برچسب ها بـ ‘لبیک’

گفتگو با یک دوست 6

شنبه, 3 فوریه, 2018

به قول شیخ بهایی:
همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردن

همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن

ز مدینه تا به کعبه ، سر و پا برهنه رفتن

دو لب از برای لبیّک ، به وظیفه باز کردن

به مساجد و معابد ، همه اعتکاف جستن

ز ملاهی و مناهی ، همه احتراز کردن

شب جمعه ها نخفتن، به خدای راز گفتن

ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن

بخدا که هیچ کس را، ثمر آنقدر نباشد

که به روی نا امیدی ، در بسته باز کردن
خلاصه به قول یک آقایی :
نمیدونم شما با چی زندگی می کنید؟
اما من با عشق زندگی می کنم.
نه با عشق های زمینی و کوچک روی زمین،
من با عشق به مردم زندگی میکنم.
وقتی از عشق بنویسی، وقتی از دل خوش بنویسی ، تمام این ها نوازش های روحی کمکت میکنند تا بتوانی توی این دنیای حیوان پرور زندگی کنی.
توی این دنیا فقط دوراه برای خودت داری:
یا باید بی خیال عشق و پاکی و راحتی روحت باشی و بی تفاوت به رنج دیگران باشی و یا اینکه روحت را نوازش کنی. مهربانی کنی و سعی کنی روحت را آزاده پرورش بدی.
گفت: به قول حکیم ملاصدرا:
ویرانه ای است این جهان
عمر کفاف نمی دهد که آبادش کنیم
و غیرت رخصت نی دهد که آبادش کنیم
پس
آبادسازی یک گوشه جهان به دست من
آبادسازی کل جهان است به دست همگان
پس تو سعی کن که خودت درست عمل کنی و بقیه را به دست خدا بسپار که او عالم ترین است.
گفتم: راست می گویی،سعی خود را خواهم نمود.

یا حسین 3

شنبه, 14 اکتبر, 2017

اما سالهاست که اهداف اماممان را فراموش کرده ایم و بی توجهیم به یاری خواستن او از تمام انسان هایی که در طول تاریخ بشریت در مقابل این سوال او قرار گرفته اند که در آخرین لحظات زندگی اش پرسید: کیست که مرا یاری کند؟
بر سر و سینه خود می کوبیم،بر مظلومیت او و یارانش صادقانه و دردمندانه می گرییم،اما حاضر نیستیم قدمی در راهش برداریم،البته اقلیتی مومن و پیرو واقعی وجود دارند اما اکثریت فقط چند روزی را به عزاداری ظاهری سالار شهیدان بشریت قرار می دهند و پس از آن تا محرمی دیگر راه کوفیان زمانه اش را می روند!
به تعبیر زیبای دکتر شریعتی:
“حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود. افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.
اگر در جامعه ای فقط یک حسین و یا چند ابوذر داشته باشیم هم زندگی خواهیم داشت هم آزادی هم فکر و هم علم خواهیم داشت و هم محبت هم قدرت و سرسختی خواهیم داشت و هم دشمن شکنی و هم عشق به خدا.
از هنگامی كه به جای شیعه علی (ع) بودن و از هنگامی كه به‌جای شیعه حسین (ع) بودن و شیعه زینب (س) بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شده‌اند و بس، در عزای همیشگی مانده‌ایم
این كه حسین (ع) فریاد می‌زند:آیا كسی هست كه مرا یاری كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند كه كسی نیست كه او را یاری كند و انتقام گیرد؟ این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست.
حسین (ع) یك درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد كه اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است.”
آنها كه تن به هر ذلتى مى ‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏ هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا كسانى كه سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده ‏اند و مرگ خویش را انتخاب كرده ‏اند – در حالى كه صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود – توجیه و تأویل نكرده ‏اند و مرده‏ اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها كه براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها كردن حسین و تحمل كردن یزید دادند، كدام هنوز زنده ‏اند؟”

ذره ذره کم می شوی……

شنبه, 22 سپتامبر, 2012

با گذر زمان ذره ذره کم می شوی..

از یقینی که داشتی

از ایمان ،صداقت و خلوصی که داشتی

از زیبابینی و لطافت روحی که داشتی

از عشقی که مثل پرنده پر می کشید

 

ذره ذره کم می شوی و مثل یخی قطره قطره آب می شوی…

نه مهری نه وفایی

نه دلی نه محبتی

همه اش بوی خودخواهی و خودپرستی

و آخرش ظلم و جفا در حق دیگران

و فراموش کردن خود ، خدا و دیگران

و تبدیل شدن به سنگ بی خاصیت

 

کم می شوی اما چگونه؟

با دروغ، ریا،ظلم،بدگویی،طمع،خشم و نفرت،شهوت،

با چشم و گوش و زبان بدون حیا و پرده

و خلاصه با لبیک گفتن های پی درپی به دعوت شیاطین انس و جن..

 

با کم شدنت دیگر دلت برای خدا تنگ نمی شود

فرشتگان نیز کم کم از کنار تو دور می شوند

دوستان و آشناهایت هم این کم شدنت را می بینند و کم کم جای آنها خالی می شود

حتی پرندگان و چرندگان نیز با دیدن تو می هراسند و می گریزند چون تو دیگر مامن آرامش و مهر نیستی

و تبدیل به هیولای هزار شاخ شده ای

 

می بینی خیلی راحت کم می شوی قطره قطره…

کجاست آن قسم خورده روز الست که وفای عهد کند

و بر چکیدن قطره های دل واقف باشد

و نگذارد این دل و امانت الهی که جهان به خاطر آن خلق شده آب شود.

 

آری دیگر خیلی دیر خواهد شد اگر چکیدن قطره ها و مرواریدهای دل را نبینم

از وبلاگ کیمیای معرفت