برچسب ها بـ ‘ماسک’

کرونا و بشریت 19

شنبه, 19 سپتامبر, 2020

بشر مشغول شستن دست‌هایش هست و جهان درنگی کرده است تا نفسی تازه کند.
اما این دست ها هنوز آلوده‌اند، پاک نشده‌اند.هنوز در حسرت روزهای گذشته هستیم، دل‌مان برای آن روزها تنگ شده ، برای همان روزها که سوار بر سرعت، جهان را می‌آلودیم و به چیزی بدل می‌کردیم که اکنون شده است.
دست‌های‌مان هنوز آلوده است. باید بیشتر بشوییم، زیرا هنوز می‌توانیم بر سر تکه‌ای نان، بسته‌ای بیسکوئیت با هم بجنگیم. هنوز می‌توانیم همه‌ی ماسک‌ها و دستکش‌ها را برای خودمان بخواهیم، از دیگری سبقت بگیریم، سهم بیشتری به چنگ آوریم.
دست‌های بشر آلوده است. هنوز آلوده است. باید بیشتر شست.
کرونا هنگامی خواهد رفت که پیام طبیعت را بشنویم و دل مان نه برای گذشته های ویران،که برای آینده تنگ شود.
کرونا استراحت داد، به پروازها، به ماشینها ، به مدارس و دانشگاهها ، به مساجد و امام زاده ها ، به اعتکاف و معتکف ، به نماز جمعه و جماعت ، به بازار و بازاری ، به رفت و آمد های تکراری ، به دید و باز دید های بی حاصل ، به ریخت و پاشهای عزا و عروسی ، به خرید های دم عید ، به جنگل و دریا و شمال ، به جلسات بی نتیجه اداره ها.
کرونا از هر ابر قدرتی قویتر بود. خیلی کارها کرد.

نسبت ما با توسعه 17

شنبه, 22 سپتامبر, 2018

واما در جامعه توسعه نیافته:
۱-موضوعاتی در کانون توجه قرار می گیرند که به بحران تبدیل شوند(دندانها تا قبل از درد غیر قابل تحمل به دندانپزشک نشان داده نمی شوند،زندگی ها تنها با احتمال فروپاشی با مشاور در تماس قرار نمی گیرندو …)

۲-جامعه از بحرانی وارد بحران دیگر می شود و کمتر می تواند به رویاها وآرزوهای خود فکر کند.

۳-جامعه به علت ترس از گرفتار نشدن به بحران بعدی مدام در حال شتاب واسترس به سر می برد.

۴-افراد جامعه مدام احساس عقب ماندگی دارند و مرتب دچار “هیجان جبران” هستند چون فکر میکنند هر لحظه احتمال دارد مقابل اتفاقات احتمالی تمام دستاوردهای خود را یا از دست بدهند ویا دستاوردهایشان ارزش خود را از دست بدهد.
به همین دلیل فرزندانشان را دچار بیش فعالی آموزشی می کنند و می خواهند فرزندشان از هر انگشتش هزار هنر بریزد تا هر هنری اگر به فردای او کمک نکرد هنر دیگر به مدد او بیاید!

۵-درکی از لذتهای معنایی ندارند و در به در بدنبال لذتهای سریع و با طول عمر کوتاه هستند چون به آینده امیدی ندارند. بنابراین شاید به انواع اعتیادها روی آورند ویا به تباهی اخلاقی کشیده شوند.

پی نوشت:
حسی در درونم میگوید ،سهیل دیگه ننویس! چون در جامعه توسعه نیافته افراد حوصله کمی برای عمیق خواندن ودقیق شدن در موضوعی دارند ؛ چون مدام دنبال روشهای سریع وجادوگرانه وخرافی برای حل مسائل می گردند واگر شما تا اینجای مطلب را خوانده اید می توانید امیدوار باشید که خیلی هم صاحب سبک تفکر توسعه نیافته نیستید.

اما چاره چیست؟

۱-اول باید اعتراف کنیم که ما دچار تفکر توسعه یافته نیستیم وذهنمان در روند رشد تاریخی جهان جا مانده است.

۲-به فرایند تفکر خود هشیار شویم تا بفهمیم اکثر اضطرابها و انتخابها ریشه در عقده وترس دارند ویا از عمق وجود ما ریشه گرفته اند؟

۳-آرام آرام ماسکهای کاذب خود را کنار بگذاریم تا خود واقعیمان را به محیط نشان دهیم ،چون این تنها راهی است که شاید جهان هم شکل حقیقی وکم اضطرابتر خود را به ما نشان دهد .

۴-برای آینده بهترفرزندانمان بیشتر از آموزش روی پرورش وشکوفایی آنها از طریق فراهم کردن ارتباط اجتماعی بیشتر و مراوده فراوان تر با بخشهای مختلف جامعه وسفرهای گسترده تر بهره بگیرید و از تمام روش های استعداد شناسی نه برای رقابت، بلکه برای کشف مسیر بهتر ومناسب واختصاصی وی بهره ببرید.

۵-مطالعه متون عمیق و پیگیری آموزش هایی که می تواند درک موثرتری از زندگی ،روابط واصول اداره بهتر زندگی به ما بدهد.

۶-تنها به بهتر شدن زندگی خودمان فکر نکنیم و بخشی از وقت و درآمد خود را برای بهبود اطرافیان وجامعه اختصاص دهیم تا بفهمیم اگر هوای شهر آلوده باشد شما در خانه خود بمانید آسیبی نمی بینید بیشتر یک طنز است تا یک حقیقت علمی و معنوی.