برچسب ها بـ ‘متعالی’

ماجرای پایان ناپذیر حافظ 35

سه شنبه, 6 سپتامبر, 2016

عشق در نظر حافظ منبع بزرگ نیرو و حرکت است و همه مکارم زندگی از آن سرچشمه می گیرد.
در عشق حافظانه،جسم و روح هردو سهم خاص خود را دارند.از آن عشق های بیماروار مبتنی بر محرومیت محض نیست که تخیل های مستسقی را سیراب کند.تنها دارویی که انسان عرفانی – و از جمله حافظ – برای مقابله با زوال کشف کرده است،عشق است.عشق در درجه رفیع خویش البته اعجازهای خود را از خیال می گیرد،ولی همین خود تسلایی است،پیوند نی به نیستان،جزئ به کل،کوزه به دریا…….
بیمرگی باید در”کل”جسته شود.وقتی انسان به چیزی یقین کرد،آن چیز لااقل برای شخص او وجود دارد،ولو در عالم واقعیت دسترس ناپذیر باشد.
این عشق پهناور،بارقه های خود را در زیبایی های ملموس و موجود منعکس می دارد،و ستایش هایی که حافظ یا سعدی یا مولوی،با آن لحن نیایش وار متعالی،از چشم و زلف و قد و بر و دوش دارند،به این اعتبار است که پیوندی میان این ترکیب میرا و آن جاودانگی کل می بینند.

مقالات 43

یکشنبه, 6 مارس, 2016

عشق 3

مشهور است كه “بودا” درست در نخستين شب ازدواجش، در حالي كه هنوز آفتاب اولين صبح زندگي مشتركش طلوع نكرده بود، قصر پدر را در جست و جوي حقيقت ترك مي‌كند.  

اين سفر ساليان سال به درازا مي‌كشد و زماني كه به خانه باز مي‌گردد، فرزندش سيزده ساله بوده است! 

هنگامي كه همسرش بعد از اين همه انتظار چشم در چشمان”بودا” مي‌دوزد، آشكارا حس مي‌كند كه او به حقيقتيبزرگ دست يافته است.حقيقتي عميق و متعالي…

بودا كه از اين انتظار طولاني همسرشگفت‌زده شده بود از او مپرسد: چرا به دنبال زندگي خود نرفته‌اي؟! 

همسرش مي گويد: من نيز در طي اين سالها همانند تو سوالي در ذهن داشتم و به دنبال پاسخش مي‌گشتم!  

‎میدانستم كه تو بالاخره باز مي‌گردي و البته با دستاني پر!

دوست داشتم جواب سوالم رااز زبان تو بشنوم، از زبان كسي كه حقيقت رابا تمام وجودش لمس كرده باشد. مي خواستم بپرسم.آيا آن چه را كه دنبالش بودي در همين جا و دركنار خانواده ات يافت نمي شد؟!

و بودا مي گويد: حق با توست!اما من پس از سيزده سال تلاش و تكاپو اين نكته را فهميدم كه جز بي‌كران درون انسان نه جايي براي رفتن هست و نه چيزي براي جستن!  

حقيقت بي هيچ پوششي كاملاً عريان و آشكار در كنار ماست آن قدر نزديك كه حتي كلمه نزديك هم نمي‌تواند واژه درستي باشد! 

 چرا كه حتي در نزديكي هم نوعي فاصله وجود دارد!

از دکتر شریعتی

دوشنبه, 13 فوریه, 2012

از خداوند چیزی برایت میخواهم که جز خدا در باور هیچکس نگنجد!

گاهی گمان نمیکنی ولی میشود ، گاهی نمی شود که نمی شود!
گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست! گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود!
گاهی گدای گدایی و بخت یار نیست! گاهی تمام شهر گدای تو می شود!!!

ساعتها را بگذارید بخوابند! بیهوده زیستن را نیاز به شمردن نیست.

مشکلات انسانهای بزرگ را متعالی می سازد و انسانهای کوچک را متلاشی.

خدایا،به من توفیق تلاش در شکست،صبر در نومیدی،رفتن بی همراه،
جهاد بی سلاح،کار بی پاداش،فداکاری در سکوت،دین بی دنیا،عظمت بی نام،
خدمت بی نان،ایمان بی ریا،خوبی بی نمود،مناعت بی غرور،عشق بی هوس،
تنهایی در انبوه جمعیت،و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند،روزی کن.

بغض بزرگترین نوع اعتراض در برابر آدم هاست اگر بشکنه دیگه اعتراض نیست التماسه.

زخمی بر پهلویم هست روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب میخورم و
همه گمان میکنند که من میرقصم.

نامم را پدرم انتخاب کرد ، نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم! دیگر بس است ،
راهم را خودم انتخاب می کنم.

دلی که ازبی کسی تنها است،هرکس رامیتواندتحمل کند.!

در دشمنی دورنگی نیست ، کاش دوستانم هم در موقع خود
چون دشمنان بی ریا بودند.

خیلی اوقات آدم از آن دسته از چیزهای بد دیگران ابراز انزجار می کند
که در خودش وجود دارد.