برچسب ها بـ ‘مثابه’

نقد و تحلیل جباریت 49

یکشنبه, 9 آگوست, 2020

كساني كه حرفه شان اسطوره سازي براي شخصيت هاست و فرآيند پيدايش استبداد و خودكامگي را ناشي از ويژگي هاي شخصيتي حاكم خودكامه مي دانند، واقعيات عيني بسيار مهمي را وارونه تعبير مي كنند، چراكه هيچ مستبدي جداي از افرادي كه او را مطرح مي كنند و به او ايمان مي آورند قابل تصور نيست . زمينه هاي روان شناختي ساختار نظام استبدادي با وجود تك تك افرادي كه آمادة اطاعت و پيروي كوركورانه از نظام خودكامگي باشند فراهم مي شود. تا هنگامي كه عطش قدرت طلبي به مثابة يك بيماري در نظر گرفته نشود و از افراد قدرت طلب همانند بيماران رواني پرخاش گر و افراد جذامي دوري نشود، به لحاظ رواني خطر گرايش به سمت استبداد و خودكامگي هم چنان وجود دارد. البته روشن است كه جنبة رواني تعيين كنندة تماميت مسأله نيست و به اين پرسش كه آيا استبداد وخودكامگي در يك جامعة خاص تحقق خواهد يافت يا نه، جريانات ديگري بايد پاسخ دهند.

کلید توسعه ایران 26

چهار شنبه, 11 مارس, 2020

مادران امروز پا به پای معلمان به آموزش دانش آموزان می پردازند و با دقت ویژه هنجارها و الگوهای رفتاری و باورهای لازم را به فرزندان آموزش می دهند.
نقش خانواده ها به ویژه در آموزش دبستانی در آینده بیشتر خواهد شد،یعنی اگر ماهواره ها،موبایل ها،فیس بوک و شبکه های اینترنت مجازی برای دبیرستان ها نقش اصلی انتقال فرهنگ را ایفا می کنند، در مورد دبستان ها،مادرها جای موبایل ها و ماهواره ها را دارند.مادران با توجه به اینکه هم تحصیلکرده هستند و هم تک فرزند یا دو فرزند بیشتر ندارند،یا فاصله فرزندان اول و دوم خیلی زیاد است،از توانایی های ذهنی و مهارت های لازم برای اینکه در سطح دبستان بتوانند به کودکان کمک کنند ، برخوردارند.همچنین از سرمایه اقتصادی و سرمایه اجتماعی لازم هم برخوردارند و اوقات فراغت لازم را نیز دارند. در نتیجه در مورد دبستان آینده ما باید روی نقش مادران تاکید کنیم،یعنی مدرسه را به مثابه میدان یا فضای معنایی آموزش اگر تعریف کنیم،نقش اصلی را در این مورد ،مادران ایفا می کنند.

کلید توسعه ایران 23

چهار شنبه, 12 فوریه, 2020

آقای نعمت الله فاضلی در مقاله ای تحت عنوان” مدرسه به مثابه میدان معنا” چنین آورده:
مدرسه در معنای واقعی اش فضایی است که در آن تجربه ها و فرایندهای یادگیری و یاددهی رخ می دهد.مطابق این تعریف،مدرسه هستی اعتباری ندارد،بلکه تنها هستی واقعی دارد.ممکن است نام جایی مدرسه باشد،ولی در آن یاددهی و یادگیری واقعی رخ ندهد و بالعکس،ممکن است جایی نام مدرسه نداشته باشد،ولی نیازهای واقعی آموزشی مردم در آنجا رخ دهد.
مدرسه نوعی فضای ذهنی و معنایی با مجموعه ای از شبکه های مناسبات اجتماعی است که ما در آن فعالیت های مشخص آموزشی و غیر آموزشی را انجام می دهیم و مجموعه ای از معانی را تولید،بازتولید و توزیع می کنیم.مفهمی که در اینجا از مدرسه مورد نظر است،مدرسه را به مثابه فضای معنایی و فراتر از مفهوم نهاد اجتماعی در نظر می گیرد.
مدرسه میدان یا فضایی معنایی است که در آن مجموعه ای از ذهنیت ها ،باورها،ارزش ها و جهان بینی ها وجود دارد و آموزش،یعنی فرایند یاد دهی – یادگیری ،در آن تحقق پیدا می کند،یعنی مجموعه ای از پیش فرض ها و باورهای مربوط به معنای یادگیری،معنای یادگیرنده،فایده ها و ارزش های یادگیری – یاددهی ،کاربردهای سواد،ابعاد متفاوت دانش و کارکردهای گوناگون که یادگیری – یاددهی یا دانش می تواند داشته باشد. مدرسه یک میدان معنایی است که ما همه این باورها را در آنجا به نوعی انسجام می دهیم و به آن ها عینیت می بخشیم.

خرید دیجیتالی 3

سه شنبه, 23 فوریه, 2016

ﻣﺒﺎﻧﯽ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد:

ﺑﻪ ﻫﺮ روي ﺑﺪﯾﻬﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ اﻣﺮوزه ﻫﺮ ﺑﺮداﺷﺘﯽ از ﭘﻮل اﺳﺘﻔﺎده ﻧﺸﺪه ﭼﻪ از ﺳﻮي ﺷﺨﺺ ﺣﻘﯿﻘﯽ و ﯾﺎ ﺷﺨﺺ ﺣﻘﻮﻗﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮاي اﻧﺠﺎم ﭘﺮداﺧﺘﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺻﺎﺣﺐ ﭘﻮل ﺑﺮاي دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﮐﺎﻻ و ﯾﺎ ﺧﺪﻣﺖ اراده ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.و در ﺳﻮيِ دﯾﮕﺮ ﻫﺮ درﯾﺎﻓﺖ ﭘﻮﻟﯽ از دﯾﮕﺮان ﻧﯿﺰ ﻧﺘﯿﺠﻪ يِ اراده ﺑﻪ دادن ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺖ ﺑﻮده اﺳﺖ.در ﺑﯿﺎن دﯾﮕﺮ ﻫﺮ ﭘﻮﻟﯽ و ﯾﺎ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺘﯽ زﻣﺎﻧﯽ اﻣﮑﺎن ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻨﯽ در ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ را ﻣﯽ ﯾﺎﺑﻨﺪ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﺘﺮ دو اراده ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ را راﺿﯽ ﮐﺮده ﺑﺎﺷﻨﺪ.ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﮔﺴﺘﺮدﮔﯽ اﻣﮑﺎﻧﺎت دﯾﺠﯿﺘﺎﻟﯽ و داﻧﺶ ﻓﻀﺎي ﻣﺠﺎزي در ﺳﺮاﺳﺮ ﮐﺸﻮر ﺑﺴﯿﺎر آﺳﺎن اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﮐﻪ در اﻗﺘﺼﺎد اﺻﻠﯽ ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه اﺳﺖ در ﺻﻮرﺗﯽ اﻣﮑﺎن ﻣﻌﺎﻣﻼﺗﯽ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﻨﺪ ﮐﻪ ﮐﺪ ﻣﻌﺎﻣﻼﺗﯽ اﺧﺬ ﮐﺮده ﺑﺎﺷﻨﺪ و در ﺳﻮي دﯾﮕﺮ ﻫﺮ ﺻﺎﺣﺐ ﭘﻮﻟﯽ زﻣﺎﻧﯽ ﭘﻮل ﺧﻮد را ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺮداﺷﺖ ﻧﻤﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﭘﯿﺶ ﮔﻔﺘﻪ روﺑﺮو ( واژه يِ روﺑﺮو دﻗﯿﻘﺎً ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﻟﯿﻨﮏ ﺷﺪن در ﻓﻀﺎي ﻣﺠﺎزي اﺳﺖ ) ﺷﻮد در ﻏﯿﺮ اﯾﻦ ﺻﻮرت اراده يِ اﯾﻦ دو ﻧﻔﺮ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ اﻧﺠﺎم ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻧﻤﯽ ﮔﺮدد. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﯾﮕﺮ ﭘﻮل ﺗﺎ زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ در ﭘﯽِ ﮐﺎﻻيِ ﺑﺪون ﮐﺪ ﻣﻌﺎﻣﻼﺗﯽ ﺑﺎﺷﺪ اراده اي اﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ در ﻣﺮﺣﻠﻪ يِ اﺳﺘﻌﺪاد ﺑﺎﻗﯽ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ و ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺧﻮد را ﺑﺎ ﮐﺎﻻي ﺑﺪون ﮐﺪ ﻣﻌﺎﻣﻼﺗﯽ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﻧﻤﺎﯾﺪ.در واﻗﻊ ﭘﻮل ﺑﺪون در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ وﯾﮋﮔﯽ ﺷﻤﺎرش ﭘﺬﯾﺮ ﺑﻮدن ، ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ارزش و ﻧﯿﺮوي ﺟﻤﻌﯽ اﺳﺖ و ﻟﺬا در ﻣﺮﺣﻠﻪ يِ ﺷﻤﺎرش ﭘﺬﯾﺮ ﺑﻮدن ﻣﯽ ماند .ﺑﺮ اﯾﻦ ﭘﺎﯾﻪ ﻣﺎﻟﮑﯿﺖ ﭘﻮل و ﯾﺎ ﻓﺮدﯾﺖ ﯾﺎﺑﯽ آن زﻣﺎﻧﯽ اﺣﺮاز ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ و ﻣﺼﺮف آن را ﻓﺮﻣﺎن داده اﺳﺖ ، روﺑﺮو ﮔﺮدد .در ﯾﮏ ﺑﯿﺎن ﺳﺎده و ﻋﻤﻠﯿﺎﺗﯽ :اﮔﺮ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﻓﺮدي ﺻﺎﺣﺐ ﭘﻮل ﺑﺎﺷﺪ و اراده ﺑﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﻮاد ﻣﺨﺪر ﻧﻤﺎﯾﺪ و ﯾﺎ اراده ﺑﻪ ،در ﺟﺎﻣﻌﻪ يِ ﻧﻤﻮﻧﻪ ، دادنِ رﺷﻮه داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ، و اﯾﻦ دو ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺎﻻي ﻣﻮاد ﻣﺨﺪر و ﺧﺪﻣﺖ رﺷﻮه ﻓﺎﻗﺪ وﯾﮋﮔﯽِ ﻣﻌﺎﻣﻼﺗﯽ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﺷﺪه ﺑﺎﺷﻨﺪ ، در آن ﺻﻮرت ﭘﻮلِ ﻓﺮد ﻓﺮﺿﯽ ، ﻓﺮدﯾﺖ ﻧﻤﯽ ﺑﺎﯾﺪ و در ﻫﻤﺎن ﻣﺮﺣﻠﻪ ِي ﺷﻤﺎرش ﻧﺎﭘﺬﯾﺮي و ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ.و ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮر ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻣﺎزاد ﮐﻪ ﺑﺮاي اﻧﺠﺎم ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﺎﻻي ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ اﺳﺖ و ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺷﺨﺺ ﯾﺎ ﺷﺮﮐﺖ ﻧﯿﺴﺖ و اﮔﺮ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﺗﻮﻟﯿﺪي ﺑﻪ ﻣﻘﺎم ﻋﺮﺿﻪ وارد ﺷﻮد، ﺗﻌﻠﻖ و ﻫﻮﯾﺖ ﺟﻤﻌﯽ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ.ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ اﮔﺮ ﻓﺮدي ﻗﺼﺪ ﻋﺮﺿﻪ يِ ﻣﻮاد ﻣﺨﺪر و ﯾﺎ ﮔﺮﻓﺘﻦ رﺷﻮه داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﭼﻮن اﯾﻦ دو ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺎﻻي ﻣﻮاد ﻣﺨﺪر و ﺧﺪﻣﺖ رﺷﻮه داراي ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ اﻃﻼق ﮐﺎﻻ ﻧﺪارﻧﺪ ، ﻟﺬا درﺳﺖ ﺑﺮ ﻋﮑﺲ ﭘﻮل در ﻣﻘﺎم ﻓﺮدﯾﺖ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ و اﻣﮑﺎن ﮐﺎﻻ ﺷﺪن و ﺣﻀﻮر در ﻧﯿﺮوي ﺟﻤﻌﯽ ﻧﻤﯽ ﯾﺎﺑﻨﺪ. ﺑﺮ اﯾﻦ ﭘﺎﯾﻪ ﺣﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت را ﺑﺮاي رﻓﻊ ﻧﯿﺎز ﺧﻮد ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ و ﻗﺼﺪ ﺑﺮﺧﻮرداري از ﺑﺎزار را ﻧﺪارد ( ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻏﺬا ﮐﻪ در آﺷﭙﺰﺧﺎﻧﻪ ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺮاي ﻣﺼﺮف ﻓﺮدي ﺗﻬﯿﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد) او ﻫﻢ در ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺎر و ﯾﺎ ﻣﻮاد اوﻟﯿﻪ ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺑﺎزار ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﻧﻤﺎﯾﺪ و ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺧﺮﯾﺪ و ﻓﺮوش دﯾﺠﯿﺘﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺳﻼﻣﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﺗﻀﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ، ﺗﻦ در  دﻫﺪ.ﺟﺴﺘﺠﻮيِ ﯾﺎﻓﺘﻦ و درك اﻧﻀﻤﺎﻣﯽ ﺟﺮﯾﺎن ارزش در ﺑﺎور ﻣﺪﯾﺮان و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰان در ﭘﺬﯾﺮش اﯾﻦ ﻣﺒﺎﻧﯽ ﺳﺨﻦ آﺧﺮ اﯾﻦ ﺑﺨﺶ از ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.

ﺟﺎﯾﮕﺎه ﺳﺎﻣﺎﻧﻪ يِ ﺑﺎﻧﮑﯽ در ﺧﺮﯾﺪ و ﻓﺮوش دﯾﺠﯿﺘﺎﻟﯽ:

رﺳﺎﻟﺖ ﺳﺎﻣﺎﻧﻪ يِ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﻣﺒﻨﯽ ﺑﺮ دو اﺻﻞ ﺟﻤﻊ آوري ﭘﺲ اﻧﺪاز ﻫﺎي ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﺗﺒﺪﯾﻞ آن ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاري ﺳﻮدﻣﻨﺪ و ﺳﺎزﻧﺪه در اﻗﻠﯿﻢ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.اﺻﻞ اول ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺑﻨﯿﺎدي ﺗﺮﯾﻦ وﻇﯿﻔﻪ يِ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺑﺮ ﻣﺪار اﻓﺰاﯾﺶ ﻧﯿﺮوي ﺟﺎﻣﻌﻪ ﮐﻪ ﻫﻤﺎن ﻧﮕﻬﺪاﺷﺖ و ﺳﭙﺲ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﺪرت ﺧﺮﯾﺪ ﭘﺲ اﻧﺪازﮐﻨﺪﮔﺎن ﺑﻮده ﮐﻪ اﯾﻦ ﻣﻬﻢ ﻓﻘﻂ و ﻓﻘﻂ در ﺗﺒﺪﯾﻞ ﭘﺲ اﻧﺪاز ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﺟﺮﯾﺎن و اﻧﻀﻤﺎﻣﯽ دﯾﺪن اﯾﻦ دو ﻣﻤﮑﻦ ﻣﯽ ﮔﺮدد.ﺑﺮ اﯾﻦ ﭘﺎﯾﻪ اﯾﻦ آرﻣﺎن در ﺻﻮرت ﭘﯿﺎده ﺳﺎزِي ﺧﺮﯾﺪ و ﻓﺮوش دﯾﺠﯿﺘﺎﻟﯽ ﻣﺠﺎل آﺷﮑﺎر ﺷﺪن ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ.ﺑﻪ ﻃﻮر ﻋﻤﻠﯿﺎﺗﯽ در ﺧﺮﯾﺪ و ﻓﺮوش دﯾﺠﯿﺘﺎﻟﯽ ﺟﻤﻊ آوري ﭘﺲ اﻧﺪاز ﺑﻪ ﺳﺎن ﮔﺬﺷﺘﻪ اداﻣﻪ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ اﻣﺎ در ﺳﺮﻓﺼﻞ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎن وام ، ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺣﻀﻮر ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﯾﺎﻓﺖ ﮐﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺑﺎﻧﮑﯽ را ﺑﺮاي ﮔﺮدش ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎﺗﯽ ﮐﻪ در اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺠﺎز ﺟﺮﯾﺎن دارد، ﺑﻪ ﮐﺎر ﮔﯿﺮﻧﺪ. و اﮔﺮ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺑﺎﻧﮑﯽ را ﺑﻪ ﻏﯿﺮ از اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ ﺑﺨﻮاﻫﻨﺪ ﺧﺮج ﮐﻨﻨﺪ ،اﯾﻦ ﺳﯿﺴﺘﻢ ، راه را ﺑﺮ اﻧﺠﺎم اﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺧﻮاﻫﺪ بست.

هزینه تمام شده دختران نسبت به پسران 1

سه شنبه, 18 آگوست, 2015

ﮔﺰﯾﻨﺶِ ﻋﻨﻮان “ﻫﺰﯾﻨﻪ يِ ﺗﻤﺎم ﺷﺪه يِ دﺧﺘﺮان ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﭘﺴﺮان” ﺗﻼﺷﯽ ﺑﺮاي ﺑﻪ ﻣﯿﺪان آﻣﺪنِ ﺗﺤﻠﯿﻞ “ﻗﯿﻤﺖ ﺗﻤﺎم ﺷﺪه يِ دﺧﺘﺮﭘﺮوري ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﭘﺮوري” از دﯾﺪﮔﺎه واﻟﺪﯾﻦ دﺧﺘﺮدار اﺳﺖ . اﯾﻦ ﻋﻨﻮان ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻨﮕﯽِ ﺑﻨﯿﺎن ﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در ﺑﺮاﺑﺮ ﻓﺸﺎر روزاﻓﺰورن ِﭘﺎراداﯾﻢ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﭘﺪﯾﺪه يِ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪن ﺑﺮايِ از ﻣﯿﺎن ﺑﺮداﺷﺘﻦ آﻧﻬﺎ ،و ﺧﻮاﺳﺖ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﺑﺮ ﻫﻤﮕﺮاﺋﯽ و ﻣﻘﺎوﻣﺖ در ﺑﺮاﺑﺮ آن و در ﺳﻮيِ دﯾﮕﺮ واﮔﺮاﺋﯽ دوﻟﺖ ﻫﺎ در ﺑﻨﯿﺎن ﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺗﺮ ﺷﺪن ِﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي ﭘﺮورش ﮔﺮدﯾﺪه ﭘﯽ ﮔﯿﺮي ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. ﺑﻪ دﯾﮕﺮ ﺳﺨﻦ ﺣﻀﻮر ﻫﻤﺰﻣﺎن اﯾﻦ دو ﻣﺤﻮر و ﮐﺸﻤﮑﺶ اﯾﻦ دو ﺑﺮايِ از ﻣﯿﺎن ﺑﺮداﺷﺘﻦِ دﯾﮕﺮي ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎ را ﻫﻢ از ﻧﮕﺎه اﻗﺘﺼﺎد ﮐﻼن و ﻧﯿﺰ اﻗﺘﺼﺎد ﺧﺮد ﯾﻌﻨﯽ ﺧﺎﻧﻮاده اﻓﺰاﯾﺶ داد.ه اﺳﺖ و اﯾﻦ ﮔﺬر زﻣﺎﻧﯽ ﺑﺪون در ﻧﻈﺮ داﺷﺖ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ داوري و ارزش ﮔﺬاري ﺑﻪ ﻫﺮ از ﯾﮏ از آﻧﻬﺎ در ﺳﻪ ﺑﺨﺶ ﺑﻪ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﻧﺨﺴﺖ ﺑﯿﺎن ﮔﺰارﺷﻮاره از ﺗﻐﯿﯿﺮات ﭘﺪﯾﺪه ِي ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪن و دوم ﺑﯿﺎن رﻓﺘﺎرﭘﺎرادوﮐﺴﯿﮑﺎل دوﻟﺖ ﻫﺎ و ﺗﺤﻤﯿﻞ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﻪ ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ و در ﺑﺨﺶ ﺳﻮم ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻓﺸﺎر وارده ﺑﺮ واﻟﺪﯾﻦ دﺧﺘﺮدار ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.اﻣﺎ ﭘﯿﺶ از ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ ﺑﺨﺶ ﻫﺎيِ ﺳﻪ ﮔﺎﻧﻪ ، ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ اﺳﺖ ﺑﺮداﺷﺖ اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ از ﭘﺎراداﯾﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﻮد ، روﺑﺮو ﺷﺪن ﺑﺎ واژه يِ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﻣﺎ را ﺑﻪ آن ﺑﺨﺶ از داﻧﺴﺘﻪ ﻫﺎي ﺑﺸﺮي ﮐﻪ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﮐﺮدار و رﻓﺘﺎر روزاﻧﻪ ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ دﺳﺘﺎوردﻫﺎِي داﻧﺸﺒﺎوراﻧﻪ و ﮐﺮداري، ﭘﺪﯾﺪار ﻣﯽ ﺷﻮد رﻫﻨﻤﻮن ﻣﯽ ﺳﺎزد و ﺑﺮ اﯾﻦ ﭘﺎﯾﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ، از ﺧﻮد ﮐﺮدن دﯾﮕﺮان و ﭘﺲ ﻧﺸﯿﻨﯽِ دﻟﻨﺸﯿﻦ و ، ﺳﺎزﻧﺪه يِ ﻓﺮد از ﺧﻮد ﻓﺮدي اﺳﺖ.و ﭘﺎراداﯾﻢ ﮐﺸﺶ ﺟﺎن ﻫﺎﺳﺖ ﺑﺮاي ﺻﺪرﻧﺸﯿﻨﯽِ ﮐﺮدار و رﻓﺘﺎر ﻧﻮ ﮐﻪ رﻓﺘﺎر و ﮐﺮدار ﭘﯿﺸﯿﻦ را دور اﻧﺪازد.

چرا سازمان برنامه و بودجه؟2

سه شنبه, 10 فوریه, 2015

ﻣﻘﺪﻣﻪ
1- ﻫﺮ ﺳﺎل ﻣﻮﺳﻢ ﺑﻮدﺟﻪ ﺑﺎ ﻫﯿﺎﻫﻮي ﺑﺴﯿﺎر و ﻧﻮﯾﺪﻫﺎي ﻓﺮاوان ﺑﺎ ﺟﻮﻻن ارﻗﺎم ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن در ﺳﺮﻓﺼﻞ ﻫﺎي رﻧﮕﺎرﻧﮓ ﺑﺎ اﻣﯿﺪ ﺑﻪ اﯾﻦ ﮐﻪ دﺳﺘﺎورد ﮐﺎرﮐﺮد اﯾﻦ ﺳﻨﺪﻫﺎ (ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ و ﺑﻮدﺟﻪ ﻫﺎ) اﻓﺰاﯾﻨﺪه يِ “ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ”، ﻓﺮا ﻣﯽ رﺳﺪ و ﻓﺮو ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﺪ .وﻟﯿﮑﻦ ﻓﺮﺟﺎم ﮐﺎرﮐﺮد ﺑﻮدﺟﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﮐﺎﻫﺶ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ، ﮐﺎﻫﺶ ارزش ﭘﻮل ﻣﻠﯽ و ﺟﻮﻻن ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎن ﺗﻮرم اﻓﺴﺎر ﮔﺴﯿﺨﺘﻪ(ﺗﺎگ)ﻣﻨﺘﻬﯽ ﻣﯽ ﮔﺮدد و ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﭼﻨﺪ ﭘﺮﺳﺶ در ذﻫﻦ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺟﻮﻻن در ﻣﯽ آﯾﺪ :
1 – ﺷﺎﯾﺪ اﻧﺪازه يِ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﻧﯿﺴﺖ؟
2 – ﺷﺎﯾﺪ ﺳﺮﻓﺼﻞ ﻫﺎي ﺑﻮدﺟﻪ از ﯾﮑﭙﺎرﭼﮕﯽ ارﮔﺎﻧﯿﮏ ﮐﻪ در ﭘﯽ اﻓﺰاﯾﺶ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺑﺮﺧﻮردار ﻧﯿﺴﺖ؟
3 – ﺷﺎﯾﺪ اﻓﺰاﯾﺶ “ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ” ﯾﮕﺎﻧﻪ ﻫﺪف ﺳﻨﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺑﻮدﺟﻪ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺖ؟
4 – ﺷﺎﯾﺪ اﺳﺎﺳﺎ ﻧﯿﺮوي ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﻣﻔﺮوﺿﺎت ﺑﻨﯿﺎدي آن و ﺗﺌﻮري ﻫﺎي ﭘﺸﺘﯿﺒﺎن ، درﺳﺖ ﺗﻌﺮﯾﻒ و ﺗﺒﯿﯿﻦ ﻧﺸﺪه ﺑﺎﺷﺪ؟
5 – ﺷﺎﯾﺪ ﻧﻬﺎد ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي و ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ در ﺗﺪارك و ﺗﺎﻣﯿﻦ ﺳﺮﻓﺼﻞ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﻧﻬﺎد ﺗﺪارﮐﺎت ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪ ﻧﯿﺴﺖ؟
-6 و…….. ﭘﺮﺳﺶ ﻫﺎي دﯾﮕﺮ ﻣﺎ را ﺑﺮ آن داﺷﺖ ﺗﺎ در اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﺑﻪ ﻧﻘﺶ و ﺟﺎﯾﮕﺎه ﻧﻬﺎد ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي و ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ و ﯾﺎ ﻫﻤﺎن ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺑﻮدﺟﻪ ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺷﻮد.
ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﭘﯿﺸﺎﭘﯿﺶ ﺑﺮ ﻫﺮ ﻓﺮد ﺑﯽ ﻃﺮﻓﯽ روﺷﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺎﺗﻮاﻧﯽ و ﮐﻢ ﺗﻮاﻧﯽ ﻧﻬﺎد ﻣﺰﺑﻮر ﻣﺸﺨﺼﺎ ﺑﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ واﺑﺴﺘﻪ اﺳﺖ و از اﯾﻦ ﻧﮕﺎه ﺷﺎﯾﺪ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﻮد ﻣﻮﺿﻮع ﺑﺎ ﻣﺮﮐﺰﯾﺖ دوﻟﺖ ﻫﺎ ﺑﺮرﺳﯽ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﯽ ﮔﺮدﯾﺪ. اﻣﺎ اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻮان ﺗﺨﺼﺼﯽ و ﻧﯿﺰ ﺳﺎﺑﻘﻪ يِ ﺑﯿﺶ از60ساله اﯾﻦ ﻧﻬﺎد ، ﻣﻮﺿﻮع را ﺑﺎ ﻣﺮﮐﺰﯾﺖ اﯾﻦ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﮐﺎﻧﻮن دوﻟﺖ ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ. و اﯾﻦ ﺟﺴﺘﺎر ﺑﺎ ﺑﻬﺮه ﮔﯿﺮي از ﮐﺎرﮐﺮد ﺗﺮازو و آﯾﯿﻦ ﺗﺮازي و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻧﻈﺮﯾﻪ يِ ﻣﻘﺪاري ﭘﻮل ﮐﻪ در اداﻣﻪ ﺑﻪ آن ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ از ﻧﻬﺎد ﻣﺰﺑﻮر اﻧﺘﻈﺎر دارد ﮐﻪ ﻫﺮ ﯾﮏ رﯾﺎل ﺑﻮدﺟﻪ ﮐﻪ ﺑﺮاي ﻫﺮ ﺳﺮﻓﺼﻞ ، ﻧﻬﺎد و ﯾﺎ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻣﻘﺮر ﻣﯽ دارد ﺑﻨﺎ ﺑﻪ اﺻﻮل ﻣﺴﻠﻢ اﻗﺘﺼﺎدي ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت در ﺳﻮي دﯾﮕﺮ ﺑﯿﺎﻧﺠﺎﻣﺪ و اﯾﻦ ﺧﻮاﺳﺖ از ﻧﻬﺎد ﺗﺨﺼﺼﯽ ﯾﺎد ﺷﺪه ، ﺧﻮاﺳﺖ ﻋﻠﻤﯽ و ﻧﯿﺰ اﺧﻼﻗﯽ اﺳﺖ.در ﺑﯿﺎن دﯾﮕﺮ ﺑﺎ در ﻧﻈﺮ داﺷﺖ ﺗﻮان ﺗﺨﺼﺼﯽ اﯾﻦ ﻧﻬﺎد و ﺳﺒﻘﻪ اﺟﺮاﺋﯽ آن،در صورت بی اعتمادی به این رابطه اتحادی،در هم ریختگی در همه زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حتمی است.
پس در این بررسی ابتدا گذشته این سازمان از بعد از انقلاب اسلامی که توسط آقای جنت تهیه و تنظیم گردیده و پیشتر در روزنامه دنیای اقتصاد منتشر گردیده،عینا نقل می گردد.سپس با آشکار سازی نوسان آشوبی در گذشته این نهاد،ارتباط آن با نوسان آشوبی در متغیرهای اقتصادی در بازه زمانی گفته شده به عنوان نتیجه ،بررسی می گردد.آنگاه خواست و انتظار این نوشته از نهاد مزبور در نبود کنش حزبیدن و نبود تئوری های روشن صیانتی دولتها،که مانند یک نهاد تدارکات دولت رفتار نماید و بهینه ترین راه های تامین کالا و خدمات برای سرفصل های صیانتی دولت تدارک نماید که سرانجام افزاینده”نیروی مردم و جامعه” گردد ،این نوشته پایان می یابد.
ضمنا بیان واژه “تدارکات” فروکاست یا خوارداشت این سازمان نبوده بلکه تاکید بر این واژه فقط و فقط به منظور آشکارسازی هرچه بیشتر ماموریت کانونی این سازمان و همچنین همه فهم بودن آن،مراد بوده است.