هر از چندی برنامه پخش فیلم های آموزشی و سخنرانی هایی درباره تعلیم و تربیت کودکان ترتیب داده می شود.
با این حال وقتی هم مشاهده شود که والدینی فاقد اطلاعات کافی در این زمینه هستند مطلب بلافاصله با شهرداری محل و مشاورین والدین در میان گذاشته می شود و امکانات یادگیری در اختیار والدین قرار داده می شود. این مساله بدان قدر اهمیت دارد که اگر والدین نتوانند از عهده این کار برآیند در آخر کودکان شان را از آنان می گیرند و در محل های دیگری نگهداری می کنند.
البته هیچ شهرداری دوست ندارد هیچ کودکی را از پدر و مادرش جدا کند چون به یقین حاصل شده است که بهترین محل و محیط برای زندگی کودک دقیقا خانواده آن کودک است ولی در مواردی متاسفانه راه دیگری باقی نمی ماند.
دور کردن اطفال از والدین معمولا در دوره های دو ساله صورت می گیرد که در این دو سال والدین دوره های مخصوصی می بینند تا آمادگی لازم را برای نگهداری کودکانشان ببینند و البته طی همین مدت والدین می توانند ماهی یک یا دو بار فرزند خود را ملاقات کنند ، زمان این مساله را مشاوران مشخص می کنند و این به این خاطر است که حقی از بچه ها ضایع نشود.
اما اگر مساله کودک آزاری حاد باشد گاه ممکن است دوران دور کردن فرزندان از والدین تا به سن بلوغ رسیدن فرزندان طول بکشد و طول این محکومیت را دادگاه و هیئتی از انجمن شهر تعیین می کنند.همچنین مواردی از کودک آزاری می تواند مجازات های سنگینی مثل زندان را نیز در پی داشته باشد

اگر من……..بودم

سه شنبه, 28 فوریه, 2012

اگر من یک وزیر بودم

سعی می کردم تا می توانم از پذیرش این مسئولیت شانه خالی کنم

و چون به هر دلیلی می پذیرفتم

شایسته ترین ها را فارغ از هر حزب و جناحی بکار می گرفتم

ناشناس دست به ارزیابی پیشرفت امور می زدم

هر یکی دو ماهی یک بار خود را ملزم به ارائه گزارش به مردم و پاسخ به سوالاتشان می کردم

هر کوتاهی و آلودگی در سیستم تحت نظارتم را بدون اغماض به محاکم قضایی می سپردم

و با رخ دادن اتفاقی که حاکی از ظلم به مردم باشد،اولین کسی را که مجازات می کردم،خودم بود که با استعفا قبول مسئولیت می کردم.

وصيتنامه داريوش

دوشنبه, 31 ژانویه, 2011

وصيتنامه داريوش

اينك كه من از دنيا ميروم بيست وپنج كشور جزو امپراتوري ايران ميباشد ودر تمام اين كشورها پول ايران رواج دارد.و ايرانيان در آن كشورها داراي احترام ميباشند و مردم كشور ها نيز داراي احترام هستندجانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها بكوشد وراه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آنها دخالت نكند و مذهب و شعائر آنها رامحترم بشمارد اكنون كه من از دنيا مي روم تو دوازده كرور در زردرخزانه سلطنتي داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو ميباشد. زيرا قدرت يك پادشاه فقط در شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست البته به خاطر داشته باش كه تو بايد به اين ذخيره ها يبافزايي نه كه از آن بكاهي.من نميگويم كه از آن برداشت نكني زيرا قاعده اين زر اين است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند. اما در اولين فرصت آنچه را كه برداشتي به خزانه برگردان. مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن.ده سال است كه من مشغول ساختن انبار هاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها كه از سنگساخته ميشود به شكل استوانه است , در مصر آموختم .چون انبار ها پيوسته تخليه ميشود حشرات در آن بوجود نمي آيند و غله در اين انبارها سالها مي ماند. بدون اينكه فاسد شوند. وتوبايد بعد از من به ساختن انبار هاي غله ادامه دهي تا اينكه همواره آذوقه دو يا سه سال كشور در انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اينكه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خواربار استفاده كن و غله جديد را بعد از اينكه بو جاري شد به انبار منتقل نما. بدين ترتيب تو هرگز براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشكسالي شود.هرگز دوستان ونديمان خود را به كارهاي مملكتي نگمار براي آنان همان مزيت دوست بودن با تو كافيست.چون اگر دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي بگماري و آن به مردم ظلم بنمايند و استقاده نا مشروع كنند نخواهي توانست آنهارا مجازات كني چون با تو دوست هستند وتو ناچاري رعايت دوستي نمايي.كانالي كه من ميحواستم بين شط نيل و درياي سرخ بوجود بياورم هنوز به اتمام نرسيده و تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد و تو بايد آن كانال را باتمام برساني و عوارض عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آنقدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند.اكنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اينكه در اين قلمرو ايران , نظم وامنيت برقرار كند. ولي فرصت نكردم سپاهي به يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني. با يك ارتش نيرومند به يونان خمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند.توصيه ميكنم هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده. چون هردوي آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور كن.افسران و سربازان ارتش را راضي نگهدار و با آنها بدرفتاري نكن.اگر بد رفتاري كني آنها نخواهند توانست معامله متقابل كنند. اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد. ولوبه قيمت كشته شدن جان خودشان باشدو تلافي آنها اينطور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند وتسليم مي شوند تا اينكه وسيله شكست خوردن تو را فراهم نمايند.امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسندتا اينكه فهم و عقل آنها بيشتر شود وهر قدر كه فهم آنها زيادتر شود تو بهتر ميتواني سلطنت كني. همواره حامي كيش يزدان پرست باش ولي هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي كنند و پيوسته به خاطر داشته باش كه هر كس بايد آزاد باشدكه از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند.بعد از اينكه من زندگي را بدرود گفتم. بدن من را بشوي و آنگاه كفني را خود فراهم كردم برمن بپيچان ودر تابوت سنگي قرار بده ودر قبر بگذار. اما قبرم را كه موجوداست مسدود نكن تا هر زمان كه متواني وارد قبر شوي و تابوت سنگي مرا در آنجا ببيني و بفهمي. من كه پدر تو و پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت مي كردم ,مردم و تو نيز مثل من خواهي مرد زيرا سرنوشت آدمي اين است كه بميرد.خواه پادشاه بيست وپنج كشور باشد و يا يك خار كن. اگر تو هر زمان كه فرصت بدست مي آوري وارد قبر شوي و تابوت را ببيني.زنهار , زنهار. هرگز هم مدعي و هم قاضي نشو اگر از كسي ادعايي داري موافقت كن كه يك قاضي بيطرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار بدهد و راي صادر نمايد. زيرا كسي كه مدعي است اگر قاضي هم باشد ظلم خواهد كرد.هرگز از آباد كردن دست بر ندار , زيرا اگر دست از آباد كردن برداري كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت.در آباد كردن , حفر قنات و احداث جاده و شهر سازي را در درجه اول اهميت قرار بده.عفو وسخاوت را قراموش نكن وبدان كه عفو فقط موقعي بايد بكار بيفتد كه كسي نسبت به تو خطائي كرده باشد واگر به ديگري خطائي كرده باشد و تو خطا را عفو كني ظلم كرده اي .بيش از اين چيزي نمي گويم و اين اظهارات را با كساني كه غير از تو در اين جا حاضرند كردم تا اينكه بدانند قبل از مرگ من توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي كنم مرگم نزديك شده است.