برچسب ها بـ ‘لیسانس’

ایران و ایرانی 73

چهار شنبه, 29 اکتبر, 2014

ششم – عدم شایسته سالاری
نگاهی به تاریخ دویست ساله اخیر ایران به خوبی نشان می دهد که حکومت فامیلی و طایفه ای و قبیله ای چنان در این دوران ریشه دوانیده است که حتی در سال های اخیر و بعد از انقلاب هم این روحیه کاملا در مدیران و مسئولین جامعه جاری است و هر دولت را که می نگری می بینی در همان اولین روزهای استقرار از بستگان و به قول خودشان افراد مطمئن!؟در پست های کلیدی استفاده می نمایند و بعد هم بستگان این افراد شاغل در پست های کلیدی در سایر مناصب مدیریتی و این قصه تا آنجا که وابسته ای باقی نماند ادامه پیدا می کند.
در هر دولتی به راحتی می توان این لیست ها را تهیه کرد اما این منحصر به دولت ها هم نمی باشد.در سایر نهادهای قانونی کشور هم وضع بدین گونه است و این یادآور همان نظام طبقاتی تاریخی ما ایرانیان می باشد که هر طبقه جد اندر جد باید به کاری خاص همان طبقه می پرداختند و حق ورود به طبقه کاری دیگر را نداشتند.
این یکی از بدترین آسیب های اجتماعی ماست زیرا از یک طرف باعث سلب اعتماد مردم می گردد و همان شائبه ای را که قبلا اشاره شد(حضور برای مدتی محدود جهت بستن بار خود) می گردد و هم چه بسیار شایستگان و صاحبان مهارتی که فقط چون وابستگی به مسئول وقت ندارند مورد اطمینان نمی باشند ودر نتیجه بکار گرفته نمی شوند.این روحیه هم متاسفانه بسرعت به طبقات پایین تر جامعه تسری پیدا می کند و بعنوان یک رویه و عرف مورد استفاده قرار می گیرد.کافی است مراجعاتی به سازمان های مختلف خودمان داشته باشیم و مشاهده کنیم که با توجه به مدرک تحصیلی و تخصص مدیر آنجا در بقیه مسئولیتها نیز با سازماندهی دلخواه خود چه کسانی بکار گرفته شده اند.حتی در این موضوع به حدی افراط می گردد که سازمانی را می شناسم که با قدرت گرفتن افرادی که مدرکشان دیپلم بوده است شرایط احراز شغل را بگونه ای تدوین و اجرایی نمودند که تمام پست های تخصصی و کلیدی را هم دیپلمه ها با توجه به سال های سابقه کاری در همان سازمان (و نه از سازمان های دیگر)می توانستند اشغال نمایند و به این ترتیب حاشیه امنیتی برای چند صد نفر خاص پیش آمده بود که تا هستند پست های مدیریتی متعلق به ایشان است و لیسانسیه ها و فوق لیسانس ها و دکترا ها باید زیر دستشان کار نمایند! که البته در این موارد ثابت شده است که تحمل مدارک بالاتر را ندارند و آنها را به اشکال مختلف مایل به خروج از سازمان می نمایند و نهایتا آنچه می ماند به شهادت آمار و گزارشات بررسی عملکرد اینگونه سازمانها انحطاط سال به سال خروجی ها در مقابل سازمانهای با چیدمان نیروی انسانی اصولی تر است

جوان خسته!(2)

شنبه, 1 دسامبر, 2012

می گفت:هفت واحد مانده بود تا لیسانس سخت افزار کامپیوتر را بگیرم.شرکت…… آگهی استخدام داد.با اطلاع یکی از بستگانم مراجع کردم.مرا در مصاحبه بسیار پسندیدند.قرار شد با گذراندن هفت واحد باقیمانده در ترم تابستانی در آنجا مشغول به کار شوم.

چقدر خوشحال بودم.می توانستم برای خود شغل آبرومند و خانواده ای داشته باشم. سه ماه با شوق درس خواندم.وقتی با تاییدیه دانشگاه در مورد اتمام درسم به شرکت مراجعه کردم،با کمال تعجب دیدم فردی دیپلمه با حقوقی معادل دو برابر مقدار درخواستی من ،دو ماهی است که مشغول کار است!؟

هنوز هم داغ این ناجوانمردی دلم را آتش می زند.

جوابی برایش نداشتم.