برچسب ها بـ ‘لذت’

مقالات 80

یکشنبه, 8 ژانویه, 2017

انسان و تنهاییش 2

در طول مسیر “انسان شدن” جمعیت دلگرم کننده ای را می بینی و با شور و شوق درمی یابی که تنها نیستی،اما هرچه بیشتر موفق به طی طریق باشی با تعجب در می یابی که همراهانت به تدریج کنار می کشند و هریک به تنهایی یا در گروه هایی کوچک به گوشه ای می خزند و می گویند:مقصد ما همینجاست! چه ساده می اندیشند که این راه را پایان و بدایتی هست.مقصد “خدا” است و این راه را حداقل در این دنیا پایانی نیست!
چنین می فرماید که: دکتر علی شریعتی دربخش از سخنرانی خود تحت عنوان “علی تنهاست”
اریک فروم میگوید: تنهائی زاییده عشق است وبیگانگی. آری چنین میباشد!
کسی که به یک معبود، به یک معشوق عشق میورزد،با همه چهره های دیگر بیگانه میشود وجزدرآرزوی او نیست.
خود به خود وقتی که او حضور ندارد…….تنها می ماند،کسی که با افراد واشیأ پیرامونش بیگانه است،متجانس نیست وبا انها تفاهمی ندارد تنها میماند و احساس تنهائی میکند.
انسان بمیزانی که بمرحله انسان بودن نزدیکتر میشود…احساس تنهائی بیشتری میکند.
میبینیم اشخاصی که عمیقترند،اشخاصی که دارای روح برجسته تر وممتاز تر هستند از آنچه که توده مردم هوس روزمره شان است ولذت عمومیشان می باشد بیشتر رنج میبرند،ویا می بینیم کسانی را بمیزانی که روح در انها اوج می گیرد واندیشه تعالی پیدا میکند،از جامعه وزمان فاصله می گیرد ودر زمان تنها می ماند.

سلسله مباحث مدیریتی24

سه شنبه, 16 دسامبر, 2014

در آخر به عنوان یک متخصص تربیتی چه توصیه هایی به خوانندگان ایرانی این مصاحبه دارید ؟
به خوانندگان این مصاحبه و همه هم وطنانم توصیه دارم که اجازه دهند تا کودکانشان از کودکی شان لذت ببرند و به اصطلاح کودکی کنند . کودکان را بی دلیل وارد دنیای بزرگ سالان نکنند و فراموش نکنند یک بچه زرنگ 4 ساله نمی تواند و نباید 6 ساله یا 7 ساله رفتار کند. او فقط یک بچه باهوش 4 ساله است که نیازهای فراوان یک کودک 4 ساله را دارد. از کودکان خود به اندازه سن آنها توقع داشته باشید و به کودکان خود سرکوفت نزنید که سرکوفت زدن ها حلال مشکل نیست و چه بسا در دراز مدت خود سبب ایجاد مشکلات بسیار خواهد شد .
دوری و اجتناب از تنبیه فیزیکی و روانی سر لوحه باشد ، اگر می خواهید کودکان خود را تنبیه هم بکنید آنها را یک یا دو ساعت به داخل اتاق هایشان بفرستید و اجازه ندهید از موبایل یا کامپیوتر ، اینترنت ، تلویزیون یا موزیک یا … استفاده کنند .
اتاق فرستادن برای این است که کودکان با خود فکر کنند که چرا شما آنها را به اتاق فرستاده اید. در مقابل کودکان خود مشاجره نکنید و با کودکانتان در فعالیت های فیزیکی شان سهیم شوید و فعالیت های فیزیکی را به عنوان یک رویه ثابت در برنامه هفتگی خود با کودکانتان قرار دهید

داستان های کوتاه 6

یکشنبه, 28 سپتامبر, 2014

دیوژن:ای سردار بزرگ،بزرگ ترین آرزوی تو اکنون چیست؟
اسکندر:یونان را به زیر فرمان بیاورم.
دیوژن:پس از آن؟
اسکندر:آسیای صغیر را تسخیر کنم.
دیوژن:و بعد؟
اسکندر:بردنیا مسلط شوم.
دیوژن:و پس از آن؟
اسکندر:به استراحت بپردازم و لذت ببرم.
دیوژن:چرا هم اکنون استراحت نمی کنی و لذت نمی بری؟!

یاکریم ها

شنبه, 8 ژوئن, 2013

سال قبل دو یاکریم در بالکن کوچک خانه ما لانه کوچکی ساختند و دو تخم گذاشتند و روی آنها آنقدر نشستند تا بچه شدند و غذایشان دادند ،تا بزرگ شدند و پریدند و همگی رفتند.

از اینکه ما را قابل و مورد اطمینان یافته بودند بسیار خوشحال شدیم و در این مدت تقریبا دو ماه،سعی کردیم به بالکن رفت و آمدی نداشته باشیم و مزاحمشان نباشیم.اگرچه برایمان سخت بود،اما گذشت.

الان هم حدود دو هفته ای است که یک یاکریم باز در بالکن لانه ای گذاشته و روی تخمی نشسته است.

اما این بار بی انصاف روی وسایل ضروری زندگی ما در بالکن لانه ساخته؟!

باز هم در حال تحملیم و خوشحال از مورد وثوق بودن پرندگان.

هر لذتی،بهایی دارد.

عاشقانه ها 41

یکشنبه, 17 فوریه, 2013

دوست داشتن به بازی الا کلنگ میماند

کسی که عاشق تر است

خودش را پایین می اورد

تا عشقش از بالا بودن

لذت ببرد

کمی بیاندیشیم 31

سه شنبه, 23 اکتبر, 2012

از مترسکی سوال کردم:آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده‌ای ؟

 

 پاسخم داد : در ترساندن دیگران برای من لذتي به یاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و 

هرگز از آن بیزار نمی‌شوم!

اندکی اندیشیدم و سپس گفتم : راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!

گفت : تو اشتباه می کنی!

زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!!!

جبران خلیل جبران

 

 

من می مانم…..

دوشنبه, 24 سپتامبر, 2012

ساحلی غمگین و تنها،لیک پرغوغا منم

نزد مردم بس عزیزم،لیک زخمی شد تنم

در پی این آمد و شدهای امواج کفی

مانده آلوده ز بی اخلاقی یاران،منم

من پذیرای دو صد موج و هواخواه همه

لیک آخر آنچه می ماند به جا،آلوده می سازد تنم

آخر ای جانان من،چون در برم لذت برید

این چنین زخمی چرا خواهید روا بر پیکرم

من خروشم با امید شادی و حظ شما

با حباب آرزوها در میان بسترم

آرزوی نیک فرجامی این خلق به جامانده ز خود

می دهد امید ماندن،تا چه آید بر سرم

لذت فریب خوردن

شنبه, 4 آگوست, 2012

 

جوانک با اشتیاق روی سبزی های چیده شده در چهارچرخه کوچکش آب می پاشد و پی در پی فریاد می زند:سبزی تمیز و تازه ،تمیز و تازه،سبزه سبزه!

از او می پرسم :دسته ای چند؟

می گوید:دسته ای صد و پنجاه تومان،ریحان هم دسته ای سیصد تومان.

همینطور که سبزی ها را در کیسه می ریزم،قیمت آنها را هم حساب می کنم.نهایتا شد سه هزار و دویست تومان.

می گویم:چقدر شد؟

جواب می دهد:سه هزار و پانصد تومان و با احتیاط نگاهم می کند.

نگاهی به دستهای گل آلود و زخمدارش می اندازم،همان مبلغی را که او گفت می دهم و راه می افتم.

نمی دانم لذت او از فریب دادن من بیشتر بود یا لذت من از فریب او را خوردن؟!!